کلیدواژه‌ها = ابن‌سینا
منطق قدیم

ماده در برابر جهت در منطق سینوی

دوره 16، شماره 1، فروردین 1404

https://doi.org/10.30465/lsj.2026.53047.1510

آرش رستمی، علیرضا دارابی، شهلا اسلامی

چکیده چکیده
مساله‌ محوری این مقاله «تحولات معناییِ مادّه قضیه» در منطق اسلامی است. دست کم، چهار دیدگاه مهم در این زمینه ارائه شده است: 1. ابن‌سینا مادّه قضایا را به نسبتِ نفس‌الأمریِ محمول به موضوع تعریف کرده و آن را به سه‌گانۀ وجوب/امکان/امتناع فروکاسته و قیود دوام، لادوام، لاضرورت، و شروط وقت و وصف و مانند آن را ذیل «جهت» تحلیل می‌کند. 2. افضل‌الدین خونجی با افزودن «لا‌دوام» و «لا‌ضرورت» در کنار «ضرورت» و «دوام»، تعداد مواد را به عدد چهار می‌رساند. 3. اثیرالدین ابهری سیزده ماده را برمی‌شمارد و با این کار، گرچه تعداد مواد را بالا می‌برد، اما مرز مادّه/جهت را مخدوش می‌کند. 4. خواجه نصیر طوسی با انتقاد از تکثیر مواد توسط ابهری و با بازگشت به سه مادّة سینوی، ماده را به نسبت‌های نفس‌الامری میان مفاهیم محدود می‌سازد. در این مقاله، با بررسی متون این چهار دیدگاه، در کنار متونی از منطق‌دانان دیگر، به نتایج زیر می‌رسیم: الف) افزایش تعداد مواد توسط خونجی و ابهری موجب هم‌پوشانی ماده و جهت و آشفتگی تقسیم موجهات می‌شود. ب) دیدگاه ابن‌سینا و طوسی با تفسیر مادّه به نسبتِ نفس‌الامری، کارآمدی قیاس‌های موجهاتی را افزایش می‌دهد. ج) پیشنهاد پایانی مقاله این است که: «مادّه» منحصر در نسبت نفس‌الأمری بماند و «جهت» شامل همه قیدهای زمانی، مانند «وقت معین»، «وقت نامعین»، «دوام»، «عدم ‌دوام»، و قیدهای لفظی یا ذهنی، مانند «بشرط الوصف» و «حین الوصف» باشد.

منطق قدیم

قیاس تخیلی؛ بررسی و مقایسه دیدگاههای ابن سینا و فارابی

دوره 15، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 173-190

https://doi.org/10.30465/lsj.2024.50022.1485

سید محمود یوسف ثانی

چکیده شعر یکی از صناعات خمس در منطق است. صناعات خمس همگی در قالب قیاس و از مادۀ متناسب با هر صناعت صورت پذیر می‌شوند. مادۀ شعر مخیلات است که قیاس شعری از آن ترکیب می‌شود. منطق‌دانان در ارائۀ صورت قیاس شعری آراء متفاوتی دارند. فارابی و ابن‌سینا به عنوان دو منطق‌دان بزرگ، هر یک در این خصوص به راهی رفته‌اند. فارابی قالب قیاس شعری را یکی از ضروب نامنتج شکل دوم قیاس و ابن‌سینا آن را یکی از قالب‌های معتبر شکل نخست قیاس دانسته است. علاوه بر این ابن‌سینا مثال قضیۀ شعری را گاه نتیجۀ یک قیاس و گاه مقدمۀ صغرای قیاس دانسته است. در این مقاله کوشیده‌ایم تا ضمن توضیح آراء هر یک از این دو منطق‌دان دربارۀ قیاس شعری، این امر را تبیین کنیم که چرا هر یک از آنها شکل و ضرب خاصی از قیاس را به عنوان صورت قیاس شعری انتخاب کرده اند. خاصی را برای مشخص کردن وجه اختیار شکل و ضرب خاصی از قالب قیاس شعری از جانب هر یک از آن‌ها را توضیح دهیم و در خصوص ابن‌سینا نیز وجه تفاوت دو مثالی را که وی به عنوان نمونه‌های قیاس شعری ذکر کرده است، بیان کنیم.

تحلیل انتقادی احکام اجزای قضایای شرطیه

دوره 13، شماره 2، بهمن 1401، صفحه 141-160

https://doi.org/10.30465/lsj.2023.44706.1428

عبدالعلی شکر

چکیده در قضایای شرطیه گفته می‌شود این قضایا از ترکیب دوم مفردات تشکیل می‌شوند. بدین ترتیب هر قضیه شرطیه دست کم مرکب از دو قضیه حملیه است که اجزای آنها محسوب می‌شوند. این اجزاء براساس نظر منطق-نگاران پس از ورود حروف شرط بر سرآنها، خاصیت قضیه بودن و خبریت را از دست داده و به همین جهت متصف به صد141ق و کذب نیز نمی‌شوند؛ زیرا این دو وصف از عوارض ذاتی خبر هستند. اما تامل در اجزای قضایای شرطیه نشان می‌دهد که این اجزاء در زمانی که جزء قضیه شرطیه تلقی می‌شوند، خصوصیت و حکم خبریت و اتصاف به صدق و کذب را همچنان دارا هستند و با همین معیار و چگونگی رابطه میان آنها، صدق و کذب قضایای شرطیه تحصیل و تعیین می‌شود. این نوشتار با رویکرد تحلیل گزاره‌ای، به این نتیجه می‌رسد که اجزای شرطیات به عنوان طرفین منفصله یا مقدم و تالی در متصله، از وصف صدق و کذب برخوردار هستند و به همین دلیل از خبریت خارج نمی‌شوند. در نتیجه در ضمن قضایای شرطیه نیز همچنان به عنوان قضیه ملاحظه می‌شوند.

منطق قدیم

گزاره‌های منفصله نزد ابن‌سینا

دوره 7، شماره 1، شهریور 1395، صفحه 59-82

امین شاهوردی

چکیده در این مقاله، در بخش اول، گزاره‌های منفصله بر پایة کتاب شفاء را بررسی می‌کنیم و نشان می‌دهیم که ابن‌سینا، برخلاف متأخرانی چون قطب‌الدین رازی، گزاره‌های منفصلة حقیقی اتفاقی را نمی‌پذیرد. در بخش دوم، دو خوانش کلی در باب گزاره‌های منفصلة ابن‌سینا معرفی می‌شود. بر اساس دیدگاه رشر، شهابی، فاخوری، نبوی و الجزر، گزاره‌های منفصلة ابن‌سینا تابع‌ارزشی هستند، در حالی که از نظر استریت و چاتی دیدگاه ابن‌سینا در باب گزاره‌های منفصله در کتاب اشارات را می‌توان وجهی دانست. در ادامة این بخش به ناکارآمدی هر‌یک از این نظرها اشاره خواهیم کرد. در بخش سوم، با تأکید بر مفهوم «ناسازگاری» به مثابة هستة اصلی دیدگاه ابن‌سینا در باب گزاره‌های منفصلة حقیقی، دیدگاه ربطی ‌ـ ‌وجهی برای صورت‌بندی این گزاره‌ها دقیق‌تر از دیگر خوانش‌ها درنظر گرفته می‌شود.

بررسی قاعدة نقض تالی

دوره 5، شماره 2، مهر 1393، صفحه 31-53

سید محمدعلی حجتی، علی‌رضا دارابی، لطف‌الله نبوی

چکیده مطابق قاعده‌ای در منطق ابن‌سینا، میان هر دو قضیة شرطی لزومی که کمیت یکسان، کیفیت متفاوت، مقدم یکسان و تالی نقیض هم دارند، تلازم برقرار است. این قاعده توسط ابن‌سینا معرفی و برای آن استدلال شده است. پس از وی، این قاعده مورد نقد منطق‌دانان سینوی قرار گرفت. خونجی با مثال‌هایی از زبان طبیعی، پیش‌فرض‌های اثبات ابن‌سینا را زیر سؤال برده است. پس از خونجی، بعضی از منطق‌دانان سینوی مانند نصیر‌الدین طوسی، قطب‌الدین رازی و قطب‌الدین شیرازی، تلاش کردند با ارائة صورت‌بندی‌های دقیق‌تری از استدلال ابن‌سینا و یا دفاع از پیش‌فرض‌های او به نقدهای خونجی پاسخ دهند. در مقالة حاضر پس از معرفی و صورت‌بندی دقیق استدلال‌های دو طرف، نشان خواهیم داد که پاسخ‌هایی که به نقد خونجی داده شده، برای اثبات قاعدة مورد بحث کافی نیستند و همچنان قبول این قاعده نیازمند استدلال‌های دیگری است.