تحلیل انتقادی و تسهیل نامگذاری قضایای موجهه مرکبه در منطق سنتی
دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 167-192
https://doi.org/10.30465/lsj.2022.41425.1404
غلامعلی مقدم
چکیده منطق ابزار اصلاح اندیشه و معیار سنجش فکر است و به اقتضای معیار بودن باید از وضوح و روشنی کافی برای اصلاح پیچیدگی و انحراف فکر برخوردار باشد، نامگذاری و تعیین اصطلاحات از مبادی تصوری هر علم بوده و بیش از بقیه مباحث به این وضوح نیازمند است. با این وجود گاه به دلایلی این ابزار در مقام تبیین و تفهیم قواعد و ساختار های منطقی به ابهام و اجمال گراییده است، تسمیه موجهات مرکبه از آن جمله است که به تبع نامگذاری موجهات بسیطه در مقام تعلیم منطق، گرفتار این اغلاق و ابهام شده است. در حالت طبیعی موجهات سنتی با بی رغبتی منطق آموزان مواجه است، استفاده از الفاظ غریب و شیوه نامگذاری مبهم در مقام آموزش، به بی میلی بیشتر در این حوزه دامن زده، اشتیاق منطق آموز را به ادامه بحث در موجهات کاهش داده و به انزوای بیشتر موجهات در حوزه های درسی منطق سنتی خواهد انجامید. بنابر این، مساله تحقیق این است که چه انتقادی بر شیوه منطق سنتی در نامگذاری موجهات مرکبه وارد است؟ چگونه می توان نامگذاری موجهات را تسهیل و از این رهگذر به آموزش موجهات در منطق سنتی کمک کرد؟ در این مقاله به روش تحلیلی به نقد و بررسی نامگذاری موجهات مرکیه پرداخته و با استفاده از اسامی همگون و مناسب در نامگذاری موجهات مرکب، شیوه ای آسان برای نامگذاری موجهات پیشنهاد کرده ایم.
ذاتگرایی و منطق موجهات ارسطو
دوره 12، شماره 1، شهریور 1400، صفحه 181-211
https://doi.org/10.30465/lsj.2021.35484.1332
کامران قیومزاده
چکیده ارسطو با معرفی منطق موجهات در کتاب ارگانون خود از یک طرف و ارائهی نظریهی ذاتگرایی و مفهوم ذاتی در دو کتاب ارگانون و متافیزیک پیشقراول یکی از مهمترین و چالشبرانگیزترین مباحث متافیزیکی و منطقی در تاریخ فلسفه بوده است. ارائهی تفسیری منسجم از این منطق و منطبق ساختن آن با روایات ذاتگرایی ارسطو در ارگانون و متافیزیک، یکی از موضوعات داغ و مهم در بین ارسطوشناسان و مورخان منطق بوده است. این تأویل و تفسیر سخنان ارسطو از طریق نوشتههای او و سنجش آن با مباحث جدید فلسفی صورت میگیرد. در این مقاله سعی شده است پس از نقد یکی از این تفاسیر که در منطق موجهات جدید و فلسفهی منطق به تمایز "جهت جمله" و "جهت شیء" شهره شده است، به معرفی تفسیری جدید از جملات موجه، که توسط ریچارد پترسون ارائه شده است، بپردازیم که دارای دو ویژگی اساسی باشد. ویژگی اول به سازگاری نظام منطق موجهات ارسطو مربوط میشود که با این تفسیر میتوان گفت که بهترین تبیین ممکن در این زمینه در بین تفاسیر موجود است. ویژگی دوم به انطباق این تفسیر با ذاتگرایی ارائه شده توسط ارسطو در متافیریک اشاره دارد. با آزمون بر روی استدلالهای موجه مرکب از دو قضیهی ضروری به اثبات و تأیید این نظریه که به تمایز گزارههای موسوم به "ضروری قوی" و "ضروری ضعیف" اشاره کرده است، میپردازیم.
تحلیل انتقادی نامگذاری قضایای موجهه بسیطه در منطق سنتی
دوره 11، شماره 1، فروردین 1399، صفحه 207-228
https://doi.org/10.30465/lsj.2021.33015.1309
غلامعلی مقدم
چکیده سهولت تعلیم، یکی از اصول آموزشی در علوم است. رعایت این اصل در مقام کشف، تعریف، توضیح، استدلال و تبیین نتایج، به تسریع یادگیری کمک می کند. منطق که داعیه دار سنجش و تصحیح فکر و اندیشه است، بیش از دیگر علوم به رعایت این اصل سزاوار است، اما به نظر می رسد، منطق سنتی در تسمیه موجهات کمتر به این قاعده پای بند مانده است. استفاده از لوازم بعید و الفاظ و اصطلاحات غریب برای نامگذاری موجهات در مراحل ابتدایی آموزش، رغبت و اشتیاق دانش آموز منطق را به ادامه بحث در موجهات کاهش داده و از این جهت به انزوای موجهات در حوزه های درسی منطق سنتی خواهد انجامید. بنابر این، مساله تحقیق این است که چه انتقادی بر شیوه منطق سنتی در نامگذاری موجهات وجود دارد و آیا می توان با تغییر مناسب در این نامگذاری به تسهیل آموزش موجهات کمک کرد؟ در این مقاله به روش تحلیلی به نقد و بررسی وضعیت موجود در نامگذاری موجهات بسیط پرداخته و نشان داده ایم که با توجه به تناسب معنایی موجود در قضایای موجهه می توان از اسامی همگون و مناسب در نامگذاری موجهات بسیط استفاده نموده و از این رهگذر غرابت موجود در نامگذاری موجهات را کاهش داد.
منطق سنتی موجهات ، اختلال در ساختار قضیه و انحصارگرایی در جهات
دوره 10، شماره 2، مهر 1398، صفحه 249-264
https://doi.org/10.30465/lsj.2019.5208
غلامعلی مقدم
چکیده تمایز ساحت شناخت از افق واقع و تفکیک احکام حاکی از محکی، از مهم ترین و حساسترین مباحث معرفت شناسی است. قواعد منطق عهده دار تحلیل و تبین قوانین کشف مجهول تصوری و تصدیقی است. در منطق سنتی قضیه به عنوان موضوع منطق تصدیقات، معقول ثانی منطقی است و حقیقتی صوری و حکایی دارد. منطق صورت عهده دار تامین ابزار صحت تالیف و ترکیب و استنتاج از قضایاست. محتوای قضیه، نوع پیوند آن با خارج و میزان استقامت معنایی آن از این حوزه بیرون است، به نظر می رسد طرح مباحث موجهات در منطق سنتی، در برخی موارد اسباب تداخل ماده و صورت و اشراب برخی احکام عینی به قضیه ذهنی را فراهم کرده است. ورود فعلیت و دوام و استعداد به موطن قضیه، امری فراتر از حیث صوری در قضیه و مربوط به فرایند تحقق عینی اوصاف و اتصاف موضوع به محمول در عالم خارج است. افزودن این قیود به ساختار قضیه، موجبات اختلال، پیچیدگی، اختلاف، ابهام موجهات در منطق سنتی را فراهم آورده است. در این مقاله، به روش تحلیلی نشان داده ایم، که فضای رایج در منطق سنتی هم در افزودن قیود به ساختار قضیه و هم در اکتفا به جهات محدود محل تامل و مناقشه است.
رویکردی منطقی-ریاضی به اصول فقه
دوره 10، شماره 1، فروردین 1398، صفحه 249-277
https://doi.org/10.30465/lsj.2019.4494
فاطمه سادات نبوی
چکیده در دهه های اخیر، صوری سازی با استفاده از ساختارهای ریاضی، در بسیاری از مباحث که ماهیت منطقی دارند، گسترش یافته است. اصول فقه یکی از این حیطه هاست که ماهیت منطقی دارد و در حقیقت همان منطق حاکم بر استدلال فقهی می باشد. طراحی یک ساختار به سبک منطق ریاضی برای اصول فقه، هم به لحاظ فراهم آوردن ابزاری کارامد برای نشان دادن تمایز ها در روش های گوناگون استدلال فقهی، و هم به لحاظ استفاده از هوش مصنوعی برای ساخت ابزار کمکی در فرایند استنباط فقهی، می تواند مفید واقع شود. در این مقاله پس از معرفی اجمالی رویکرد ریاضی به منطق و بیان مختصری در تعریف اصول فقه، منطق صوری اصول فقه را در قلمرو منطق ریاضی جستجو می کنیم. منطق تکلیف استاندارد و منطق تکلیف دینامیکی را به عنوان نزدیکترین ساختار های ریاضی موجود، به ساختار مورد نظر ما، به اجمال معرفی کرده، پس از بررسی معانی مختلف «واجب» در نوشتارگان اصول فقه، رویکرد فعل محور را برای تبیین مفهوم واجب بر می گزینیم، زبان صوری منطق فقه را مبتنی بر منطق دینامیکی طراحی می کنیم و در انتها نمونه هایی از قواعد فقهی را در این زبان صوری سازی می نماییم.
برهان وجودی آنسلم و مسئلة مقایسه با خود
دوره 4، شماره 1، فروردین 1392، صفحه 89-108
حامد قدیری، داود حسینی
چکیده برهان آنسلم از نمونههای نامور برهان وجودی است که قرنها محل بحث فیلسوفان و منطقدانان بوده است. یکی از کلیدیترین فرازهای این برهان چنین است که «اگر [آنچه فراتر از آن قابل تصور نیست] در ذهن وجود داشته باشد، آنگاه میتوان همین فرد را بهعنوان موجود تصور کرد که فراتر است». بر اساس این فراز، میتوان «مسئلة مقایسة با خود» را مطرح کرد؛ مسئلهای که اولاً به تمایز میان «آنچه فراتر از آن قابل تصور نیست» و «آنچه فراتر از آن قابل تصور نیست بهعنوان موجود»، و ثانیاً به مقایسة میان آنها میپردازد. در این مقاله، نگارندگان تلاش میکنند پاسخ چهار تقریر از برهان وجودی آنسلم، میلیکان، اوپنهایمر و زالتا، لوئیس، و کینگ، به «مسئلة مقایسه با خود» را بررسی کنند؛ در مقام پاسخگویی به این مسئله، میلیکان و همچنین اوپنهایمر و زالتا آن را منحل کردهاند، لوئیس با استفاده از جهانهای ممکن لوئیسی به حل آن پرداخته است، و کینگ با بهرهگیری از نظریة اشیای التفاتی کوشیده است این تمایز را مدل کند. در این نوشتار استدلال میشود که مسئله منحلشدنی نیست؛ مدل لوئیس نظریة وی در باب جهانهای ممکن را پیشفرض میگیرد و نظریة اشیای التفاتی باعث ایجاد مشکلی میشود که صورتبندی کینگ را از اعتبار میاندازد.
کواین در برابر کریپکی
دوره 3، شماره 1، فروردین 1391، صفحه 1-25
علیاکبر احمدی افرمجانی، علی صادقی
چکیده ما در این مقاله ضمن بررسی انتقادات مشهورتر کواین به منطق موجهات، تلاش میکنیم نشان دهیم که سوای ابعاد سمنتیکی مخالفت کواین با منطق موجهات، میتوان دیدگاه او در معرفتشناسی را بهمثابة لایهای عمیقتر برای رد و طرد منطق موجهات درنظر گرفت، گرچه خود کواین تصریحی به این نحوة انتقاد از منطق موجهات نکرده است. در این میان اشاراتی به نظرات کریپکی، که یکی از جدیترین مدافعین منطق موجهات است میکنیم و بر این باوریم که آرای کواین و انتقادات او به منطق موجهات را در تقابل با آرای کریپکی بهتر میتوان فهمید.
بازتأملی انتقادی در بهرهگیری از سور مرتبة دوم در تحلیل شرطی لزومی
دوره 2، شماره 1، فروردین 1390، صفحه 1-23
چکیده نوشتار حاضر تلاشی برای تحلیل سور شرطی لزومی سینوی برپایۀ منطق مرتبۀ دوم است. محققان معاصر صورتبندیهای متفاوتی از شرطی سینوی به زبان منطق جدید عرضه کردهاند. از تفاوتهای اصلی این صورتبندیها چگونگی تحلیل سور شرطی بوده است. دیدگاه خواجه نصیرالدین طوسی دربارۀ سور شرطی مبنای آخرین تحلیلهای محققان قرار گرفته است و میتوان آن را با زبان منطق مرتبۀ دوم صورتبندی کرد؛ برایناساس، تحلیلهای عرضهشده نشان میدهد با بهرهگیری از منطق مرتبۀ دوم، شرطی لزومی فقط با استفاده از منطق ربط و موجهات صورتبندی میشود. در مقالۀ حاضر میبینیم که تحلیلهای پیشین بر پیشفرض نازمانیبودن مقدم و تالی استوار است. با این پیشفرض این مبحث با مشکلاتی همراه است. برای بهبود این تحلیل، پیشفرض زمانیبودن مقدم و تالی را مبنا قرار دادهایم، سپس شرطی لزومی را با بهرهگیری از منطق مرتبۀ دوم، منطق زمان، منطق ربط، و همچنین منطق موجهات بررسی کردهایم. صورتبندیِ حاصل ترکیبی از منطق ربط و زمان و موجهات است.
تحلیل سور شرطی لزومی مبتنی بر منطق جدید
دوره 1، شماره 1، فروردین 1389، صفحه 27-56
علیرضا دارابی
چکیده نوشتار حاضر تلاشی برای تحلیل سور شرطی لزومی است. رویکردهای متفاوتی در تحلیل سور شرطی وجود دارد. بعضی آن را شبه سور میدانند و بعضی آن را مبتنی بر منطق زمان و یا منطق موجهات تحلیل نمودهاند. در این مقاله پس از بررسی و نقد این رویکردها، ابتدا مصادیق شرطی لزومی در زبان طبیعی را مورد بررسی قرار دادهایم، سپس چگونگی فرمولبندی آنها را در منطق جدید مشخص نمودهایم. همچنین به بررسی پیشفرضهای موجود در منطق قدیم پرداختهایم که صحّت استنتاجهای موجود در آن منطق، مبتنی بر آنهاست. در رویکرد حاضر نشان داده میشود که شرطی لزومی سرانجام تنها با استفاده از منطق ربط و منطق موجهات تحلیل میشود. همچنین برای درستی استنتاجها، قبول دو پیشفرض «امکان مقدم» و «ضروری بودن رابطة مقدم و تالی در کلیها» مورد نیاز است.
