سیر تاریخی تحول تناقضباوری از دوران باستان تا کنون
دوره 15، شماره 2، اسفند 1403، صفحه 119-143
https://doi.org/10.30465/lsj.2025.48491.1466
غلامعلی هاشمیفر، مهدی عظیمی
چکیده با وجود آنکه اصل تناقض یکی از مهمترین اصول حاکم بر فلسفه -به خصوص از زمان ارسطو- به شمار می-آید، کسانی نیز به مصاف این اصل رفته و آن را به چالش کشیدهاند. پژوهش حاضر عمدتاً در صدد نشان دادن سیر تاریخی تناقض باوری و راهحلهای ارائه شده از سوی تناقضباوران برای اعتقاد به امکان جمع نقیضین از دوران باستان تا کنون میباشد. مسئله اصلی این تحقیق آن است که مخالفان برجسته قاعده امتناع تناقض، در طول تاریخ چه ادله و راهحلهایی برای دیدگاه خود ارائه کردهاند و از روش توصیفی و تحلیل انتقادی برای نیل به پاسخ این مسئله بهره گرفته است. در راستای ترسیم سیر اندیشه دفاع از تناقضباوری، ابتدا پیشینه اصل امتناع تناقض مورد بررسی قرار میگیرد. سپس، تناقضباوری و نسبت آن با همهصادقانگاری مورد مداقّه قرار خواهد گرفت و پس از آن بهطور تفصیلی پیشینه و زمینه تناقضباوری از یونان باستان تا دوران معاصر گزارش خواهد شد. تبیین منطق تناقضباور پایانبخش این جستار خواهد بود.
مواجهه ملاصدرا با تناقضباوری عارفانه
دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 217-239
https://doi.org/10.30465/lsj.2022.42406.1411
غلامعلی هاشمیفر، مهدی عظیمی
چکیده آشتی دادن عرفان، برهان و قرآن از ویژگیهای بارز فلسفه صدرالمتألهین شیرازی به شمار میآید. اما با توجه به تناقضباوری برخی از عرفا و تأکید فلسفه بر عقل برهانی، این رسالت چندان ساده به نظر نمیرسد. از جمله مواضع تناقضباوری عارفانه میتوان به اعتقاد عرفا به تحقق برخی تناقضات در عالم مثال اشاره کرد. این مقاله در صدد بررسی آن است که ملاصدرا در موضع یاد شده چه راهکاریهایی را برای خروج از تناقضباوری اتخاذ کرده و این راهکارها تا چه اندازه از درستی برهانی و منطقی برخوردار هستند. نگارنده با استفاده از روش تحلیل انتقادی این فرض را داشته است که صدرالمتألهین برای رهایی از تناقضباوری عارفانه و آشتی آموزههای عرفانی در مورد عالم مثال، دست به تقیید قاعده تناقض در عرصه عوالم مجرد از ماده زده است. بررسی نگارندگان حاکی از آن است که برخی از براهین صدرالمتألهین در این زمینه از اشکالات منطقی رنج میبرد. با این حال، برخی از براهین او نیز قابلپذیرش هستند. این مقاله ابتدا به تبیین تناقضباوری عارفانه در عالم مثال، سپس تلاش صدرا برای رهایی از آن، و در نهایت تحلیل انتقادی تلاش وی پرداخته است.
