دوره 6، شماره 2 ، پاییز و زمستان 1394، ، صفحه 1-36
چکیده
در منطق و فلسفة اسلامی معمولاً گفته میشود در معقول ثانی منطقی اتصاف، و بهعبارتی ظرف صدق و مطابَق، کاملاً ذهنی است. این نوشتار نشان میدهد برخی اندیشمندان مسلمان در عمل، گاهی، مثلاً در مورد مباحث پارادوکس معدوم مطلق، ناخواسته آن را نقض کردهاند. ما به تقویت این نقض خواهیم پرداخت و ادلّة قویتری بر اتصاف خارجی و عینی دستکم برخی ...
بیشتر
در منطق و فلسفة اسلامی معمولاً گفته میشود در معقول ثانی منطقی اتصاف، و بهعبارتی ظرف صدق و مطابَق، کاملاً ذهنی است. این نوشتار نشان میدهد برخی اندیشمندان مسلمان در عمل، گاهی، مثلاً در مورد مباحث پارادوکس معدوم مطلق، ناخواسته آن را نقض کردهاند. ما به تقویت این نقض خواهیم پرداخت و ادلّة قویتری بر اتصاف خارجی و عینی دستکم برخی از معقولهای ثانی منطقی، یعنی اموری که به حیث التفاتی و دلالت گرهخوردهاند، همچون «لایخبرعنه» و «لایعلم»، «یخبرعنه» و «یعلم»، «خبر» و «شناخت»، «خبر/ شناختپذیری» و «خبر/ شناختناپذیری»، «صدق»، «وصفپذیری» و «وصفناپذیری»[i]، عرضه خواهیم کرد و بدین وسیله کلیت قاعده نقض خواهد شد.
دوره 5، شماره 2 ، پاییز و زمستان 1393، ، صفحه 1-30
چکیده
در حل پارادوکس معدوم مطلق (معدوم در ذهن و خارج) راهحلهای گوناگونی مطرح شده است؛ راهحلهایی چون: اختلاف در مفهوم و مصداق و معادلهای آن که رایجترین پاسخ است؛ اختلاف در بتّی و غیر بتّی و معادلهای آن و غیره. این نوشتار با اشاره به نقدپذیری این راهحلها مدعی است راهحل درست همان شناختپذیری عدم مطلق است. این راهحل گرچه ...
بیشتر
در حل پارادوکس معدوم مطلق (معدوم در ذهن و خارج) راهحلهای گوناگونی مطرح شده است؛ راهحلهایی چون: اختلاف در مفهوم و مصداق و معادلهای آن که رایجترین پاسخ است؛ اختلاف در بتّی و غیر بتّی و معادلهای آن و غیره. این نوشتار با اشاره به نقدپذیری این راهحلها مدعی است راهحل درست همان شناختپذیری عدم مطلق است. این راهحل گرچه مورد توجه شمار اندکی از اندیشمندان نیز بوده است نشان خواهیم داد راهحل این عدة قلیل، به دلیل توجه نکردن به تعریف دقیق و قوی معدوم مطلق شناختناپذیر و خبرناپذیر رایج، همگی خدشهپذیر هستند. اما خود، با جمعبندی و تلفیق قویترین تعریف معدوم مطلق رایج در فلسفة اسلامی در طی تاریخ، در دیدگاه برگزیده به چهار طریق شناختپذیری معدوم مطلق را نشان خواهیم داد؛ از طریق: الف) اصل تناقض؛ ب) عدم بماهو عدم؛ ج) سالبه به انتفای موضوع؛ د) برهان خلف.
دوره 5، شماره 1 ، بهار و تابستان 1393، ، صفحه 1-30
چکیده
در فلسفة اسلامی معمولا منظور از «معدوم مطلق» چیزی است که نه در خارج موجود است و نه در ذهن. از آنجا که در فلسفة اسلامی گفته میشود «المعدوم المطلق لایخبرعنه و لایعلم»، این «شبهه» و «پارادوکس» در اینجا به وجود میآید که همین لایخبر عنه و لایعلم خبر و علمی است از معدوم مطلق. پس معدوم مطلق همزمان هم لایخبرعنه ...
بیشتر
در فلسفة اسلامی معمولا منظور از «معدوم مطلق» چیزی است که نه در خارج موجود است و نه در ذهن. از آنجا که در فلسفة اسلامی گفته میشود «المعدوم المطلق لایخبرعنه و لایعلم»، این «شبهه» و «پارادوکس» در اینجا به وجود میآید که همین لایخبر عنه و لایعلم خبر و علمی است از معدوم مطلق. پس معدوم مطلق همزمان هم لایخبرعنه و لایعلم و هم یخبرعنه و یعلم. به این پارادوکس «شبهة معدوم مطلق» میگویند. معدوم مطلق در متون اندیشمندان برجستة مسلمان معمولاً تا الهیات شفای ابنسینا ریشهیابی میشود و نه قبلتر ـ چهرسد به ریشة یونانی بحث؛ چراکه در جهان اسلام تاریخ فلسفه و منطق پیش از ابنسینا با ابهامات زیادی روبهرو است. این پژوهش در پی آن است که شبهة معدوم مطلق را در «فلسفة یونان» ریشهیابی کند و نشان دهد ریشة تاریخی این پارادوکس بهنوعی به فلسفة یونان میرسد و به دیدگاههای پارمنیدس و افلاطون دربارة عدم ناشناختنی بپردازد.
دوره 4، شماره 1 ، بهار و تابستان 1392، ، صفحه 1-43
چکیده
هدف اصلی این جستار نقد و بررسی مقالهای است که پیشتر شریفزاده و حجتی با عنوان «پارادوکس اخبار از مجهول مطلق: تحلیل مفهوم «خبر»» در همین مجله به چاپ رساندهاند. این مقاله با وجود برخورداری از برخی نکات مثبت دربردارندة چندین نکتة قابل نقد است. ما نکات قابل نقد را گزارش میکنیم و میسنجیم؛ مواردی چون تعبیر «حکمناپذیری» ...
بیشتر
هدف اصلی این جستار نقد و بررسی مقالهای است که پیشتر شریفزاده و حجتی با عنوان «پارادوکس اخبار از مجهول مطلق: تحلیل مفهوم «خبر»» در همین مجله به چاپ رساندهاند. این مقاله با وجود برخورداری از برخی نکات مثبت دربردارندة چندین نکتة قابل نقد است. ما نکات قابل نقد را گزارش میکنیم و میسنجیم؛ مواردی چون تعبیر «حکمناپذیری» در مجهول مطلق، عدم اعتبار ارجاع به قراملکی و جاهد در نقد راهحلهای پیشینان، تقسیمبندی معدوم مطلق به «هستیشناختی» و «معرفتشناختی»، رابطة مجهول مطلق و معدوم مطلق و راهحل آنها، غفلت از قاعدة فرعیه و تعریف قوی قدما از معدوم مطلق، راهحلهای مقاله و تناقضگوییهای مکرر آن؛ عدم موفقیت مقاله در نشاندادن خدشهپذیربودن راهحل پیشینان، خدشهپذیربودن تحلیل مقاله از «خبر» و احتمالاً از «سخن» و بدفهمی مقصود قدما، و غفلت از تعریف مجهول مطلق و دلیل خبرناپذیری و سخنناپذیری آن.