کلیدواژه‌ها = تناقض
فلسفه منطق

فراسازگاری و تقریرِ ارسطویی-سینویِ مسئلۀ اینهمانی شئ در طول تغییر

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 27 اسفند 1403

https://doi.org/10.30465/lsj.2025.51005.1493

سید محمد علی حجتی، کسری فارسیان

چکیده اینکه اشیاء متعارف در جهان ما تغییر می‌کنند موضوعی‌ست که تصدیق آن برای هرکسی بدیهی بنظر می‌رسد. مثلا نوک مداد در دست ما می‌تواند بشکند، اما ما مداد را همان مداد قبل بدانیم؛ با این تغییر که نوکش اکنون شکسته است. اما این موضوع اصلا به این سادگی نیست. در طول تاریخ متافیزیک همواره کسانی بوده‌اند-پارمنیدس، ملیسوس، زنون، مک‌تاگارت، پیتر گیچ و برتراند راسل- که وجود حرکت و تغییر در جهان را به همین معنای عرفی در ذهن ما، منکر شده‌اند. در سوی دیگر، جریان غالب فیلسوفان سعی داشته‌اند برای وجود حرکت و تغییر در جهان نظریات و استدلال‌های مستحکمی را ارائه کنند، مثلا رویکرد ارسطویی-سینوی از مهم‌ترین آن‌هاست. تقریر مشائی بر تمایز تغییرات ذاتی و عرضی تکیه می‌کند و نظریه‌ی حرکت‌اش را بسط می‌دهد. در این مقاله سعی داریم نشان دهیم هردو رویکرد سلبی و ایجابی بالا، با شکست مواجه‌اند؛ شکست آن‌ها نه لزوما بخاطر ضعف استدلال‌های‌شان، بلکه بخاطر پذیرش یک منطق اشتباه بعنوان مبنای متافیزیک‌شان اتفاق می‌افتد. این مقاله تلاشی برای نشان دادن برتری منطق فراسازگار بر منطق کلاسیک در توضیح مسئله‌ی حرکت است.

نگاهی نو به شروط وحدت در تناقض قضایا میان منطق‌دانان مسلمان با تطبیق بر فلسفة متأخر ویتگنشتاین

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 193-216

https://doi.org/10.30465/lsj.2022.42175.1410

علیرضا نوروزی، سید مجتبی میردامادی

چکیده اصل تناقض در سه حوزة معرفت شناسی، فلسفه و منطق از اهمیت بی بدیلی برخوردار است، و بررسی شرایط تحقق آن، به منظور شناخت موارد جریان آن ضروری است. از جمله شرایط تناقض، وحدت هایی است که در دو گزارة متناقض باید حفظ شود. در تفصیل شرایط و تعداد شروط وحدت همواره میان منطق دانان اختلاف بوده است. نظر مشهور، اشتراط هشت وحدت در تناقض است، ولی همواره اندیشمندانی سعی در تصحیح این نظر داشته اند، به این صورت که یا شروطی بر آن افزوده و یا شرایط مشهور را به موارد کمتری تقلیل داده اند. تحقیق حاضر با روش تحلیل مفهومی، گزاره ای و سیستمی، به بررسی شروط مذکور در کتب منطقی پرداخته و نتیجه می گیرد که همة این شرایط به دو شرط «وحدت موضوع» و «وحدت محمول» تنزّل می یابد. در بخش دوم، با توجه به فلسفة متأخّر ویتگنشتاین، اثبات می شود که در وحدت های تناقض، شرط دیگری لازم است که در هیچ یک از کتب پیشینیان ذکر نشده و از سوی دیگر مصداق هیچ یک از شروط پیش گفته نیست، و آن عبارت است از «وحدت زبان».

نقیض موجهات مرکب جزئیه نزد خونجی

دوره 6، شماره 2، مهر 1394، صفحه 131-144

ابوذر قاعدی‌فرد، سیدمحمد قادری

چکیده خونجی، پس از بیان نقیض موجهات بسیط و موجهات مرکب کلیه، از دو شیوة متفاوت برای استنتاج نقیض گزارة موجهة مرکب جزئیه استفاده کرده است. او در یک شیوه، نقیض گزارة موجهة جزئیه را گزارة کلیة مردده‌‌المحمول می‌داند و در شیوة دیگر نقیض این گزاره را گزارة منفصله‌‌ای تلقی می‌‌کند که موضوع یکی از طرفین آن به‌وسیلة محمول مشترک اجزای انفصال مقید شده است. ما در این مقاله پس از بیان مختصری دربارة چگونگی تناقض موجهات بسیط و گزاره‌‌های مرکب کلیه نزد خونجی، به چگونگی تناقض موجهات مرکب جزئیه نزد این منطق‌‌دان خواهیم پرداخت و نشان خواهیم داد که خونجی مبدع شیوة اول استنتاج نقیض این گزاره، و اولین منطق‌‌دانی است که گزارة مردده‌‌المحمول را کشف کرده است. هم‌چنین نشان خواهیم داد که خونجی شیوة دوم استنتاج نقیض گزارة موجهة مرکب جزئیه را وام‌دار کشّی بوده است و دومین منطق‌‌دانی است که از چنین روشی استفاده کرده است.
 

راه‌حلی به پارادوکس معدوم مطلق

دوره 5، شماره 2، مهر 1393، صفحه 1-30

مهدی اسدی

چکیده ‌در حل ‌پارادوکس معدوم مطلق (معدوم در ذهن و خارج) راه‌حل‌های گوناگونی مطرح شده است؛ راه‌حل‌هایی چون: اختلاف در مفهوم و مصداق و معادل‌های آن که رایج‌ترین پاسخ است؛ اختلاف در بتّی و غیر بتّی و معادل‌های آن و غیره. این نوشتار با اشاره به نقدپذیری این راه‌حل‌ها مدعی است راه‌حل درست همان شناخت‌پذیری عدم‌ مطلق است. این راه‌حل گرچه مورد توجه شمار اندکی از اندیشمندان نیز بوده است نشان خواهیم داد راه‌حل این عدة قلیل، به‌ دلیل توجه ‌نکردن به تعریف دقیق و قوی معدوم مطلق شناخت‌ناپذیر و خبرناپذیر رایج، همگی خدشه‌پذیر هستند. اما خود، با جمع‌بندی و تلفیق قوی‌ترین تعریف معدوم مطلق رایج در فلسفة اسلامی در طی تاریخ، در دیدگاه برگزیده به چهار طریق شناخت‌پذیری معدوم مطلق را نشان‌ خواهیم داد؛ از طریق: الف) اصل تناقض؛ ب) عدم بماهو عدم؛ ج) سالبه به انتفای موضوع؛ د) برهان خلف.

پارادوکس اخبار از مجهول مطلق: تحلیل مفهوم «خبر»

دوره 3، شماره 1، فروردین 1391، صفحه 77-95

رحمان شریف‌زاده، سید محمد علی حجتی

چکیده در این مقاله نخست از این بحث‌ می‌کنیم که پارادوکس اخبار از مجهول مطلق چه فرقی با پارادوکس‌هایی چون مجهول یا معدوم مطلق دارد و این پارادوکس چگونه با پارادوکس اخبار از معدوم مطلق هم‌ساختار است، سپس نشان‌ خواهیم داد که هرچند راه ‌حل تمایز حملین برای دفع شبهة معدوم یا مجهول مطلق کفایت می‌کند، اما نمی‌تواند شبهة اخبار را حل کند. درادامه راه‌ حل دیگری را ارائه خواهیم کرد؛ با تحلیل مفهوم خبر و تمییز «خبردادن از مجهول مطلق» و «سخن‌گفتن دربارة آن» نشان خواهیم داد که «قابل اخبار ‌نبودن مجهول مطلق» نه خبر‌ی از مجهول مطلق بلکه خبری از وضعیت معرفتی انسان می‌دهد؛ بنابراین پارادوکس اخبار از مجهول مطلق تناقضی را نتیجه نخواهد داد.

رویکردهایی نو به قانون عدم تناقض

دوره 1، شماره 2، مهر 1389، صفحه 33-49

مازیار چیت‌ساز

چکیده این مقاله به بررسی مفهوم تناقض، قانون عدم تناقض و تناقض‌باوری در منطق غیرکلاسیک می‌پردازد. بررسی تفاوت‌های موجود در تعریف تناقض و تبعات آن در باب پذیرش یا رد قانون عدم تناقض، هدف اصلی این نوشته است. در این مقاله سعی شده تا نشان داده شود، با توجه به تلقی‌های متفاوتی که در مورد معنای تناقض در منطق جدید وجود دارد، چگونه می‌توان تناقض‌باوری را معقول دانست. در ابتدا به معرفی اصطلاحات لازم پرداخته شده است. سپس، بین برخی تعریف‌های ارائه‌شده دربارة تناقض، مروری اجمالی و مقایسه‌ای شده است. در این بخش نشان داده می‌شود، بسته به آنکه چه تلقی از تناقض داشته باشیم، می‌توان بیان‌های متفاوتی از تناقض‌باوری داشت. در بخش بعد به دلائل موافقان قانون عدم تناقض پرداخته شده و سعی می‌شود با توجه به تعریف‌های ارائه شده در بخش قبل، به آنها پاسخ داده شود. درنهایت نیز نشان داده می‌شود که دلیل رویکردهای نو به پذیرش تناقض، در استفاده از روش‌های دلالت‌شناختی به جای هستی‌شناختی، منطق‌های چندارزشی، ابهام و نظریه‌های بدیل صدق نهفته است.

«هر تناقضی محال است» به چه معناست؟

دوره 1، شماره 1، فروردین 1389، صفحه 83-91

رحمان شریف‌زاده، سید‌محمد‌علی حجتی

چکیده اصل عدم تناقض، قاطعانه ادعا می‌کند که هر تناقضی محال است. در این نوشته، با تحلیل مفاهیمی چون «تناقض» و «عدم تناقض» و ارتباط این مفاهیم با عامل معرفتی (انسان)، نشان خواهیم داد که ادعای مذکور، حداکثر می‌تواند به این معنی باشد که انسان‌های فعلی نمی‌توانند تناقضی را توجیه کنند. اگر این تحلیل، درست باشد، اصل عدم تناقض، برای قطعیت خود دلیل موجهی ندارد، و این احتمال وجود دارد که به شکلی معنادار و موجه از امکان تناقض در بعضی موارد، سخن گفته شود، مواردی که پارادوکسیکال هستند.