مهدی عسگری
چکیده
یکی از مسائل مهم در فلسفه اسلامی، بحث از وجود ذهنی و اشکالهای مطرح به آن است. از میان اشکالهایی که به وجود ذهنی مطرح شده است، دو اشکال بنیادهای این مسئله را با تردید مواجه کرده است. اشکال اجتماع جوهر و عرض و اجتماع مقولههای عرضی تحت یکدیگر. مسئله اصلی این مقاله نشاندادن کاربرد تمایز میان حمل اولی و حمل شایع در اثبات و حل اشکالهای ...
بیشتر
یکی از مسائل مهم در فلسفه اسلامی، بحث از وجود ذهنی و اشکالهای مطرح به آن است. از میان اشکالهایی که به وجود ذهنی مطرح شده است، دو اشکال بنیادهای این مسئله را با تردید مواجه کرده است. اشکال اجتماع جوهر و عرض و اجتماع مقولههای عرضی تحت یکدیگر. مسئله اصلی این مقاله نشاندادن کاربرد تمایز میان حمل اولی و حمل شایع در اثبات و حل اشکالهای وجود ذهنی نزد میرداماد است. روش بحث، روش کتابخانهای و تاریخی خواهد بود. پاسخ اجمالی که این به مسئله اصلی این است که میرداماد را میتوان یکی از طلایهداران بحث از حمل اولی ذاتی و حمل شایع صناعی دانست و وی توانسته همان جوابی را با تفکیک بین دو حمل به مسئله وجود ذهنی بدهد که بعدها به نام شاگردش ملاصدرا ثبت شده است. در ضمن میرداماد در بسط و گسترش نظریه حمل و تمایز حمل اولی و شایع تأثیر به سزایی داشته است.
کسری فارسیان
چکیده
در این مقاله، له این امر استدلال خواهد شد که هگل متعهد به تریویالیسم است. در دهههای گذشته با توجه به رونق گرفتن بازخوانی فیلسوفان کلاسیک در محکمهی منطق جدید، بازسازی هگل نیز از این جریان مستثنی نبوده است. گراهام پریست منطقدان و فیلسوف مطرح معاصر خوانشی فراسازگار از منطق هگل ارائه میدهد و سعی دارد نشان دهد فراسازگار دانستن نظام ...
بیشتر
در این مقاله، له این امر استدلال خواهد شد که هگل متعهد به تریویالیسم است. در دهههای گذشته با توجه به رونق گرفتن بازخوانی فیلسوفان کلاسیک در محکمهی منطق جدید، بازسازی هگل نیز از این جریان مستثنی نبوده است. گراهام پریست منطقدان و فیلسوف مطرح معاصر خوانشی فراسازگار از منطق هگل ارائه میدهد و سعی دارد نشان دهد فراسازگار دانستن نظام اندیشهای هگل میتواند هم غنای اندیشهی او را نشان دهد و هم میتواند منجر به دفاع موجهی از اندیشههای او در جامعهی امروزهی منطق شود. این خوانش پریست از هگل مخالفانی دارد که معتقدند خوانش فراسازگار از نظام منطقی هگل میتواند تردید آمیز باشد. در این مقاله من علاوه بر توضیح خوانش پریست و مطرح کردن نقدی به خوانش او از جانب مخالفانش، در انتها استدلال خواهم کرد که هگل را میتوان یک تریویالیست دانست و نه فیلسوفی با درک فراسازگار از منطق. نیز به عنوان نکتهی نهایی مقاله استدلالی در دفاع از تریویالیزم را مطرح خواهیم کرد.
مهدی عظیمی
چکیده
سهروردی ادّعا میکند که قیاس تکمقدمهای نمیتواند وجود داشته باشد، و بر این مدّعا دلیلی اقامه میکند. مسئلۀ جستار کنونی تبارشناسی تاریخی آن مدّعا، و ارزیابی منطقیِ این دلیل است. فرضیۀ ما این است که از نظر تاریخی، نزاع بر سر امکان یا امتناع استدلال تکمقدمهای به رواقیان بازمیگردد: خروسیپوس رهبر مخالفان بود؛ و آنتیپاتر تراسوسی ...
بیشتر
سهروردی ادّعا میکند که قیاس تکمقدمهای نمیتواند وجود داشته باشد، و بر این مدّعا دلیلی اقامه میکند. مسئلۀ جستار کنونی تبارشناسی تاریخی آن مدّعا، و ارزیابی منطقیِ این دلیل است. فرضیۀ ما این است که از نظر تاریخی، نزاع بر سر امکان یا امتناع استدلال تکمقدمهای به رواقیان بازمیگردد: خروسیپوس رهبر مخالفان بود؛ و آنتیپاتر تراسوسی پیشوای موافقان. این نزاع رواقی به دست اسکندر افرودیسی وارد منطق مشائی گردید و با نظریۀ قیاس ارسطو درآمیخت و، در نتیجه، مسئلۀ رواقیِ «استدلال تکمقدمهای» با مسئلۀ ارسطوییِ «قیاس تکمقدمهای» خلط شد. ابنسینا واسطۀ انتقال این مسئله از اسکندر به سهروردی است. دلیل سهروردی، اگر ناظر به امتناع استدلال تکمقدمهای باشد، بیشک، نادرست است؛ ولی اگر ناظر به امتناع قیاس تکمقدمهای باشد، میتواند بهرهای از صحت داشته باشد.
علیرضا فرجی
چکیده
«خود» یا «اگو» از جمله بنیانهای تفکر فلسفی و روانشناختی است. غالباً فلاسفه و اندیشمندان شاغل در حوزههای گوناگون علوم انسانی، بر چگونگی وجود آن، بحثهای بسیار صورت دادهاند. ادموند هوسرل، پدیدارشناس شناخته شده معاصر، «خود» را به عنوان «مرکز» افعال شناختی در نظر گرفته است. یکی از بنیادیترین افعالی که ...
بیشتر
«خود» یا «اگو» از جمله بنیانهای تفکر فلسفی و روانشناختی است. غالباً فلاسفه و اندیشمندان شاغل در حوزههای گوناگون علوم انسانی، بر چگونگی وجود آن، بحثهای بسیار صورت دادهاند. ادموند هوسرل، پدیدارشناس شناخته شده معاصر، «خود» را به عنوان «مرکز» افعال شناختی در نظر گرفته است. یکی از بنیادیترین افعالی که برای «خود» منظور میکند، کنش و فعل گفتاری و نحوه کسب شناخت توسط آن است. به عبارت دیگر، «خود» محور و مرکز شناسایی است و ابزار ارتباطی او با جهان پیرامون، یعنی این مسأله که زبان و تحلیلهای ذهنی چگونه میتواند در مسیر تکامل فرایند شناخت جهان و ابژههای پیرامون به او یاری رساند. طرح پدیدارشناسی استعلایی هوسرل، مبتنی بر آن است که با اپوخه کردن نگرشهای طبیعی و پوزیتیویستی، به جایگاه مناسب و شایسته «خود» دست پیدا کند. به همین دلیل، با تکیه بر ساختار منطقی ذهن و سوبژکتیویته «اگو» در یک چارچوب استعلایی که بر جنبه التفاتی آگاهی اگو استوار است، به تحلیل نسبت آن با جهان پیرامون و «خود»های دیگر میپردازد. از اینرو، یکی از ابزارهای ارتباطی «خود» که بیان و گفتار است را با نگرش استعلایی مورد توجه قرار داده می دهد. در این پژوهش، تلاش میکنیم، با تحلیل مفهوم «خود استعلایی» نزد هوسرل، چگونگی ارتباط گفتاری منطقی میان سوبژکتیویته اگو را با جهان پیرامون آن بررسی نمائیم.
حمید علایی نژاد؛ مرتضی حاجی حسینی
چکیده
بر اساس کثرتگرایی بیل و رستال، هر سه نظام منطق کلاسیک، ربط و شهودی درست هستند. در این نوع از کثرتگرایی، منطق علمی هنجاری دانسته میشود؛ به این معنا که شخص با قبول صدق مقدمات یک استدلالِ معتبر ملزم به قبول نتیجهی آن نیز خواهد بود. برخی از فلاسفه و منطقدانان با ارائهی استدلالهایی تحت عنوان «استدلال فروپاشی» تلاش کردهاند ...
بیشتر
بر اساس کثرتگرایی بیل و رستال، هر سه نظام منطق کلاسیک، ربط و شهودی درست هستند. در این نوع از کثرتگرایی، منطق علمی هنجاری دانسته میشود؛ به این معنا که شخص با قبول صدق مقدمات یک استدلالِ معتبر ملزم به قبول نتیجهی آن نیز خواهد بود. برخی از فلاسفه و منطقدانان با ارائهی استدلالهایی تحت عنوان «استدلال فروپاشی» تلاش کردهاند ناسازگاری قبول توأمان رویکرد کثرتگرایی بیل و رستال و هنجارمندی منطق را نشان دهند. بااینحال، بلکترنر و راسل با ارائهی کثرتگرایی غایتمحور تقریری از کثرتگرایی پیشنهاد کردهاند که مبتنی بر هنجارمندی منطق نبوده و از جانب استدلال فروپاشی تهدید نمیشود. در مقالهی حاضر، با بررسی کثرتگرایی غایتمحورمشخص کردهایم که صرف ادعای هنجارینبودن منطق کافی نبوده و لازم است بلکترنر و راسل استدلالی قوی در جهت اثبات این ادعای خود ارائه دهند؛ همچنینتلاش کردهایم نسخهای را از استدلال فروپاشی پریست ارائه دهیم که همچنان بتواند علیه کثرتگرایی غایتمحور بهکار رود
هومن محمد قربانیان؛ سارا قانع
چکیده
دامت در فلسفه خود متاثر از دو فیلسوف تحلیلی بزرگ است؛ او در روش از فرگه تبعیت میکند و قصد دارد منطق و نظریه معناداری را بنیانی برای متافیزیک قرار دهد، و در نظریهپردازی درباره معنا متاثر از ویتگنشتاین است و معنای واژگان را معادل با کاربرد آنها میداند. بر خلاف همه تاثیری که ویتگنشتاین بر دامت دارد، سایه شکاکیت قوی که در آراء ویتگنشتاین ...
بیشتر
دامت در فلسفه خود متاثر از دو فیلسوف تحلیلی بزرگ است؛ او در روش از فرگه تبعیت میکند و قصد دارد منطق و نظریه معناداری را بنیانی برای متافیزیک قرار دهد، و در نظریهپردازی درباره معنا متاثر از ویتگنشتاین است و معنای واژگان را معادل با کاربرد آنها میداند. بر خلاف همه تاثیری که ویتگنشتاین بر دامت دارد، سایه شکاکیت قوی که در آراء ویتگنشتاین دوم وجود دارد و کریپکی به بهترین شکل به آن پرداخته است برای دامت خوشآیند نیست، زیرا گمان میکند در صورت درست بودن شکاکیت و قراردادگرایی افراطی ویتگنشتاین، محاورات و ارتباطات انسانی همیشه در لبه پرتگاه و در آستانه سقوط قرار دارد. او برای گریز از این امر، ایده دانش ضمنی برای دانش زبانی را به عنوان بنیادی محکم در نظریه خود قرار میدهد. در این مقاله نشان دادهایم که ایده دانش ضمنی سبب فاصله گرفتن نظریه معناداری دامت از آموزههای ویتگنشتاین و شکست پروژه او میشود. اگر نتوان نشان داد که زبان چگونه کار میکند، هرگز نمی-توان نظریه معناداری را بنیانی برای متافیزیک قرار داد.
اسدالله فلاحی
چکیده
یکی از پیچیدهترین بخشهای منطق قدیم در مورد شرطی لزومی، بحث سور جزیی است. هرچند ابنسینا برای بحث از سورهای جزئی در شرطیهای لزومی، ابتدا، به بحث سور جزئی در حملیات و به تقسیمات آن پرداخته اما در ظاهر به نظر میرسد که بحث او در حملیات و شرطیات در تضاد با هم است و تشبیه و تمثیل به کار رفته ذهن را بیشتر از آن که هدایت کند گمراه میکند. ...
بیشتر
یکی از پیچیدهترین بخشهای منطق قدیم در مورد شرطی لزومی، بحث سور جزیی است. هرچند ابنسینا برای بحث از سورهای جزئی در شرطیهای لزومی، ابتدا، به بحث سور جزئی در حملیات و به تقسیمات آن پرداخته اما در ظاهر به نظر میرسد که بحث او در حملیات و شرطیات در تضاد با هم است و تشبیه و تمثیل به کار رفته ذهن را بیشتر از آن که هدایت کند گمراه میکند. با وجود این، در مقالة حاضر نشان دادهایم که با استفاده از برخی شاخههای منطق جدید، مانند منطق مرتبه دوم، منطق موجهات و منطق زمان، میتوان بسیاری از ابهامات و ایرادات وارد بر ابنسینا را پاسخ داد. همچنین نگاهی به بازتاب این بحث نزد برخی از بزرگترین پیروان ابنسینا، یعنی فخر رازی، افضل الدین خونجی، خواجه نصیر الدین طوسی، شمس الدین سمرقندی و قطب الدین رازی تحتانی، افکندهایم و نشان دادهایم که این پیروان تا حد بسیاری از تحلیلهای ابنسینا دور افتادهاند، و بحث آنها در تفکیک لزومی جزئی از اتفاقی بسیار ضعیف است و در حقیقت، هیچ کمکی به فهم این تفکیک نمیکند.
مرتضی منیری
چکیده
در ابتدا برخی موضوعهای بحث برانگیز در حوزۀ منطق ریاضی را بررسی میکنیم. اینها موضوعهایی هستند که معمولاً غیرمتخصصان را به دردسر و گاهی اشتباه میاندازند. موضوعهای عمدهای که در این راستا به آنها خواهیم پرداخت عبارتند از: تعریف صدق تارسکی، قضیۀ تعریفناپذیری صدق تارسکی، قضیۀ تمامیت گودل و قضیههای ناتمامیت گودل، منطق ...
بیشتر
در ابتدا برخی موضوعهای بحث برانگیز در حوزۀ منطق ریاضی را بررسی میکنیم. اینها موضوعهایی هستند که معمولاً غیرمتخصصان را به دردسر و گاهی اشتباه میاندازند. موضوعهای عمدهای که در این راستا به آنها خواهیم پرداخت عبارتند از: تعریف صدق تارسکی، قضیۀ تعریفناپذیری صدق تارسکی، قضیۀ تمامیت گودل و قضیههای ناتمامیت گودل، منطق مرتبۀ اول و مرتبۀ دوم. در ادامه، به معرفی برخی منطقهای غیرکلاسیک و جایگاه آنها در منطق فلسفی و همچنین منطق در علوم کامپیوتر میپردازیم. افزون بر آن، برخی موضوعهای فلسفی مرتبط به منطق را به بحث میگذاریم. از زمرۀ این موضوعها، پرسش از چیستی منطق، تفاوت منطق و دستگاه منطقی و چالش یگانهگرایی در مقابل کثرتگرایی در انتخاب منطق است. با تفکیک منطق از دستگاه منطقی، از این دیدگاه دفاع خواهیم کرد که منطق ریاضی به عنوان بخشی از ریاضیات، تنها میبایست متعهد به رعایت استانداردهای خود ریاضیات باشد. در این راستا، هر یک از دستگاههای منطق غیرکلاسیک که این استانداردها را رعایت کند، مشروعیت خواهد داشت.
فاطمه سادات نبوی
چکیده
در دهه های اخیر، صوری سازی با استفاده از ساختارهای ریاضی، در بسیاری از مباحث که ماهیت منطقی دارند، گسترش یافته است. اصول فقه یکی از این حیطه هاست که ماهیت منطقی دارد و در حقیقت همان منطق حاکم بر استدلال فقهی می باشد. طراحی یک ساختار به سبک منطق ریاضی برای اصول فقه، هم به لحاظ فراهم آوردن ابزاری کارامد برای نشان دادن تمایز ها در روش ...
بیشتر
در دهه های اخیر، صوری سازی با استفاده از ساختارهای ریاضی، در بسیاری از مباحث که ماهیت منطقی دارند، گسترش یافته است. اصول فقه یکی از این حیطه هاست که ماهیت منطقی دارد و در حقیقت همان منطق حاکم بر استدلال فقهی می باشد. طراحی یک ساختار به سبک منطق ریاضی برای اصول فقه، هم به لحاظ فراهم آوردن ابزاری کارامد برای نشان دادن تمایز ها در روش های گوناگون استدلال فقهی، و هم به لحاظ استفاده از هوش مصنوعی برای ساخت ابزار کمکی در فرایند استنباط فقهی، می تواند مفید واقع شود. در این مقاله پس از معرفی اجمالی رویکرد ریاضی به منطق و بیان مختصری در تعریف اصول فقه، منطق صوری اصول فقه را در قلمرو منطق ریاضی جستجو می کنیم. منطق تکلیف استاندارد و منطق تکلیف دینامیکی را به عنوان نزدیکترین ساختار های ریاضی موجود، به ساختار مورد نظر ما، به اجمال معرفی کرده، پس از بررسی معانی مختلف «واجب» در نوشتارگان اصول فقه، رویکرد فعل محور را برای تبیین مفهوم واجب بر می گزینیم، زبان صوری منطق فقه را مبتنی بر منطق دینامیکی طراحی می کنیم و در انتها نمونه هایی از قواعد فقهی را در این زبان صوری سازی می نماییم.
حسن مهرنیا؛ مجید زمانی علویجه
چکیده
بهباورِ هگل، منطق نمیتواند ازپیش برایِ تعیّناتِ اندیشه صورتی برسازد، بلکه هر تعیّنی صورتِ ویژهیِ خود را دارد. جوهرهیِ دگرگونشدهیِ روح در منطقِ سنّتی احساس نمیشود و بههمینسببْ منطقِ سنّتی به تعیّناتِ پیشینِ روحْ دلخوش است ولذا نه میتواند تعیّناتِ جدیدِ روح را مفهومی کند، و نه متافیزیکِ ویژهای برایِ هر قومبرسازد. ...
بیشتر
بهباورِ هگل، منطق نمیتواند ازپیش برایِ تعیّناتِ اندیشه صورتی برسازد، بلکه هر تعیّنی صورتِ ویژهیِ خود را دارد. جوهرهیِ دگرگونشدهیِ روح در منطقِ سنّتی احساس نمیشود و بههمینسببْ منطقِ سنّتی به تعیّناتِ پیشینِ روحْ دلخوش است ولذا نه میتواند تعیّناتِ جدیدِ روح را مفهومی کند، و نه متافیزیکِ ویژهای برایِ هر قومبرسازد. چُنین منطقی بهسببِ ناتوانیِ در مفهومسازی سرانجام به شکاکیّت منجر خواهد شد. در این نوشتار تبیین نموده ایم که چگونه منطقِ معرفتشناختی-وجودشناختیِ هگل سرشتِ اندیشه را دگرگون میسازد.از نظر او،رسالت منطقنه اندیشهورزیِ صوریِ صِرفْ، بلکه یگانهگرداندن و اینهماننمودنِاندیشه با«وجود» است. از این رو منطقِ ویافزون بر اینکهدارای محتوا است،محتوایِ آن تعیّناتِ اندیشهورزی را نیز آشکار میسازد. منطقِ هگل یک نظامِ فلسفیِ کامل را دربَر دارد، و بهسببِ کارآمدی در مفهومسازی برایِ تمامیِ تعیّناتِ روح؛ اندیشه را به جستوجویِ یک متافیزیکِ نظاممند وامیدارد، بنابراین در منطقِ معرفتشناختی-وجودشناختیْ متافیزیک شدنی است بیآنکه به دامِ دگماتیسمی که کانتْ ما را از آن پرهیز داده-امّا خود در آن گرفتار شده-بود، گرفتار شویم.
اسماعیل نوشاد؛ مرتضی حاجی حسینی
چکیده
مناظره ابوسعید سیرافی نحوی و ابو بشر منطقی از گرهگاههای کلیدی تمدن اسلامی است. این مناظره محل برخورد دو جریان اصلی برخاسته از رفرم ایدئولوژیک عباسی بود. یک جریان نهضت ترجمه و پیامدهای فکری آن و جریان دیگر دستگاه عقیدتی، فقهی و کلامی عصر عباسی است. جدا از اشکالات جدی سیرافی در رابطه با جایگاه منطق و رابطه منطق و زبان و نحو، ...
بیشتر
مناظره ابوسعید سیرافی نحوی و ابو بشر منطقی از گرهگاههای کلیدی تمدن اسلامی است. این مناظره محل برخورد دو جریان اصلی برخاسته از رفرم ایدئولوژیک عباسی بود. یک جریان نهضت ترجمه و پیامدهای فکری آن و جریان دیگر دستگاه عقیدتی، فقهی و کلامی عصر عباسی است. جدا از اشکالات جدی سیرافی در رابطه با جایگاه منطق و رابطه منطق و زبان و نحو، این مناظره هدایتگر تنش ناشی از برخورد دو جریان فوق نیز میباشد. در این مقاله سعی کرده ایمبا توصیفی تاریخی و تبارشناسی از نهضت ترجمه و عصر تدوین به تحلیل گفتمانی این مناظره وارد و این تنش ایدئولوژیک را بررسی و تشریح کنیم.به نظر میرسد که نتایج این مناظره تأثیرات دامنهداری بر تفکر اسلامی نهاده باشد و در هردو جریان عقیدتی و فلسفی تغییرات پایداری داشته است. جریان فلسفی هم از منطق گرایی دور شد و به سمت بنیانی رفت که فارابی و سپس ابن سینا با عنوان فلسفه مشاء نهادند
مهدی اخوان
چکیده
تقی الدین ابوالعباس احمد ابن شهاب الدین عبد الحلیم ابن تیمیه (661-728ه ق) در میان طیف وسیع مخالفان و منتقدان و ستیزهجویان منطق (ارسطوئی/سینوی) و بطور عام عقلیمشربی فیلسوفان مسلمان قرار دارد . کسانی که تمامی آنان دغدغۀ بازگشت به سنت و سلف دارند ( از جمله ابوبکر باقلانی، امام الحرمین جوینی، محمد امین استرآبادی، ابن الصلاح، جلالالدین ...
بیشتر
تقی الدین ابوالعباس احمد ابن شهاب الدین عبد الحلیم ابن تیمیه (661-728ه ق) در میان طیف وسیع مخالفان و منتقدان و ستیزهجویان منطق (ارسطوئی/سینوی) و بطور عام عقلیمشربی فیلسوفان مسلمان قرار دارد . کسانی که تمامی آنان دغدغۀ بازگشت به سنت و سلف دارند ( از جمله ابوبکر باقلانی، امام الحرمین جوینی، محمد امین استرآبادی، ابن الصلاح، جلالالدین سیوطی، شیخ عبداله جیلانی، ابوالنجا الفارض، و ..) اما وجه تمایز او نظامپردازی و استدلالآوری و صورتبندی اشکالات ناظر به منطق ارسطویی است که از قضا با بسیاری از نقدهای معرفتشناسان دوران جدید و منطقدانان جدید مشابه و مشترک است. وی در چندین کتاب به تفصیل انتقادات خود را مطرح میکند، اما در کتاب الردّ علی المنطقیین بر مبنای تصویر دو بخشی منطق ( تصور و تصدیق) و طرح نقد خود علیه دو مدعا در مورد هر بخش منطق، نظامی برای ردیات خود پرداخته است و کتاب خود را در چهار فصل تبویب میکند: الف) تصور مطلوب جز بوسیلۀ تعریف (حد) به دست نمیآید. ب) تعریف، علم به تصورات را به دست میدهد. ج) تصدیق مطلوب جز از طریق قیاس حاصل نمیشود. د) قیاس یا استدلال منطقی علم به تصدیق را حاصل میکند.
کریم خانکی
چکیده
از ابتدای پیدایش منطق جدید، پیوندهای بنیادی بین منطق و شاخههای مختلف ریاضیات ایجاد شده است که منجر به حل مسایلی در ریاضیات و بلعکس حل مسائل بنیانی در خود منطق گردیده است. یکی از چالشهای روش منطقی در مطالعه ساختارهای ریاضی عدم امکان مطالعه بعضی از ساختارهای مهم ریاضیات، از جمله ساختارهای موجود در آنالیز، در قالب زبان و منطق مرتبه ...
بیشتر
از ابتدای پیدایش منطق جدید، پیوندهای بنیادی بین منطق و شاخههای مختلف ریاضیات ایجاد شده است که منجر به حل مسایلی در ریاضیات و بلعکس حل مسائل بنیانی در خود منطق گردیده است. یکی از چالشهای روش منطقی در مطالعه ساختارهای ریاضی عدم امکان مطالعه بعضی از ساختارهای مهم ریاضیات، از جمله ساختارهای موجود در آنالیز، در قالب زبان و منطق مرتبه اول میباشد. هدف اصلی این مقاله معرفی منطقی مناسب برای مطالعه این ساختارها و سپس حل مسائلی در آنالیز با استفاده از ابزارهای منطقی است. در ابتدای این مقاله مروری کوتاه بر منطقهای مناسب برای مطالعه ساختارهای موجود در آنالیز ریاضی خواهیم داشت و برخی از مهمترین کاربردهای منطق در آنالیز را بیان خواهیم کرد. سپس یکی از دستاوردهای اخیر که کاربردی مهم از منطق در آنالیز میباشد را ارائه و اثبات میکنیم. بهویژه، مفهوم تعریفپذیری در منطق و پیوند آن با آنالیز ریاضی را مورد مطالعه قرار میدهیم.
علی اصغر خندان
چکیده
تعریف و طبقهبندی انواع مغالطه نزد فیلسوفان و منطقدانان متفاوت است. در این مقاله پس از گزارش مختصری در این زمینه، تعریف و طبقهبندی جدیدی برای انواع مغالطه ارائه گردیده و بر آن اساس جایگاه استدلال عرفی یا قیاس ضمیر برجسته شده است. قیاس ضمیر استدلالی است که از یک مقدمه بهعنوان دلیل، نتیجهای اخذ میشود. همانطور که منطقدانان ...
بیشتر
تعریف و طبقهبندی انواع مغالطه نزد فیلسوفان و منطقدانان متفاوت است. در این مقاله پس از گزارش مختصری در این زمینه، تعریف و طبقهبندی جدیدی برای انواع مغالطه ارائه گردیده و بر آن اساس جایگاه استدلال عرفی یا قیاس ضمیر برجسته شده است. قیاس ضمیر استدلالی است که از یک مقدمه بهعنوان دلیل، نتیجهای اخذ میشود. همانطور که منطقدانان گفتهاند، در قیاس ضمیر کبرا حذف شده که در بسیاری از حالات این امر برای پنهان کردن خطای کبرا صورت میگیرد. از آنجا که نکتهی مذکور در مغالطات فراوانی مصداق مییابد، براین مبنا کلید طلایی تشخیص مغالطات طراحی شده که عبارت است از بازسازی استدلال اولیه و اضافه کردن کبرا در قالب یک گزارهی شرطی و تعمیم آن گزارهی شرطی و تردید در صدق آن. در ادامه برای نشان دادن میزان موفقیت این کلید طلایی، بیست مثال از کتب آموزش مغالطه انتخاب و بهعنوان نمونه بررسی شده است. در پایان فهرستی بالغ بر پنجاه مغالطهی قابلشناسایی از این طریق آمده و این نکتهی مهم بیان شده که تشخیص مغالطات از طریق کلید طلایی، مزایای متعددی نسبت به روش معمول در معرفی تکتک مغالطات دارد.
نسرین سراجی پور؛ الهه سادات آقاسیدیوسف
چکیده
ابن سینا با ابتکار قیاسات اقترانی شرطی، نقطه عطفی در منطق اسلامی پدید آورد. انتاج قیاس شرطی متصله مورد تایید همگان است اما در قیاس منفصله با مشکلات و اختلاف آراء مواجه می شویم. وی در آثار کثیر خود شرایط متعدّد و متفاوتی درتعیین اعتبار قیاسات اقترانی منفصله–منفصله ارائه کرد و قیاس حقیقیه–حقیقیه را نا معتبر دانست. خواجه نصیرالدین ...
بیشتر
ابن سینا با ابتکار قیاسات اقترانی شرطی، نقطه عطفی در منطق اسلامی پدید آورد. انتاج قیاس شرطی متصله مورد تایید همگان است اما در قیاس منفصله با مشکلات و اختلاف آراء مواجه می شویم. وی در آثار کثیر خود شرایط متعدّد و متفاوتی درتعیین اعتبار قیاسات اقترانی منفصله–منفصله ارائه کرد و قیاس حقیقیه–حقیقیه را نا معتبر دانست. خواجه نصیرالدین طوسی به تبعیت از ابن سینا نه تنها قیاس حقیقیه–حقیقیه بلکه قیاس اقترانی متشکل از دو مانعه الجمع را نامعتبر دانست، در حالی که منطق دانان معاصر او مانند افضل الدین خونجی و سراج الدین ارموی ضمن پذیرش برخی شرایط عمومی این نوع قیاس، قیاس اقترانی شرطی دو حقیقیه و دو مانعه الجمع را با شرایطی منتج دانستند. به نظر می رسد راه حل مشترکی که گره گشای اختلاف نظر میان ابن سینا و منطق دانان بعد از او در این مسئله است بازگرداندن مقدمات قیاس به متصله و سپس تبعیت از قوانین دو متصله در نتیجه و در نهایت تبدیل نتیجۀ متصله به منفصله است.
کورش سلیمی
چکیده
چکیده: در این مقاله که بهطور عام درزمینهی منطق ارسطویی و بهطور خاص قیاس مطلق نوشتهشده است هدف ارائه روشی جدید برای بازنمایی گزارههای حملی با لحاظ کردن حدود نامحصل روی نمودار توسعهیافته ون است. این روش قادر به نمایش و استنتاج کلیه نتایج ممکن یا عقیم از دو مقدمه یک قیاس در همه شکلها با هر ترکیبی از حدود محصل و نامحصل است. همچنین ...
بیشتر
چکیده: در این مقاله که بهطور عام درزمینهی منطق ارسطویی و بهطور خاص قیاس مطلق نوشتهشده است هدف ارائه روشی جدید برای بازنمایی گزارههای حملی با لحاظ کردن حدود نامحصل روی نمودار توسعهیافته ون است. این روش قادر به نمایش و استنتاج کلیه نتایج ممکن یا عقیم از دو مقدمه یک قیاس در همه شکلها با هر ترکیبی از حدود محصل و نامحصل است. همچنین قادر به استنتاج همه معادلهای هر گزاره حملی است. این روش در عین برخورداری از قدرت بیانی بالا، آسان و تصمیم پذیر است. روشهای نموداری مرسوم یا قادر به بازنمایی قیاس با حدود نامحصل نیستند یا در صورت توانایی کار با حدود نامحصل از نمایش بصری مطلوب که از اهداف اصلی بازنمایی های نموداری است برخوردار نسیتند. در این روش از ارزشگذاری سه ارزشی خطوط و سطوح روی نمودار ون استفاده میشود و بازنمایی هر گزاره از طریق ترسیم یک کمان دو قسمتی انجام میشود.
سعیده شاه میر
چکیده
در این مقاله مطابق ترتیب بندهای تراکتاتوس، ابتدا به شرح مختصری از هستی شناسی ویتگنشتاین خواهیم پرداخت. ویتگنشتاین در حوزة هستیشناسی، بحث خود را با امر واقع آغاز میکند و سپس برای وضوح بخشیدن به این مفهوم، از مفاهیم حالات امور و اشیاء مدد میگیرد. در حوزه معناشناختی نیز - در پی ارائة یک نظریة معنا- با یک شرح کلی دربارة تصویرگری آغاز ...
بیشتر
در این مقاله مطابق ترتیب بندهای تراکتاتوس، ابتدا به شرح مختصری از هستی شناسی ویتگنشتاین خواهیم پرداخت. ویتگنشتاین در حوزة هستیشناسی، بحث خود را با امر واقع آغاز میکند و سپس برای وضوح بخشیدن به این مفهوم، از مفاهیم حالات امور و اشیاء مدد میگیرد. در حوزه معناشناختی نیز - در پی ارائة یک نظریة معنا- با یک شرح کلی دربارة تصویرگری آغاز میکند و به دنبال آن به بررسی گزاره میپردازد و در نهایت تحلیل خود را با بکارگیری مفاهیم گزارههای پایه و اسامی، کامل میکند. در نگاه ویتگنشتاین، همواره میان دو ساحت زبان (اندیشه) و ساحت جهان تناظر برقرار است و تنها در این صورت است که می توان از معناداری گزارهها سخن به میان آورد. در این مقاله، تلاش میشود با تکیه بر آموزههای ویتگنشتاین در دو حوزة هستیشناسی و معناشناسی، به بررسی آراء وی پرداخته و نسبت میان این هر دو را مورد کنکاش قرار دهیم.
فاطمه شیرمحمدزاده ملکی
چکیده
منطق شهودی گزارهای منطقی غیرکلاسیک است که از حذف اصل طرد شق ثالث از منطق کلاسیک حاصل میشود. چند معناشناسی مختلف، مانند معناشناسی کریپکی، توپولوژیکی و همسایگی برای منطق شهودی گزارهای وجود دارد که قضایای درستی و تمامیت برای آنها اثبات شده است. در این مقاله ابتدا برخی از این معناشناسیها رابررسی میکنیم، سپس دو معناشناسی ...
بیشتر
منطق شهودی گزارهای منطقی غیرکلاسیک است که از حذف اصل طرد شق ثالث از منطق کلاسیک حاصل میشود. چند معناشناسی مختلف، مانند معناشناسی کریپکی، توپولوژیکی و همسایگی برای منطق شهودی گزارهای وجود دارد که قضایای درستی و تمامیت برای آنها اثبات شده است. در این مقاله ابتدا برخی از این معناشناسیها رابررسی میکنیم، سپس دو معناشناسی همسایگی جدیدی را که یکی از این معناشناسیها تا حدی پیچیدهتر از معناشناسیهای همسایگی شناخته شده قبلی میباشد را برای منطق گزارهای شهودی (IPC) معرفی میکنیم. در نهایت قضایای درستی و تمامیت را با روشهای متفاوتی نسبت به این دو معناشناسی همسایگی جدید اثبات میکنیم. برای اثبات تمامیت یکی از این معناشناسیها که NB-همسایگی مینامیم، ابتدا نیاز داریم تا دستگاه زیرشهودی WF را که ضعیفتر از دستگاههای زیر شهودی شناخته شده قبلی مانند F میباشد را معرفی کنیم. سپس با استفاده از قصیه تمامیت منطق WF نسبت به معناشناسی NB-همسایگی، نشان خواهیم داد که منطق شهودی IPC نسبت به این معناشناسی با افزودن برخی ویژگیهای خاص درست و تمام است.
مهدی عظیمی
چکیده
پارادوکسِ امتناع تناقض که بنیادیترین اصل معرفت را به چالش میکشد با پذیرش اینکه «اجتماع نقیضان ممتنع است» نتیجه میگیرد که «اجتماع نقیضان ممتنع نیست». صدرالدین شیرازی کوشیده است که این پارادوکس را با جدایینهادن میان حمل اوّلی و شایع فروگشاید. او پیشفرض میگیرد که «اجتماع نقیضان» موضوع گزارههای یادشده ...
بیشتر
پارادوکسِ امتناع تناقض که بنیادیترین اصل معرفت را به چالش میکشد با پذیرش اینکه «اجتماع نقیضان ممتنع است» نتیجه میگیرد که «اجتماع نقیضان ممتنع نیست». صدرالدین شیرازی کوشیده است که این پارادوکس را با جدایینهادن میان حمل اوّلی و شایع فروگشاید. او پیشفرض میگیرد که «اجتماع نقیضان» موضوع گزارههای یادشده و «ممتنع» محمول آنها است. این جستار با نفی این پیشفرض، راهحل دیگری را پیش مینهد که برپایهی آن «اجتماع» بر ادات عطف، «نقیضان» بر سازههای عاطف، و «ممتنع» بر ضرورت سلب که ترکیب جهت و کیفیت است، دلالت دارد. پارادوکسِ امتناع تناقض که بنیادیترین اصل معرفت را به چالش میکشد با پذیرش اینکه «اجتماع نقیضان ممتنع است» نتیجه میگیرد که «اجتماع نقیضان ممتنع نیست». صدرالدین شیرازی کوشیده است که این پارادوکس را با جدایینهادن میان حمل اوّلی و شایع فروگشاید. او پیشفرض میگیرد که «اجتماع نقیضان» موضوع گزارههای یادشده و «ممتنع» محمول آنها است. این جستار با نفی این پیشفرض، راهحل دیگری را پیش مینهد که برپایهی آن «اجتماع» بر ادات عطف، «نقیضان» بر سازههای عاطف، و «ممتنع» بر ضرورت سلب که ترکیب جهت و کیفیت است، دلالت دارد.
کامران قیوم زاده؛ علیرضا دست افشان
چکیده
پرسش اصلی در مسائل تعهد وجودی این است که کاربرد زبان و آنچه می گوییم تا چه حد ما را نسبت به وجود اشیا و به ویژه اشیایی که درباره ی آنها سخن می گوییم متعهد می سازد. معمای گیچ که یک مسأله ی مشهور در متون ارجاعی است به مسأله ی تعهد وجودی برای راوی (گوینده سوم شخص) در متونی که بیش از دو گوینده دارند مربوط می شود. راه حلی که از آن دفاع می کنیم این ...
بیشتر
پرسش اصلی در مسائل تعهد وجودی این است که کاربرد زبان و آنچه می گوییم تا چه حد ما را نسبت به وجود اشیا و به ویژه اشیایی که درباره ی آنها سخن می گوییم متعهد می سازد. معمای گیچ که یک مسأله ی مشهور در متون ارجاعی است به مسأله ی تعهد وجودی برای راوی (گوینده سوم شخص) در متونی که بیش از دو گوینده دارند مربوط می شود. راه حلی که از آن دفاع می کنیم این است که اگر گوینده ی اول و گوینده ی دوم درباره شیءای سخن بگویند که (در ابتدا) وجود نداشته است اما آن دو درباره ی آن به گونه ای سخن می گویند که گویی وجود دارد، می توان گفت که آنان شیء مورد نظر را به عنوان یک شیء مجرد افسانه ای خلق کرده اند. اکنون اگر راوی یا گوینده ی سوم قصد بازگو کردن سخن آن دو را داشته باشد، می تواند خود را به وجود آن شیء مجرد متعهد سازد (چراکه آن شیء خلق شده است و وجود دارد) بی آنکه صفاتی را که آن دو گوینده به شیء مذکور نسبت داده باشند، قبول کند.
علی اصغر مروت
چکیده
منطقدانان مسلمان دو قضیهی موجهه را در صورتی متناقض میدانند که در کم، کیف و جهت، اختلاف و در سایر اجزاءِ تشکیل دهندهی قضیه، وحدت داشته باشند. از نظر این متفکران اگر دو قضیهی متناقض دارای جهت واحد باشند، محذور امتناع (اجتماع یا ارتفاع) نقیضین پیش خواهد آمد. راه احتراز از این محذور از نظر این منطقدانان، اختلاف جهت قضایا در متناقضان ...
بیشتر
منطقدانان مسلمان دو قضیهی موجهه را در صورتی متناقض میدانند که در کم، کیف و جهت، اختلاف و در سایر اجزاءِ تشکیل دهندهی قضیه، وحدت داشته باشند. از نظر این متفکران اگر دو قضیهی متناقض دارای جهت واحد باشند، محذور امتناع (اجتماع یا ارتفاع) نقیضین پیش خواهد آمد. راه احتراز از این محذور از نظر این منطقدانان، اختلاف جهت قضایا در متناقضان است. در نوشتار حاضر نشان داده خواهد شد که وحدت متناقضان در جهت، هیچ محذوری ندارد و برخلاف آنچه منطقیان مزبور پنداشتهاند، اتفاقا این اختلاف در جهت است که محذور ارتفاع نقضین (کذب متناقضان) را پیش خواهد آورد. از نظر این نوشتار، ریشهی اشتباه منطقدانان قدیم، خلط ضرورت نفی با نفیِ ضرورت (و نیز دوام نفی با نفی دوام)بوده است. و باید وحدت در جهت را از وحدتهای معتبر در تناقض دانست و نه از مواردِ اختلاف در متناقضان. بنابراین قضایای موجههی متناقض نیز همانند قضایای مطلقه فقط در کم و کیف با هم اختلاف دارند و نیازی به اختلاف در جهت نیست.
غلامعلی مقدم
چکیده
سهولت تعلیم، یکی از اصول آموزشی در علوم است. رعایت این اصل در مقام کشف، تعریف، توضیح، استدلال و تبیین نتایج، به تسریع یادگیری کمک می کند. منطق که داعیه دار سنجش و تصحیح فکر و اندیشه است، بیش از دیگر علوم به رعایت این اصل سزاوار است، اما به نظر می رسد، منطق سنتی در تسمیه موجهات کمتر به این قاعده پای بند مانده است. استفاده از لوازم بعید ...
بیشتر
سهولت تعلیم، یکی از اصول آموزشی در علوم است. رعایت این اصل در مقام کشف، تعریف، توضیح، استدلال و تبیین نتایج، به تسریع یادگیری کمک می کند. منطق که داعیه دار سنجش و تصحیح فکر و اندیشه است، بیش از دیگر علوم به رعایت این اصل سزاوار است، اما به نظر می رسد، منطق سنتی در تسمیه موجهات کمتر به این قاعده پای بند مانده است. استفاده از لوازم بعید و الفاظ و اصطلاحات غریب برای نامگذاری موجهات در مراحل ابتدایی آموزش، رغبت و اشتیاق دانش آموز منطق را به ادامه بحث در موجهات کاهش داده و از این جهت به انزوای موجهات در حوزه های درسی منطق سنتی خواهد انجامید. بنابر این، مساله تحقیق این است که چه انتقادی بر شیوه منطق سنتی در نامگذاری موجهات وجود دارد و آیا می توان با تغییر مناسب در این نامگذاری به تسهیل آموزش موجهات کمک کرد؟ در این مقاله به روش تحلیلی به نقد و بررسی وضعیت موجود در نامگذاری موجهات بسیط پرداخته و نشان داده ایم که با توجه به تناسب معنایی موجود در قضایای موجهه می توان از اسامی همگون و مناسب در نامگذاری موجهات بسیط استفاده نموده و از این رهگذر غرابت موجود در نامگذاری موجهات را کاهش داد.
محمد ابراهیم مقصودی
چکیده
استدلال خواهم کرد که نه تنها پارادوکس های سمانتیکی پیچیده تر از پارادوکس دروغگو اشکالی برای راه حل تارسکی برای آن، یعنی تعهد به سلسله مراتب زبان، ایجاد نخواهند کرد، بلکه می توان از آنها برای یافتن ساختار درست فرازبان بهره گرفت: پارادوکس ها زمانی بروز می کنند که برای زبان یک ساختار طبقاتی سرتاسری را پیشفرض بگیریم. این کاوش ما را به ...
بیشتر
استدلال خواهم کرد که نه تنها پارادوکس های سمانتیکی پیچیده تر از پارادوکس دروغگو اشکالی برای راه حل تارسکی برای آن، یعنی تعهد به سلسله مراتب زبان، ایجاد نخواهند کرد، بلکه می توان از آنها برای یافتن ساختار درست فرازبان بهره گرفت: پارادوکس ها زمانی بروز می کنند که برای زبان یک ساختار طبقاتی سرتاسری را پیشفرض بگیریم. این کاوش ما را به تصویر غنی تری از فرازبان رهنمون خواهد شد: فرازبان را نیز نباید به منزلۀ طبقۀ فوقانی زبان موضوعی تلقی کرد، در عوض باید آن را به منزلۀ یک توپولوژی تعریف شده بر زبان موضوعی دانست، که تنوعی از ساختارهای سلسله مراتبی میان مراتب زبان را مجاز می دارد. بحث خواهم کرد که در این تصویر توسعه یافته از مراتب زبان، صدق تارسکی را باید محمولی موضعی در نظر گرفت. نهایتاً بحث خواهم کرد که این رویکرد حاوی پیشنهاداتی برای تحلیل بهتر پارادوکس ها، و به طور خاص پارادوکس یابلو، است: با در نظر گرفتن یک توپولوژی دایره ای می توان مدلی بدون خودارجاعی و غیرپارادوکسیکال برای انتساب صدق و کذب به عبارات یابلو بدست داد.
عبدالعلی شکر
چکیده
در علم منطق یکی از اقسام استدلال، استقراء است که به رغم تنزل اعتبار آن نسبت به قیاس برهانی، از اهمیت و رواج قابل توجهی برخوردار است. یکی از بهترین راهها برای ایجاد انگیزه، عبرت آموزی، تقویت باورها و نیز هدایت عموم انسانها، طریقه استقراء است. قرآن کریم گرچه از طرق مختلف استدلال در موارد خاص، برای امر هدایت استفاده کرده است، اما در ...
بیشتر
در علم منطق یکی از اقسام استدلال، استقراء است که به رغم تنزل اعتبار آن نسبت به قیاس برهانی، از اهمیت و رواج قابل توجهی برخوردار است. یکی از بهترین راهها برای ایجاد انگیزه، عبرت آموزی، تقویت باورها و نیز هدایت عموم انسانها، طریقه استقراء است. قرآن کریم گرچه از طرق مختلف استدلال در موارد خاص، برای امر هدایت استفاده کرده است، اما در این میان، شیوه استقراء، فراوانی قابل توجهی دارد. روشهای دیگر استدلال، از جمله برهان عقلی در قرآن در مقایسه با استقراء کمتر دیده میشود. توصیه خداوند به بررسی و نگریستن در سرنوشت گذشتگان و بیان نمونه-های زیادی از اقوامی که وضعیت مشابهی داشتند، از جمله شواهد این ادعاست. یکی از استدلالهای قرآن کریم در برخی از آیات به این شکل است که شما مردم اگر رفتار و برخوردی همانند اقوام پیشین داشته باشید، سرنوشتی مشابه آنان خواهید داشت. به نظر میرسد یکی از اهداف خداوند از بیان سرنوشت اقوام گذشته، هشدار به مخاطبین خود و عبرت آموزی می-باشد تا از این طریق مسیر هدایت را برای آنان هموار سازد و حجت را بر آنان تمام کند. با توجه به حجم بالا و تعدد موضوعات در روش استقرایی قرآن، این نوشتار تنها به تحقیق مواردی میپردازد که با تعبیر «سیروا» و «انظروا» و مشتقات آنها بیان شده است. نتیجه این بررسی نشان میدهد که استقراء کاربرد بیشتری نسبت به سایر اقسام استدلال دارد و تاثیرگذاری آن نیز غیر قابل انکار است.
رضا مثمر
چکیده
ویتگنشتاین در رسالة منطقی-فلسفی در شمارههای ۳.۰۳۱-۳.۰۲ میگوید که جهانی غیرمنطقی تصورناپذیر است و دربارهاش نمیتوان سخن گفت. رایل (1946) مدعی شده است که اصولاً چیزی به نام معمای تصورناپذیری جهان غیرمنطقی و ناممکنی سخن در مورد چنین جهانی وجود ندارد. به زعم وی چنین معمایی وجود ندارد و بحث بر سر معناداری سخن در باب جهانی غیرمنطقی محصول ...
بیشتر
ویتگنشتاین در رسالة منطقی-فلسفی در شمارههای ۳.۰۳۱-۳.۰۲ میگوید که جهانی غیرمنطقی تصورناپذیر است و دربارهاش نمیتوان سخن گفت. رایل (1946) مدعی شده است که اصولاً چیزی به نام معمای تصورناپذیری جهان غیرمنطقی و ناممکنی سخن در مورد چنین جهانی وجود ندارد. به زعم وی چنین معمایی وجود ندارد و بحث بر سر معناداری سخن در باب جهانی غیرمنطقی محصول خطای مقولهای است. رایل با نظر به معانی مختلف مفهوم «کاربست منطق» کوشیده است مفهوم «جهان (غیر)منطقی» را توضیح دهد. به باور او مفهوم «(غیر)منطقی» را تنها و تنها میتوان بر اجراکنندگان قواعد منطق یا متخطیان از آن به کار بست، چرا که جهان و واقعیات سازندة آن به هیچ روی اجراکنندة قواعد منطق یا متخطی از آنها نیستند. تنها زمانی میتوان چیزی را (غیر)منطقی دانست که آن چیز توانا به پیروی یا تخطی از قواعد منطق باشد. جهان و واقعیات آن فاقد چنین توانی هستند. این بدان معنا است که اندیشناکی در مورد حمل مفهوم «(غیر)منطقی» بر جهان یکسر بیوجه و عبث است. حمل مفهوم «(غیر)منطقی» بر جهان مصداقی از خطای مقولهای است. در این مقاله خواهم کوشید با استفاده از تمایز هارمن میان منطق (استلزام) و عقلانیت (استنتاج) نشان دهم استدلال رایل علیه ویتگنشتاین برهانی ناکام است. استدلال خواهم کرد که دلیل رایل بر امتناع اسناد مفهوم «(غیر)منطقی» بر جهان ریشه در نادیده گرفتن تمایز مهمی است که هارمن بدان اشاره کرده است.