نویسنده = سید عمار کلانتر
منطق قدیم

دلالت در ارسطو

دوره 15، شماره 2، اسفند 1403، صفحه 81-108

https://doi.org/10.30465/lsj.2025.50054.1487

سید عمار کلانتر

چکیده از دیدگاه ارسطو هم واژه‌ها و هم گزاره‌ها دلالت می کنند. اما دشواری این است که مدلول چیست و در چه صورتی یک واژه‌ یا یک گزاره‌ واحد است. این مساله بحث از همنامی و «به شیوه‌های بسیار گفته شدن» را پیش می‌کشد. از ارسطوپژوهان قرن بیستمی، ایروین استدلال می‌کند که مدلول ذات است و در برابرِ آن شیلدز معتقد است که مدلول معنی است که البته مراتب متعددی، از معنای سطحی (لغوی) تا معنای عمیق (ذات)، دارد. در این مقاله استدلال می‌شود که مؤلفة اصلی در دلالتِ واژه‌ها و گزاره‌ها این است که مدلول وحدت حقیقی داشته باشد. وحدت حقیقی مدلول واژه‌ها، که بر اساس آموزة مقولات تعیین می‌شود، به دو صورت امکان‌پذیر است: «به خاطر واحد»، مانند انسان و «با اشاره به واحد»، مانند موجود. اما وحدت حقیقی مدلولِ گزاره‌ها به وحدتِ حقیقیِ شرایط صدق گزارة موجِب باز می‌گردد. بنابراین، در بحث دلالت ارسطو در جستجوی واحد حقیقی است و معنای عرفی زبانی غایت نهایی وی نیست. اهمیتِ این بحث در این است که بحث دربارة دلالتِ واژه‌ها یکی از ابزارهای مهمِ ارسطو در بحث فلسفی است.

فعل «است» در درباره‌ی عبارت ارسطو

دوره 12، شماره 1، شهریور 1400، صفحه 213-237

https://doi.org/10.30465/lsj.2021.36699.1370

سید عمار کلانتر

چکیده در این مقاله فعل بودنِ «است» (εστί) در درباره‌ی عبارت ارسطو و و دلالت‌هایی که وی صراحتا به «است» نسبت می‌دهد، بررسی می‌شود و در موارد متعددی دیدگاه برخی مفسران ارسطو، از جمله آمونیوس، بوئتیوس، فارابی و آکویناس تقریر و نقد می‌شود. از این رو، ابتدا تعریفِ ارسطو از فعل،‌ از جمله مهمترین ویژگیِ آن، «افزون‌نشانگریِ زمان»، بررسی می‌شود. در واقع، «است» به دلیلِ داشتنِ این ویژگی فعل است و به این ترتیب اولین دلالتِ «است» هم روشن می‌شود. در ادامه درباره‌ی دو دلالتِ دیگرِ «است» یعنی «افزون‌نشانگریِ ترکیب» و «تعیین صادق» و رابطه‌ی این سه دلالت با یکدیگر بحث می‌شود. و سرانجام نتیجه گرفته می‌شود که از نظر ارسطو «است» (ثلاثی) یک امر مقولی را نشانگری نمی‌کند، بلکه فقط افزون‌ نشانگرِ ترکیب است. و با توجه به اینکه «است» افزون‌ نشانگرِ زمان است، می‌توان گفت که از نظرِ ارسطو در درباره‌ی عبارت «است» (ثلاثی) افزون‌ نشانگر ترکیب زمان‌مند است.

تعریف گزاره در «دربارة عبارت» ارسطو

دوره 6، شماره 1، فروردین 1394، صفحه 95-116

سیدعمار کلانتر

چکیده بر اساس تفسیر مشهور، ارسطو در فصل چهارم «دربارة عبارت»، گزاره را بر اساس صدق و کذب تعریف می‌کند. با این حال وی در پایان فصل پنجم، «بیان» دیگری را از گزارة «ساده» مطرح می‌کند. در این مقاله با توجه به فصل‌های چهارم و پنجم استدلال می‌شود که آن بیان دیگر، درواقع تعریفِ گزاره‌‌ به صورت مطلق بر اساس تعلق‌ گرفتن و تعلق ‌نگرفتن، به عنوان مؤلفه‌هایی در حوزة واقعیت، است. برای این منظور ابتدا تفسیرِ برخی از مفسران از بخش پایانی فصل چهارم و فصل پنجم تقریر می‌شود. سپس نادرستیِ تعریف گزاره بر اساس صدق و کذب و ناسازگاری‌های این تفسیر با متن ارسطو مورد بررسی قرار می‌گیرد. آن‌گاه تفسیر پیش‌نهادی از متن ارسطو تقریر می‌شود و پس از اشاره به نحوة متفاوت تعریف مفاهیمِ تقسیم‌کنندة نشان‌گرها، تعریف پیش‌نهادی از گزاره شرح داده می‌شود و به شباهت‌های این تفسیر با تفسیرِ فرفریوس اشاره می‌شود.