موضوعات = مطالعات تطبیقی در منطق
مطالعات تطبیقی در منطق

نقد کتاب چیستی و نقش قضایای تحلیلی و ترکیبی در منطق و معرفتشناسی

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 15 شهریور 1404

https://doi.org/10.30465/lsj.2025.48244.1463

محمدحسین اسفندیاری

چکیده تمایز تحلیلی ـ ترکیبی از مهم‌ترین مباحثِ فلسفۀ مدرن است که دامنۀ آن در فلسفۀ معاصر تحلیلی پی گرفته شده. این تمایز به مناقشه‌ها و سنگر‌بندی‌هایی میان فیلسوفان منجر شده است؛ به‌گونه‌ای که، در یک دسته‌بندی کلی، فیلسوفان تحلیلی را می‌توان به موافقین و مخالفین این تمایز تقسیم کرد. در زبان فارسی تألیفات اندکی در حوزۀ فلسفۀ تحلیلی وجود دارد. در بارۀ تمایز مذکور نیز تقریباً تألیف و یا حتی ترجمه‌ای جدی که تنها این تمایز را در کانون پژوهش قرار دهد، در دست نیست. اما چندی پیش و در سال 1397 کتابی با عنوان چیستی و نقش قضایای تحلیلی و ترکیبی در منطق و معرفت-شناسی به قلم یکی از دانشوران حوزوی و دانشگاهی تألیف شده که از قضا برگزیدۀ کتاب سال حوزه است. با این اوصاف، باید انتظار داشت که نخستین کتاب در این بحث، از دقت و جدیت لازم بهره برده باشد. آن‌چه در پی می‌آید متمرکز است بر نقد این کتاب. البته شایسته است این نقد همراه باشد با روشنگری‌ها و بازسازی‌ها که نوشتار پیش رو در این جهت نیز کوشیده است.

مطالعات تطبیقی در منطق

ورود منطق جدید به ترکیه: علی سداد بیگ به عنوان نخستین مدافع منطق سنتی در جهان اسلام

دوره 16، شماره 1، فروردین 1404

https://doi.org/10.30465/lsj.2026.52492.1502

محمد خدابنده لو

چکیده علی سداد نخستین منطق‌دان سنتی در جهان اسلام است که مواجهه‌ای علمی با منطق ریاضی داشته است. او درسنامه‌ای به زبان ترکی عثمانی به نام «میزان العقول فی المنطق و الأصول» در منطق تطبیقی تألیف نموده است. وی در این کتاب اولاً مطالب منطق سنتی را اجمالاً ارائه کرده ثانیاً آموزه‌های جدید منطق‌دانان انگلیسی جورج بول، ویلیام هامیلتون و دمورگان را معرفی و نقد کرده است و ثالثاً مباحثی را حول بنیان‌ها و روش‌شناسی علوم در کتاب گنجانده است. سداد با این باور که منطق‌پژوهی در جهان اسلام رشد بیشتری از اروپا داشته، شکاکیّت در فلسفه‌ی غرب را محصول عقب‌ماندگی در مطالعات منطقی می‌داند، و سعی می‌کند علاوه بر بیان ریشه‌های تاریخی این پدیده، وجوهی از برتری منطق سینوی بر منطق اروپایی را نشان دهد. این کتاب نقطه‌ی عطفی در تاریخ منطق‌پژوهی در ترکیه به حساب می‌آید. کتاب، ضمن جریان‌سازی، واکنش‌های مثبت و منفی مختلفی را در ترکیه به همراه داشته است.

مطالعات تطبیقی در منطق

توسعه نسب اربعه ارسطویی، مبتنی بر مجموعه مرجع و معیار خوش‌ساختی

دوره 15، شماره 1، شهریور 1403، صفحه 23-48

https://doi.org/10.30465/lsj.2024.48992.1471

بهزاد پروازمنش

چکیده مبحث مفاهیم و تصورات در منطق کلاسیک کمتر مورد توجه قرار گرفته است، این در حالی است که این بخش از دانش منطق به دلیل آنکه زیرساخت مباحث گزاره‌ها است بسیار مهم است. نسب اربعه یکی از این مباحث است که زیرساخت مباحث برهان و انتاج قیاسات اقترانی حملی را فراهم می‌آورد. این نوع از قیاس محور و نیز از اهداف اصلی منطق کلاسیک ارسطویی است. در این مبحث رابطه مفاهیم و نیز نقیض آنها مورد بررسی قرار می‌گیرد؛ اما محاسبه و دستیابی به نسبت مفاهیم از ناحیه نقیض‌ها به خود مفاهیم دچار دشواری و ابهاماتی می‌گردد. این پژوهش دو مفهوم «تام» و «ناقص» را برای نسبت‌های عموم و خصوص من وجه و تباین معرفی می‌کند. این مفاهیم موجب گسترش نسب اربعه به نسب سته شده و مسئله مزبور را حل می کند. همچنین این پیشنهاد را با ملاک ویژه و نوین خوش‌ساختی نظامات معرفتی که در پژوهش دیگری از نویسنده پژوهیده شده است مورد ارزیابی قرار دهد. نتیجه‌ این ارزیابی ارتقاء کمیت و کیفیت جدول نسب اربعه ارسطویی به در تبدیل به نسب سته است.

مطالعات تطبیقی در منطق

غزالی و تعامل منطق و علوم اسلامی

دوره 14، شماره 2، بهمن 1402، صفحه 119-143

https://doi.org/10.30465/lsj.2024.45223.1435

افلاطون صادقی

چکیده علم منطق با پیشینه‌ای به عمر تفکر بشریت، بوسیلة اندیشمند یونانی ارسطو (322-384 ق.م) تدوین شد و شارحان اولیه او آن را در نه بخش و تحت عنوان «ارگانون» درآوردند. این اثر در صدر اسلام توسط مسحیان سریانی به تدریج به زبان عربی ترجمه شد. کندی، فارابی و بویژه ابن سینا منطق نه بخشی ارسطویی را با دلیل منطقی به دو بخش تبدیل نموده، با تغییر جایگاه ابواب و مطالب منطق بر اساس دلایل علمی، افزایش و تحولات مباحث مربوط به بخش مقولات، قضایا، نقیض و عکس قضایا، و دهها مورد دیگر تحولی بنیادی در منطق ایجاد نمودند. غزالی در تدوین منطق خود به دو بخشی از پیروان ابن سینا است، اما او در اصل یک متکلم و یک فقیه اسلامی است و با این نگرش به منطق روی می‌آورد. او در تعامل بین منطق ارسطویی و فقه و اصول اسلامی، منطقی با الفاظ، مفاهیم، و مثال‌های کاربردی علوم اسلامی واصول فقهی با استدلالی کردن اصول فقهی بویژه قیاس فقهی ارائه می‌کند. آثار منطقی و اصولی غرالی متفاوت با ّثار گذشتگان است، زیرا علاوه بر استفاده از واژه‌های مطرح در علوم اسلامی که مفاهیم منطقی را تغییر می دهد، قیاس و استدلال را اساس منطق می‌داند و به استخراج قیاس از قرآن پرداخته و استدلال را به عنوان تنها وسیله فهم قرآن معرفی می‌کند. این مقاله درصدد است تا با روش توصیفی-تحلیلی به تشریح این تعامل بپردازد.

مطالعات تطبیقی در منطق

جهت عقدالوضع در منطق موجهات از دیدگاه فارابی و ابن‌سینا

دوره 14، شماره 2، بهمن 1402، صفحه 177-201

https://doi.org/10.30465/lsj.2024.45625.1441

علیرضا قدردان، محمد کریمی لاسکی

چکیده بنابر ادعای فخر رازی و طوسی، جهت عقد الوضع در نگاه فارابی امکان و در نگاه ابن سینا فعلیت است. آنها پس از این انتساب، دیدگاه فارابی را نادرست و دیدگاه ابن سینا را تایید میکنند. اگرچه فارابی اشاره مستقیمی به جهت عقد الوضع ندارد ولی از مجموع عبارات او عقدالوضع به لفظ مفرد کلّی در ناحیه موضوعِ قضایای محصوره تعریف میشود. درواقع، در این نگاه عقدالوضع، خود، به یک قضیه حملیه جهت پذیر تحلیل می‌شود. از طرفی با بررسی متون ابن سینا روشن میشود او تعیین جهت عقدالوضع را منوط به تحلیل جهت قضیه میداند، اما نهایتا دو جهت امکان و فعلیت را به عقدالوضع نسبت میدهد و نه فقط فعلیت را. بنابراین، ادعای دو شارح بزرگ ابن سینا در فعلی دانستن جهت عقدالوضع نزد ابن سینا، صحیح نیست. در این مقاله نشان میدهیم اولا فارابی و ابن سینا هر دو از جهت امکانی سخن گفته اند و ثانیا نقد فخر و طوسی به جهت امکان در عقدالوضع مطابق با نگاه خود ابن سینا صحیح نیست.

مطالعات تطبیقی در منطق

موضع منطق و فلسفه در مبحث کلی و جزیی

دوره 13، شماره 1، شهریور 1401، صفحه 93-115

https://doi.org/10.30465/lsj.2022.41766.1407

عبدالعلی شکر

چکیده کلی و جزیی از قبیل مسایلی است که در فلسفه و منطق به بحث گذاشته می‌شود. از آنجا که مرزبندی علوم از طریق تعیین موضوعات آنها صورت می‌پذیرد تا از تداخل مسایل پرهیز و محدوده هر علم مشخص شود، این سوال به ذهن متبادر می‌شود که چرا بحث از کلی و جزیی در دو علم منطق و فلسفه مورد بررسی قرار داده می-شود؟ نوشتار حاضر در پی یافتن وجه تمایز این بحث در این دوگستره علمی است. با مطالعه سیر تاریخی و استفاده از روش تحلیلی این نتیجه حاصل می‌شود که از ابتدای شکل گیری این بحث در نظام فکری ارسطو، میان متافیزیک و منطق وی تمایز معناداری به چشم نمی‌خورد. حکمای مسلمان از جمله ابن سینا گرچه در مقام شرح آثار ارسطو ابتدا به شیوه وی عمل کردند، اما در ادامه برخی از مباحث از جمله مقولات که کلیات خمس به منزله مدخل آن بود را خارج از وظیفه منطق دانستند. از طرفی کلیات خمس به دلیل کارایی در مبحث تصورات و تعاریف، از مسایل گریز ناپذیر در منطق است. در باب مقسم کلیات پنجگانه نیز در میان صاحبنظران اختلافاتی دیده می‌شود که نشانگر تداخل مساله مورد نظر در دو حوزه فلسفه و منطق است. برخی دیدگاهها در وجه تمایز این بحث در دو حیطه مذکور، اعتبار و حیثیات مختلف را مطرح ساخته‌ و برخی نیز بحث وجودشناختی کلیات را به فلسفه و بررسی احکام آن را به حوزه منطق محول کرده‌اند.

مطالعات تطبیقی در منطق

نسبت ارزش شرطی لزومی و ارزش مقدم و تالی آن در منطق سینوی

دوره 8، شماره 2، آبان 1396، صفحه 49-68

علی‌رضا دارابی

چکیده در منطق شرطیات نزد مسلمین این اجماع وجود دارد که ارزش شرطی لزومی بر اساس رابطه میان مقدم و تالی و نه ارزش مقدم و تالی معین می‌شود. با این همه در نظرات آنان بحث‌هایی درباره امکان صدق و کذب شرطی بر پایه ارزش مقدم و تالی وجود دارد. در این میان، در بعضی از متون منطق‌دانان مسلمان در کنار صدق و کذب از وضعیت دیگری با واژه‌های گوناگون مانند محتمل صدق و کذب، مجهول الصدق و الکذب و... نام برده می‌شود. بررسی چیستی این وضعیت پرسش اصلی متن حاضر است. در مقاله حاضر با بررسی آراء متفاوت منطق دانان سینوی نشان داده می‌شود که این تقسیم‌بندی ناظر به مباحث مرتبط با شرطیات پیش از معرفی شرطی مسور توسط ابن سینا است و منطق‌دانان سینوی تلاش کرده‌اند که آن را با شرطی مسور هماهنگ کنند. همچنین نشان داده‌ایم که از میان آراء مختلف منطق‌دانان سینوی نظراتی که وضعیت سوم را قسیمی برای صدق و کذب نمی‌دانند به مبانی منطق سینوی نزدیک‌تر هستند.

مطالعات تطبیقی در منطق

از دلیل افتراض تا معرّفی و حذف سور وجودی

دوره 8، شماره 1، خرداد 1396، صفحه 63-86

مهدی عظیمی

چکیده هدف این مقاله تحریر و تحلیل بخشی از تاریخ دلیل افتراض (به‌طور خاصّ) و تاریخ منطق دوره‌ی اسلامی (به‌طور عامّ) است. ارسطو دلیل افتراض را در چندین موضع از دستگاه قیاسی‌اش، از جمله در اثبات عکس سالب کلّی، به‌کار می‌گیرد. مسئله‌ی مقاله‌ی کنونی همین کاربرد اخیر است. از زمان تئوفراستوس چالش‌های فراوانی فراروی این دلیل افتراض نهاده شده است. اسکندر افرودیسی به رفع این چالش‌ها همّت می‌گمارد و به این منظور دو تفسیر از افتراض یادشده به دست می‌دهد که، بر پایه‌ی تحلیل ما، دومین تفسیر یک برهان خلف است که در آن از حذف و معرّفی سور وجودی و جابه‌جایی عاطف استفاده شده است و بنابراین نشان می‌دهد که این بخش از منطق ارسطو هم به منطق گزاره‌ها و هم به منطق محمول‌ها وابسته است. نیز این تفسیر، دلیل افتراض را به‌خاطر استفاده از حدّ شخصی، دلیلی غیرقیاسی می‌شمارد و آشکار می‌سازد که اسکندر به‌درستی قیاس ارسطو را منطق حدّهای کلّی می‌داند. در جهان اسلام، ابن‌سینا، خونجی، و خواجه نصیر از همین تفسیر پیروی می‌کنند و حتّی درک روشن‌تری نسبت به قواعد یادشده از خود نشان می‌دهند؛ به گونه‌ای که ابن‌سینا و خواجه نصیر آشکارا از تمایزی سخن می‌گویند که امروزه میان نام خاصّ و نام فرضی نهاده می‌شود. سهروردی و فخر رازی، امّا، با اثرپذیری از تفسیر نخست اسکندر، تیزبینی چندانی از خود به نمایش نمی‌گذارند، نه در فهم منطق ارسطو به‌عنوان منطق حدّهای کلّی و نه در فهم آن دسته از قواعد منطق گزاره‌ها و محمول‌ها که در فرآیند افتراض دخیل‌اند.

مطالعات تطبیقی در منطق

تمامیت منطق رواقی

دوره 7، شماره 2، اسفند 1395، صفحه 45-66

امین شاهوردی

چکیده تمامیت منطق رواقی، برخلاف تمامیت منطق گزاره‌ای جدید که از‌سوی منطق‌دانان معاصر پذیرفته شده موضوعی موردتشکیک‌ است. در این مقاله، پس از بررسی نظام‌های گوناگونی که پژوهش‌گران مختلف براساس گفتارهای منطق‌دانان رواقی بازسازی کرده‌اند، به تمامیت این نظام‌ها اشاره و نشان داده می‌شود که هیچ‌یک از این نظام‌های بازسازی‌شده نمی‌توانند معیارهای اساسی رواقیان دربارة استدلال‌های معتبر را برآورده سازند و براین‌اساس نمی‌توان تمامیت چنین نظام‌های بازسازی‌شده‌ای را به نظام منطقی مورد‌نظر رواقیان نسبت داد. درپایان، تمامیت منطق رواقی حتی به‌معنای فروکاهش همة استدلال‌های معتبرِ مورد‌نظر رواقیان به اثبات‌نشده‌ها نیز انکار و نشان داده می‌شود که رواقیان درکنار اثبات‌نشده‌ها و استدلال‌های فروکاستنی به اثبات‌نشده‌ها اعتبار برخی دیگر از استدلال‌ها را پذیرفته‌اند.

مطالعات تطبیقی در منطق

نفی کارآمدی برهان لم در فلسفۀ اولی؛ مطالعة تطبیقی میان رویکرد ملاصدرا و علامه طباطبایی

دوره 7، شماره 2، اسفند 1395، صفحه 117-158

موسی ملایری

چکیده موضوع این مقاله پژوهشی تطبیقـی دربارة رویکرد مشترک صدرالمتألهیـن و علامه طباطبایی در‌بارة نفی‌‌ کارآمدی برهان لم در قلمرو فلسفة اولی است. ملاصدرا با اتکا به نظریة بساطت حقیقت وجود و این‌که امر بسیط حد و درنتیجه برهان ندارد به این نتیجه دست یافت که برهان لم در شناخت و اثبات احوال و اوصاف وجود کارآمد نیست. صدرا برهان اِنّ را نیز، با استناد به قاعدة ذوات الاسباب، گاه به‌کلی نامعتبر و گاه با کارکردی ضعیف معتبر می‌‌شمارد. او پس از تضعیف یا حتی تخطئة نقش برهان در قلمرو فلسفة اولی به نوعی منطق‌‌گریزیِ محتوم تن می‌‌دهد و در‌نهایت شهود را تقویت می‌‌کند. علامه طباطبایی نخست، هم‌چون صدرا، برهان لم را در قلمرو مسائل فلسفی نامعتبر می‌‌شمارد (البته نه با استناد به نظریة بساطت وجود، بلکه با اتکا به سه مبنای علم‌شناختی کلان). آن‌‌گاه با اتکا به قاعدة ذوات الاسباب برهان اِنِّ مصطلح نزد منطقیون را نیز تماماً ناکارآمد می‌‌داند. سپس نوع جدیدی از برهان به نام «برهان ازطریق ملازمات عامه» عرضه می‌‌کند و بر آن است که براهین فلسفی همه از این نوع‌اند. بن‌بست نظری‌ای که نخست ملاصدرا و سپس علامه با آن مواجه شدند در اعماقش از ناکارآمدی منطق اصالت ماهوی در قلمرو فلسفة وجودی خبر می‌‌دهد. در این مقاله، رویکرد علامه طباطبایی مبنی‌بر نفی ناکارآمدی براهین مذکور نقد می‌شود. اما مدعای ایشان مبنی‌براین‌‌که برهان از‌طریق تلازم در فلسفه کارآمد است و با سایر براهین تفاوت ماهوی دارد کشفی ارزش‌مند تلقی می‌شود که می‌‌کوشد تا رکود منطق را درمقایسه‌با وجودشناسی در حکمت نوصدرایی جبران کند.

فلسفه زبان (با گرایش منطق)

فعل گفتاری نزد منطق‌دانان مسلمان

دوره 7، شماره 1، شهریور 1395، صفحه 83-99

احمد عبادی

چکیده برخی از فیلسوفان زبان معتقدند که گاه عبارات زبانی با آن‌که از ساختار خبری برخوردارند، اما صدق و کذب نمی‌پذیرند، زیرا قصد گوینده از بیان آن‌‌ها نه توصیف، بلکه انجام یک فعل است. چنین جملاتی را افعال گفتاری می‌خوانند. پیش از این، منطق‌‌دانان مسلمان نیز به این مسئله توجه کرده‌‌اند. آنان این موضوع را با عنوان «انشای اخبارنُما» به بحث گذاشته‌اند. انشای اخبارنُما در مواضع گوناگونی مطرح شده است. نقد ملاک صدق و کذب‌‌پذیری خبر و نیز حل پارادوکس دروغ‌گو زمینة طرح این مسئله را فراهم آورده است. اگرچه مسئلة افعال گفتاری تطور و تحول شایانی در منطق دورة اسلامی نیافت، اما کشف این مسئله و تفطن به آن را باید از آنِِ منطق‌‌دانان مسلمان دانست. تأمل در تاریخچة دیدگاه‌‌های منطق‌‌دانان دورة اسلامی در این مسئله و نیز مطالعة تطبیقی آن‌‌ها با آرای فیلسوفان زبان آموزندة نکات منطقی‌ ـ  ‌معرفتی است.

مطالعات تطبیقی در منطق

تبارشناسی نسبت‌های چهارگانه

دوره 7، شماره 1، شهریور 1395، صفحه 101-127

اسد‌الله فلاحی

چکیده هرچند پیشینۀ نسبت‌های چهارگانه میان مفاهیم به ارسطو و فرفوریوس می‌رسد، به منزلة یک تقسیم منطقی از نوآوری‌های منطق‌دانان مسلمان بوده و برای نخستین‌بار در آثار فارابی، غزالی، فخر رازی و خونجی و به صورت‌های متفاوت به علم منطق معرفی شده است. از آن‌جا که تقسیم‌های فارابی، غزالی و فخر رازی، به‌ترتیب، دچار مغالطه‌های «عدم انسجام»، «عدم مانعیت» و «تداخل اقسام» بودند مورد پذیرش منطق‌دانان بعدی قرار نگرفتند؛ اما تقسیم خونجی، چون از این مغالطه‌ها به‌دور بود، به کتاب‌های درسی منطق راه یافت و در منطق اسلامی تثبیت شد. با این‌که این تقسیم در همان آغاز با شبهه‌ها و پارادوکس‌های مهمی روبه‌رو شد، توانست در برابر آن‌ها ایستادگی کند و به جای‌گاه رفیع و تثبیت‌شدۀ امروزی خود دست یابد. این مقاله درصدد کاویدن پیشینۀ نسبت‌های چهارگانه و تعیین سهم هر‌یک از منطق‌دانان قدیم در پیش‌برد این بحث است.