نویسنده = کسری فارسیان
فلسفه منطق

فراسازگاری و تقریرِ ارسطویی-سینویِ مسئلۀ اینهمانی شئ در طول تغییر

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 27 اسفند 1403

https://doi.org/10.30465/lsj.2025.51005.1493

سید محمد علی حجتی، کسری فارسیان

چکیده اینکه اشیاء متعارف در جهان ما تغییر می‌کنند موضوعی‌ست که تصدیق آن برای هرکسی بدیهی بنظر می‌رسد. مثلا نوک مداد در دست ما می‌تواند بشکند، اما ما مداد را همان مداد قبل بدانیم؛ با این تغییر که نوکش اکنون شکسته است. اما این موضوع اصلا به این سادگی نیست. در طول تاریخ متافیزیک همواره کسانی بوده‌اند-پارمنیدس، ملیسوس، زنون، مک‌تاگارت، پیتر گیچ و برتراند راسل- که وجود حرکت و تغییر در جهان را به همین معنای عرفی در ذهن ما، منکر شده‌اند. در سوی دیگر، جریان غالب فیلسوفان سعی داشته‌اند برای وجود حرکت و تغییر در جهان نظریات و استدلال‌های مستحکمی را ارائه کنند، مثلا رویکرد ارسطویی-سینوی از مهم‌ترین آن‌هاست. تقریر مشائی بر تمایز تغییرات ذاتی و عرضی تکیه می‌کند و نظریه‌ی حرکت‌اش را بسط می‌دهد. در این مقاله سعی داریم نشان دهیم هردو رویکرد سلبی و ایجابی بالا، با شکست مواجه‌اند؛ شکست آن‌ها نه لزوما بخاطر ضعف استدلال‌های‌شان، بلکه بخاطر پذیرش یک منطق اشتباه بعنوان مبنای متافیزیک‌شان اتفاق می‌افتد. این مقاله تلاشی برای نشان دادن برتری منطق فراسازگار بر منطق کلاسیک در توضیح مسئله‌ی حرکت است.

بازسازی منطق هگل در منطق جدید: فراسازگاری یا تریویالیسم؟

دوره 11، شماره 2، مهر 1399، صفحه 173-188

https://doi.org/10.30465/lsj.2021.35739.1338

کسری فارسیان

چکیده در این مقاله، له این امر استدلال خواهد شد که هگل متعهد به تریویالیسم است. در دهه‌های گذشته با توجه به رونق گرفتن بازخوانی فیلسوفان کلاسیک در محکمه‌ی منطق جدید، بازسازی هگل نیز از این جریان مستثنی نبوده است. گراهام پریست منطق‌دان و فیلسوف مطرح معاصر خوانشی فراسازگار از منطق هگل ارائه می‌دهد و سعی دارد نشان دهد فراسازگار دانستن نظام اندیشه‌ای هگل می‌تواند هم غنای اندیشه‌ی او را نشان دهد و هم می‌تواند منجر به دفاع موجهی از اندیشه‌های او در جامعه‌ی امروزه‌ی منطق شود. این خوانش پریست از هگل مخالفانی دارد که معتقدند خوانش فراسازگار از نظام منطقی هگل می‌تواند تردید آمیز باشد. در این مقاله من علاوه بر توضیح خوانش پریست و مطرح کردن نقدی به خوانش او از جانب مخالفانش، در انتها استدلال خواهم کرد که هگل را می‌توان یک تریویالیست دانست و نه فیلسوفی با درک فراسازگار از منطق‌. نیز به عنوان نکته‌ی نهایی مقاله استدلالی در دفاع از تریویالیزم را مطرح خواهیم کرد.

انگیزه ها و استدلال های پریست در دفاع از دوحقیقت باوری

دوره 10، شماره 2، مهر 1398، صفحه 209-229

https://doi.org/10.30465/lsj.2019.5209

سید محمد علی حجتی، کسری فارسیان

چکیده دوحقیقت باوری(dialetheism) دیدگاهی است که می‌گوید برخی از تناقض‌های صادق وجود دارند. ازآنجایی‌که در منطق سنتی(ارسطوئی-کلاسیک) اصل امتناع تناقض(LNC) معتبر و برقرار است، این دیدگاه چالش‌ برانگیز است. در این مقاله سعی می‌شود که مسئله‌ی اساسیِ دوحقیقت باوری توضیح داده شود، و استدلال‌ها و انگیزه‌های گراهام پریست را در عدم پذیرش اصل امتناع تناقض و روی آوردن به منطق‌های فراسازگار بررسی شود. بنابر این، در بخش های پی در پی، سعی می کنیم وجودِ دوصدقه ها یا تناقض های صادق را در نظام های حقوقی، زبان طبیعی و زبان فرمال و جهان خارج نشان دهیم و دلایل پریست برای پذیرفتنِ آن ها و نقدِ وی از دیدگاه های رقیب را بیان کنیم. با انجام این کارها به نظر می رسد برای مان مشخص می شود به شرط آنکه نقضی بر استدلال های پریست وارد نباشد، دیدگاه پریست در پذیرشِ تناقض های صادق، می تواند پذیرفتنی یاشد.
واژگان کلیدی: دوحقیقت باوری، گراهام پریست، اصل امتناع تناقض، منطق فراسازگار