معنا بهمثابۀ شبکۀ پویای باورهای جزئی: بازاندیشی در پارادوکس شکاکانۀ کریپکی–ویتگنشتاین
دوره 16، شماره 1، فروردین 1404
https://doi.org/10.30465/lsj.2025.53321.1514
کورش سلیمی، علی اکبر احمدی افرمجانی
چکیده خوانشِ کریپکی از ویتگنشتاین پارادوکسی شکاکانه طرح میکند: نه فکت عینی و نه نیت خصوصی، کاربردهای آیندۀ قاعده را تعیین نمیکند و داوری نهایی با اجتماع است.
این مقاله بازسازیای درونی و پساکریپکی از راهحل شکاکانه ارائه میدهد: معیار اجتماعیِ درستی حفظ میشود، اما هدایت ذهنیِ فرد بهمثابه بُعدی درونی از همان سازوکار اجتماعیِ معنا بازتعریف میگردد.
چارچوب پیشنهادی، با عنوان «شبکۀ پویای باور جزئی»، گونهای «گرایشگراییِ اجتماعپذیر » را بسط میدهد که در آن گرایش شباهتمحورِ ذهن، استمرار درونیِ رفتار جمعی در سطح فرد است، نه افزودهای بیرونی بر آن.
معنا از درهمتنیدگی دو مؤلفه پدید میآید: (۱) شبکۀ باورهای جزئیِ فرد که از کاربردهای معتبر اجتماعی شکل گرفته، و (۲) گرایش طبیعی ذهن به گسترش شباهت، که موارد تازه را بدون نیاز به قواعد کلی یا چرخۀ تفسیر، به خوشههای آموختهشده میافزاید.
اجتماع همچنان داور نهایی باقی میماند و بدینسان هنجارمندی و اصلاحپذیری تضمین میشود. در امر هدایت زبان در لحظۀ کاربرد، حس شباهت عمل میکند؛ و باور جزئی ساختار تاریخیِ این هدایت را شکل میدهد.
بدینترتیب، نظریه از الگوی انتسابیِ کریپکی به مدلی باورمحور گذر میکند و هدایت فردی و هنجار اجتماعی را در یک ساختار پویای واحد درمیآمیزد—ساختاری که در آن ایدۀ «شباهت خانوادگی» از نقشی توصیفی به سازوکاری تبیینی در هدایت زبانی ارتقا مییابد.
در باره طبیعت گزارههای ماینونگی
دوره 14، شماره 2، بهمن 1402، صفحه 227-244
https://doi.org/10.30465/lsj.2024.47935.1458
حسن همتائی، سید محمد علی حجتی
چکیده این مقاله جستاری دربارهی طبیعت گزارههای ماینونگی است. اینها گزارههایی هستند که در آنها خاصیتی بر شیئی ناموجود حمل میشود چنانکه بتوان آن را صادق انگاشت. نشان میدهم که تعمیم رویکردهای متداولِ تبیین طبیعت گزارهها چنانکه گزارههای ماینونگی را نیز شامل شوند، به پیشبینی نادرست ارزش صدق این گزارهها، عدم رعایت شهودهای ما دربارهی اجزاءشان یا تحمیل هزینههای مضاعف وجودشناختی میانجامد. رویکردهای ذهنگرایانهتر مانند راسل متاخر، سومز یا پریست بخت بیشتری برای موفقیت دارند.
این مقاله جستاری دربارهی طبیعت گزارههای ماینونگی است. اینها گزارههایی هستند که در آنها خاصیتی بر شیئی ناموجود حمل میشود چنانکه بتوان آن را صادق انگاشت. نشان میدهم که تعمیم رویکردهای متداولِ تبیین طبیعت گزارهها چنانکه گزارههای ماینونگی را نیز شامل شوند، به پیشبینی نادرست ارزش صدق این گزارهها، عدم رعایت شهودهای ما دربارهی اجزاءشان یا تحمیل هزینههای مضاعف وجودشناختی میانجامد. رویکردهای ذهنگرایانهتر مانند راسل متاخر، سومز یا پریست بخت بیشتری برای موفقیت دارند.
این مقاله جستاری دربارهی طبیعت گزارههای ماینونگی است. اینها گزارههایی هستند که در آنها خاصیتی بر شیئی ناموجود حمل میشود چنانکه بتوان آن را صادق انگاشت. نشان میدهم که تعمیم رویکردهای متداولِ تبیین طبیعت گزارهها چنانکه گزارههای ماینونگی را نیز شامل شوند، به پیشبینی نادرست ارزش صدق این گزارهها، عدم رعایت شهودهای ما دربارهی اجزاءشان یا تحمیل هزینههای مضاعف وجودشناختی میانجامد. رویکردهای ذهنگرایانهتر مانند راسل متاخر، سومز یا پریست بخت بیشتری برای موفقیت دارند.
دلالت ثابت کلمات کلی و مشکل بی مایگی
دوره 8، شماره 1، خرداد 1396، صفحه 39-62
رضا سلطانی، سید محمد علی حجتی
چکیده کریپکی در کتاب مشهور «نامگذاری و ضرورت» مفهوم دلالت ثابت(rigid designation) را برای کلمات مفرد(singular terms) و به منظور رد نظریه های وصفی معرفی کرد؛ به این مضمون که یک کلمه دلالتگر، ثابت است اگروتنهااگر در همه جهانهای ممکن بر یک چیز دلالت کند. او در سخنرانی سوم این مفهوم را به کلماتی که برای انواعطبیعی مورد استفاده قرار میگیرند تعمیم داد.در باب اینکه این تعمیم چگونه خواهد بود بحثهای بسیاری در گرفته است که می توان آنها را به دو دسته کلی قائلین به همسانیدردلالت(sameness in designation) و ذاتگرایان(essentialists) تقسیم کرد؛ لیکن یک مشکل اساسی بر سر راه قائلین به همسانیدردلالت تحت عنوان «مشکل بیمایگی»"(trivialization problem) وجود دارد که می گوید اگر ثبات برای کلمات کلی(general terms) به معنای همسانیدردلالت در میان جهانهای ممکن باشد ،آنگاه علاوه بر کلمات مربوط به انواع طبیعی بقیه کلمات کلی هم ثابت خواهند شد؛ زیرا آنها نیز دلالت بر یک خصوصیت یکسان خواهند کرد.در این مقاله ما یک روش استدلالی را برای دفع مشکل بی مایگی نقد می کنیم.این روش استدلالی بر این اساس است که اوصاف معین می توانند دلالت بر اشیاء وافر(abundant) بکنند و با استفاده از تناظر(parallelism) بین کلمات کلی و کلمات مفرد نتیجه میگیرد عبارات حملی وصفی نیز می توانند دلالت بر خصوصیات وافر بکنند؛ اما به نظر میرسد این ادعا با بعضی اصولی که رفتار سمانتیکی کلمات را توضیح میدهند و شهودهای ما در مورد صدق عبارات شامل این کلمات، همخوانی ندارد.
مفهوم بازنمایی در نظریۀ «زیستمعنایی» میلیکان
دوره 7، شماره 2، اسفند 1395، صفحه 1-28
حامد باستین، سید محمدعلی حجتی
چکیده میلیکان در پاسخ به مسئلۀ پاتنم دربارۀ عدم تعین مصداقی واژههای زبانی این موضوع را مطرح میکند که اگر تعریف جدیدی از بازنمایی مبتنی بر شواهد زیستی و بهویژه اصل انتخاب طبیعی ارائه کنیم، آیا مسئلۀ پاتنم همچنان موضوعیت خواهد داشت. پاسخ میلیکان به این سؤال منفی است. او معتقد است که سؤال باید اینگونه مطرح شود که چه چیزی رابطهای خاص را از میان بیشمار رابطۀ ممکن بین واژگان و اشیا به رابطۀ بازنمایی ـ بازنما تبدیل میکند؟ پاسخ او به این سؤال بر فرضیهای مبتنی است که در زیستشناسی نیز محل اختلاف و مباحثات بسیار بوده است و طرفداران و مخالفان خود را دارد. میلیکان در زمرۀ گروهی است که نگاهی تاریخی به کارکرد دارند و معتقدند که کارکرد هر شیء باید براساس نقشی تعریف شود که قرار بوده است در سیر تاریخی پیدایشش ایفا کند. او به چنین کارکردی صفت «مطلوب» را اطلاق میکند. فرضیۀ بدیل معتقد است که کارکرد باید براساس کاری تعریف شود که در حال حاضر و در تعادل با وضعیت موجود بااستفادهاز شیء انجام میشود. نکتة کلیدی در ارائة مفهوم کارکرد مطلوب ارائة تعریفی جدید از «بازنمایی» است. در این مقاله قصد داریم با معرفی تعریف میلیکان از بازنمایی نشان دهیم که این تعریف بر مفهوم «ساختکار» (functure) مبتنی است و برخلاف دیدگاه رایج در فلسفه که بازنمایی را امری ذهنی میداند، کاملاً عینی است.
فعل گفتاری نزد منطقدانان مسلمان
دوره 7، شماره 1، شهریور 1395، صفحه 83-99
احمد عبادی
چکیده برخی از فیلسوفان زبان معتقدند که گاه عبارات زبانی با آنکه از ساختار خبری برخوردارند، اما صدق و کذب نمیپذیرند، زیرا قصد گوینده از بیان آنها نه توصیف، بلکه انجام یک فعل است. چنین جملاتی را افعال گفتاری میخوانند. پیش از این، منطقدانان مسلمان نیز به این مسئله توجه کردهاند. آنان این موضوع را با عنوان «انشای اخبارنُما» به بحث گذاشتهاند. انشای اخبارنُما در مواضع گوناگونی مطرح شده است. نقد ملاک صدق و کذبپذیری خبر و نیز حل پارادوکس دروغگو زمینة طرح این مسئله را فراهم آورده است. اگرچه مسئلة افعال گفتاری تطور و تحول شایانی در منطق دورة اسلامی نیافت، اما کشف این مسئله و تفطن به آن را باید از آنِِ منطقدانان مسلمان دانست. تأمل در تاریخچة دیدگاههای منطقدانان دورة اسلامی در این مسئله و نیز مطالعة تطبیقی آنها با آرای فیلسوفان زبان آموزندة نکات منطقی ـ معرفتی است.
