نویسنده = محمدحسین اسفندیاری
مطالعات تطبیقی در منطق

نقد کتاب چیستی و نقش قضایای تحلیلی و ترکیبی در منطق و معرفتشناسی

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 15 شهریور 1404

https://doi.org/10.30465/lsj.2025.48244.1463

محمدحسین اسفندیاری

چکیده تمایز تحلیلی ـ ترکیبی از مهم‌ترین مباحثِ فلسفۀ مدرن است که دامنۀ آن در فلسفۀ معاصر تحلیلی پی گرفته شده. این تمایز به مناقشه‌ها و سنگر‌بندی‌هایی میان فیلسوفان منجر شده است؛ به‌گونه‌ای که، در یک دسته‌بندی کلی، فیلسوفان تحلیلی را می‌توان به موافقین و مخالفین این تمایز تقسیم کرد. در زبان فارسی تألیفات اندکی در حوزۀ فلسفۀ تحلیلی وجود دارد. در بارۀ تمایز مذکور نیز تقریباً تألیف و یا حتی ترجمه‌ای جدی که تنها این تمایز را در کانون پژوهش قرار دهد، در دست نیست. اما چندی پیش و در سال 1397 کتابی با عنوان چیستی و نقش قضایای تحلیلی و ترکیبی در منطق و معرفت-شناسی به قلم یکی از دانشوران حوزوی و دانشگاهی تألیف شده که از قضا برگزیدۀ کتاب سال حوزه است. با این اوصاف، باید انتظار داشت که نخستین کتاب در این بحث، از دقت و جدیت لازم بهره برده باشد. آن‌چه در پی می‌آید متمرکز است بر نقد این کتاب. البته شایسته است این نقد همراه باشد با روشنگری‌ها و بازسازی‌ها که نوشتار پیش رو در این جهت نیز کوشیده است.

فلسفه تحلیلی (با گرایش منطق)

آیا تکثرگرایی و وحدت‌گرایی وجودشناختی مغایر نمادین یک‌دیگرند؟ و دو دشواری مشابه

دوره 16، شماره 1، فروردین 1404

https://doi.org/10.30465/lsj.2025.46957.1450

محمدحسین اسفندیاری

چکیده یکی از پرسش‌های پیش روی تکثرگرایی وجودشناختی، پذیرش یا عدم پذیرش سور عام است. اما اگر بنا به دلایلی که له پذیرش سور عام هستند، تکثرگرایی سور عام را بپذیرد، آن‌گاه بنا به دلایلی دیگر با دشواری‌هایی مواجه خواهد شد، مثلاً این‌که گویی تکثرگرایی و وحدت‌گرایی صرفاً در نمادها مغایر یک‌دیگرند و تفاوتی اصیل و مهم میانشان برقرار نیست. به عبارت دیگر، پذیرش سور عام نوعی همتای وحدت‌انگار را برای تکثرگرایی متصوَر می‌شود و این همتای وحدت‌انگار، تکثرگرایی را به سه دشواری اساسی دچار می‌کند. این سه دشواری البته از مهم‌ترین نقدها به خود رویکرد تکثرگرایی وجودشناختی نیز محسوب می‌شوند. در مقالۀ پیش رو، این سه دشواری مورد بحث قرار گرفته‌اند. پس از روشن کردن هر یک از آن‌ها و تحریر محل نزاع، آن‌ها را نقد و ردّ کرده-ایم. کلید ما در مواجهه با این سه دشواری، این فرض است که سور عام، سوری ممتاز و بنیادین نیست و صرفاً بر اساس سورهای مقید قابل تعریف خواهد بود. از این رو، نشان داده شده که تکثرگرایی وجودشناختی، اگر سور عام را بپذیرد و اگر این سور عام را ممتاز تلقی نکند، با دشواری‌ای مواجه نخواهد بود.