عامر آمیخته؛ لطف الله نبوی
چکیده
منطق تکنرم UL یک منطق فازی، زیرساختاری و نیمهربطی است. سیستم گنتزن UL از حذف قواعد انقباض و تضعیف از سیستم گنتزن منطق فازی گودل بدست میآید. UL فاقد «طرد شق ثالث»، «پارادوکس مثبت» و «پارادوکس منفی» است. تابع ارزش تکنرم تضعیفی ربطی از تابع t-نرم است. در این مقاله منطق جدید ULΔ را معرفی میکنیم. ULΔ با افزودن اپراتور ...
بیشتر
منطق تکنرم UL یک منطق فازی، زیرساختاری و نیمهربطی است. سیستم گنتزن UL از حذف قواعد انقباض و تضعیف از سیستم گنتزن منطق فازی گودل بدست میآید. UL فاقد «طرد شق ثالث»، «پارادوکس مثبت» و «پارادوکس منفی» است. تابع ارزش تکنرم تضعیفی ربطی از تابع t-نرم است. در این مقاله منطق جدید ULΔ را معرفی میکنیم. ULΔ با افزودن اپراتور وجهی Δ به UL بدست میآید. ULΔ که بسطی از منطق کلاسیک است، یک منطق موجهات نرمال نیمهخطی است. یعنی نسبت به یک جبر مرتب خطی به طور قوی صحیح و تمام است. ULΔ با قضیهی (p→q)∨Δ(q→p) از دیگر سیستمهای استاندارد منطق موجهات متمایز میگردد. Δφ شهوداً تعبیر میشود که «صادق است که φ» یا به عبارت دقیقتر «به طور کلاسیک صادق است که φ». در این مقاله منطق نیمهکلاسیک ULΔ را با چهار رویکرد اصل موضوعی، حساب ابررشتهها، معناشناسی جبری و معناشناسی استاندارد معرفی میکنیم. فراقضیههایی که بررسی میکنیم عبارتاند از: استنتاج دلتا، صحت قوی، تمامیت استاندارد قوی و تعریفپذیری منطق کلاسیک.
مهدی عظیمی
چکیده
ارسطو در آناکاویک نخست، دفتر 2، فصل 25، گونهای از استدلال، به نام اَپاگوگه، را پیش مینهد که ارسطوشناسان دربارۀ چیستیاش بسی اختلاف دارند. راس بر آن است که اَپاگوگه قیاس اکتشافیِ نیمهبرهانیـنیمهجدلی، در قالب شکل اوّل، با نتیجهای محتمل است که از ترکیب صغرایی محتملتر با کبرایی یقینی بهدست میآید. پِرس معتقد است که اَپاگوگه ...
بیشتر
ارسطو در آناکاویک نخست، دفتر 2، فصل 25، گونهای از استدلال، به نام اَپاگوگه، را پیش مینهد که ارسطوشناسان دربارۀ چیستیاش بسی اختلاف دارند. راس بر آن است که اَپاگوگه قیاس اکتشافیِ نیمهبرهانیـنیمهجدلی، در قالب شکل اوّل، با نتیجهای محتمل است که از ترکیب صغرایی محتملتر با کبرایی یقینی بهدست میآید. پِرس معتقد است که اَپاگوگه همان فرضیهربایی یا ـ به تعبیر جدیدتر ـ استنتاج بهترین تبیین است. فارابی، امّا، بیآنکه آشکارا دربارۀ اَپاگوگه بحث کند، برگردان عربیِ اِپاگوگه، یعنی «الاستقراء»، را جایگزین اَپاگوگه میکند، که الهامبخش این فرضیه است که اَپاگوگه تصحیف اِپاگوگه است. تحلیل ما نشان میدهد که تفسیرهای پِرس و فارابی، خود، فرضیهرباییهایی هستند که با پذیرش مسئلهزا بودنِ وضعیت فصل 25، فرضیههایی برای تبیین آن پیش مینهند، مخالف با اصول اقتصاد و سازگاری. راس، اما، مسئلهزا بودنِ وضعیت فصل 25 را، از بُن، نمیپذیرد و کار خود را ساده میکند. نظریۀ پِرس، در باب ریشۀ ارسطوییِ فرضیهربایی، با مشکلات و دستکم دو رقیبی که دارد، بهجدّ محلّ تردید خواهد بود؛ و این برای تاریخ منطق، تاریخ علم، و تاریخ فلسفۀ علم، میتواند مهم باشد.
مسعود الوند؛ مرتضی حاجی حسینی؛ امیراحسان کرباسیزاده
چکیده
مشگلات منطق کلاسیک در توضیح مسائلی همچون پارادکسهای معنا شناختی، مسئله ابهام و پدیدههای کوانتمی موجب شده تا منطقدانها در صدد صورتبندی منطقی غیرکلاسیک برآیند که اینگونه مسائل در آن برنخیزد. با این حال، رشد غیرقابل انکار علم ریاضی و نفوذ گسترده آن در سایر شاخههای علمی اغلب منطقدانهای غیرکلاسیک را برآن داشته تا با جداکردن حوزه استدلالی ...
بیشتر
مشگلات منطق کلاسیک در توضیح مسائلی همچون پارادکسهای معنا شناختی، مسئله ابهام و پدیدههای کوانتمی موجب شده تا منطقدانها در صدد صورتبندی منطقی غیرکلاسیک برآیند که اینگونه مسائل در آن برنخیزد. با این حال، رشد غیرقابل انکار علم ریاضی و نفوذ گسترده آن در سایر شاخههای علمی اغلب منطقدانهای غیرکلاسیک را برآن داشته تا با جداکردن حوزه استدلالی ریاضیات از غیر ریاضی، بر پیروی استدلالهای ریاضیات از اصول منطق کلاسیک تاکید کنند. اما، ویلیامسن نشان میدهد که راهبرد جداسازی حوزه ریاضیات از غیر آن و پایبندی به منطق غیرکلاسیک در حوزههای غیرریاضی موجب اختلال در کاربردپذیری ریاضیات میشود و منطقدان غیر کلاسیک باید به فکر حل این مسئله باشد . در این نوشتار ضمن بیان استدلالهای ویلیامسن در تنش میان طرفداری از منطق غیرکلاسیک و کاربردپذیری ریاضیات و تاکید بر برخی از آنها، نشان میدهیم که برخلاف نظر ویلیامسن، فعالیت علمی مبتنی بر استنتاج قیاسی یکسره از منطق کلاسیک تبعیت نمیکند و بنابراین تنش مذکور گاهی فروکش می کند.
غلامعلی مقدم
چکیده
تمایز ساحت شناخت از افق واقع و تفکیک احکام حاکی از محکی، از مهم ترین و حساسترین مباحث معرفت شناسی است. قواعد منطق عهده دار تحلیل و تبین قوانین کشف مجهول تصوری و تصدیقی است. در منطق سنتی قضیه به عنوان موضوع منطق تصدیقات، معقول ثانی منطقی است و حقیقتی صوری و حکایی دارد. منطق صورت عهده دار تامین ابزار صحت تالیف و ترکیب و استنتاج از قضایاست. ...
بیشتر
تمایز ساحت شناخت از افق واقع و تفکیک احکام حاکی از محکی، از مهم ترین و حساسترین مباحث معرفت شناسی است. قواعد منطق عهده دار تحلیل و تبین قوانین کشف مجهول تصوری و تصدیقی است. در منطق سنتی قضیه به عنوان موضوع منطق تصدیقات، معقول ثانی منطقی است و حقیقتی صوری و حکایی دارد. منطق صورت عهده دار تامین ابزار صحت تالیف و ترکیب و استنتاج از قضایاست. محتوای قضیه، نوع پیوند آن با خارج و میزان استقامت معنایی آن از این حوزه بیرون است، به نظر می رسد طرح مباحث موجهات در منطق سنتی، در برخی موارد اسباب تداخل ماده و صورت و اشراب برخی احکام عینی به قضیه ذهنی را فراهم کرده است. ورود فعلیت و دوام و استعداد به موطن قضیه، امری فراتر از حیث صوری در قضیه و مربوط به فرایند تحقق عینی اوصاف و اتصاف موضوع به محمول در عالم خارج است. افزودن این قیود به ساختار قضیه، موجبات اختلال، پیچیدگی، اختلاف، ابهام موجهات در منطق سنتی را فراهم آورده است. در این مقاله، به روش تحلیلی نشان داده ایم، که فضای رایج در منطق سنتی هم در افزودن قیود به ساختار قضیه و هم در اکتفا به جهات محدود محل تامل و مناقشه است.
سید محمد علی حجتی؛ کسری فارسیان
چکیده
دوحقیقت باوری(dialetheism) دیدگاهی است که میگوید برخی از تناقضهای صادق وجود دارند. ازآنجاییکه در منطق سنتی(ارسطوئی-کلاسیک) اصل امتناع تناقض(LNC) معتبر و برقرار است، این دیدگاه چالش برانگیز است. در این مقاله سعی میشود که مسئلهی اساسیِ دوحقیقت باوری توضیح داده شود، و استدلالها و انگیزههای گراهام پریست را در عدم پذیرش اصل امتناع ...
بیشتر
دوحقیقت باوری(dialetheism) دیدگاهی است که میگوید برخی از تناقضهای صادق وجود دارند. ازآنجاییکه در منطق سنتی(ارسطوئی-کلاسیک) اصل امتناع تناقض(LNC) معتبر و برقرار است، این دیدگاه چالش برانگیز است. در این مقاله سعی میشود که مسئلهی اساسیِ دوحقیقت باوری توضیح داده شود، و استدلالها و انگیزههای گراهام پریست را در عدم پذیرش اصل امتناع تناقض و روی آوردن به منطقهای فراسازگار بررسی شود. بنابر این، در بخش های پی در پی، سعی می کنیم وجودِ دوصدقه ها یا تناقض های صادق را در نظام های حقوقی، زبان طبیعی و زبان فرمال و جهان خارج نشان دهیم و دلایل پریست برای پذیرفتنِ آن ها و نقدِ وی از دیدگاه های رقیب را بیان کنیم. با انجام این کارها به نظر می رسد برای مان مشخص می شود به شرط آنکه نقضی بر استدلال های پریست وارد نباشد، دیدگاه پریست در پذیرشِ تناقض های صادق، می تواند پذیرفتنی یاشد. واژگان کلیدی: دوحقیقت باوری، گراهام پریست، اصل امتناع تناقض، منطق فراسازگار
محمدامین برادران نیکو؛ غلامرضا ذکیانی؛ مالک حسینی؛ حسن میانداری
چکیده
ساختار علم ارسطو استنتاجی است و به مقدماتی نیاز دارد که از طریق استنتاج به دست نیامده باشند. بنابراین، شناخت مقدمات علم مرحله مهمی در پژوهشهای علمی بهحساب میآید. ارسطو در تحلیلها و توپیکا دو روش استقراء و جدل را برای این مرحله پیشنهاد میکند. شارحان ارسطو دراینباره اختلافنظر دارند. به عنوان نمونه، بولتن استقراء و اروین ...
بیشتر
ساختار علم ارسطو استنتاجی است و به مقدماتی نیاز دارد که از طریق استنتاج به دست نیامده باشند. بنابراین، شناخت مقدمات علم مرحله مهمی در پژوهشهای علمی بهحساب میآید. ارسطو در تحلیلها و توپیکا دو روش استقراء و جدل را برای این مرحله پیشنهاد میکند. شارحان ارسطو دراینباره اختلافنظر دارند. به عنوان نمونه، بولتن استقراء و اروین جدل را ترجیح می دهد. مطابق تفسیر بولتن ارسطو فیلسوفی تجربهگرا است که از دادههای جزئی محسوس آغاز میکند و به کمک استقراء به شناخت اصول کلی علم میرسد. اروین معتقد است پژوهشهای ارسطو، بهمثابۀ فیلسوفی عقلگرا، از دسته خاصی از مشهورات آغاز میشود و اصول علم از طریق نوع خاصی جدل شناخته میشود. در این مقاله تفاوتهای دو تفسیر بولتن و اروین، ناظر بر موضوع روش شناخت اصول علم، را نشان میدهیم. سپس برخی از مهمترین اشکالات تفسیر ایشان را بررسی میکنیم و در پایان پیشنهادهایی برای رسیدن به تفسیر مطلوب ارائه میدهیم.
پریسا شکورزاده؛ عبدالرزاق حسامی فر
چکیده
در این مقاله به بررسی امکان سخن گفتن از هستیشناسی نزد ویتگنشتاین متقدم در تراکتاتوس (رسالهی فلسفی- منطقی) میپردازیم. در گام اول، خوانشهای مختلف مفسران از بخش اول این کتاب، معروف به بخش جهان بررسی می شود و آراء موافق و مخالف با فرض وجود نگاه هستیشناختی در آن، بیان میشود. در گام بعدی، تلاش میشود با کنار هم قرار دادن گزارههای ...
بیشتر
در این مقاله به بررسی امکان سخن گفتن از هستیشناسی نزد ویتگنشتاین متقدم در تراکتاتوس (رسالهی فلسفی- منطقی) میپردازیم. در گام اول، خوانشهای مختلف مفسران از بخش اول این کتاب، معروف به بخش جهان بررسی می شود و آراء موافق و مخالف با فرض وجود نگاه هستیشناختی در آن، بیان میشود. در گام بعدی، تلاش میشود با کنار هم قرار دادن گزارههای بخش اول کتاب و تحلیل آنها، فهم دقیقتری از مفهوم جهان و دیگر مقولات هستیشناختی در آن حاصل شود. با بررسی دو مفهوم اصلی کتاب یعنی امور واقع و ابژهها، این مقاله به این نتیجه میرسد که برداشتهای هستیشناختی و رئالیستی از تراکتاتوس به خطا رفتهاند و آنچه بهعنوان هستیشناسی در بخش اول این کتاب شناخته میشود، در حقیقت بحثی در منطق است. بنابراین آنچه به عنوان جهان در تراکتاتوس از آن سخن گفته میشود فضای منطقی و قلمرو اندیشه است و برخلاف برداشت اولیه جهان بالفعل و انضمامی مورد بحث ویتگنشتاین نیست.
محمد سعیدی مهر؛ سید احمد حسینی سنگچال
چکیده
دشتکی در ارائه نظریه حمل خود، از دو نظریه بدیل یاد میکند؛ «ثبوت امر لامر» و «تغایر مفهومی موضوع و محمول و اتحاد در ذات». دشتکی با نقد این دو دیدگاه، «تغایر اعتباری و اتحاد در وجود» را به عنوان نظریه حمل استاندارد معرفی مینماید. تحلیل ویژه دشتکی از مشتقات نقش مهمی در این نظریه دارد. انکار نسبت از دیگر عناصر تشکیل دهنده ...
بیشتر
دشتکی در ارائه نظریه حمل خود، از دو نظریه بدیل یاد میکند؛ «ثبوت امر لامر» و «تغایر مفهومی موضوع و محمول و اتحاد در ذات». دشتکی با نقد این دو دیدگاه، «تغایر اعتباری و اتحاد در وجود» را به عنوان نظریه حمل استاندارد معرفی مینماید. تحلیل ویژه دشتکی از مشتقات نقش مهمی در این نظریه دارد. انکار نسبت از دیگر عناصر تشکیل دهنده نظریه دشتکی است و با کمک آن میتواند حمل را به هوهویت و عینیت موضوع و محمول تحلیل کند. دشتکی در مییابد که هر یک از بساطت یا ترکب مشتق با نظریه حملی که او به دنبال آن میباشد، در تنافی اند و لذا تحلیل ویژه ای از مشتقات عرضه می کند. تحلیل او از مشتقات، راه را برای تفکیک دوگانه «ثبوت مبدا برای موضوع» و «اتحاد محمول و موضوع» هموار میسازد و او را در تحلیل قاعده فرعیه و جهت در عقدالوضع یاری میکند. همه این عناصر به یاری دشتکی میآیند تا بتواند قضایای لابتیه، هلیه بسیطه و معدوله را تحلیل کند و نظریه حمل منتخب خود را در مورد آن ها به کار گیرد.
محمد گلشنی؛ امید اعتصامی؛ شهرام محسنیپور
چکیده
روش فورسینگ کوهن یکی ازمهمترین ابزارهای نظریه مجموعهها برای ساختن مدلهای از ZFC میباشد. در این مقاله روشهای مختلف معرفی فورسینگ را بررسی کرده و نشان می-دهیم همه آنها با هم معادل هستند. . ابتدا روش فورسینگ را به کمک مجموعههای جزئاً مرتب بیان می کنیم و بعضی از خواص اساسی آن را ذکر میکنیم. سپس روش مدلهای جبر بولی-مقدار را میآوریم ...
بیشتر
روش فورسینگ کوهن یکی ازمهمترین ابزارهای نظریه مجموعهها برای ساختن مدلهای از ZFC میباشد. در این مقاله روشهای مختلف معرفی فورسینگ را بررسی کرده و نشان می-دهیم همه آنها با هم معادل هستند. . ابتدا روش فورسینگ را به کمک مجموعههای جزئاً مرتب بیان می کنیم و بعضی از خواص اساسی آن را ذکر میکنیم. سپس روش مدلهای جبر بولی-مقدار را میآوریم و نشان می دهیم که این رویکرد به فورسینگ با روش اول معادل است. این کار با نشان دادن اینکه هر مفهوم فورسینگ را میتوان به طور چگال در یک جبر بولی کامل نشاند صورت میپذیرد. سپس به معرفی فورسینگ از دیدگاه توپولوژی میپردازیم و ارتباط آن را با روش مجموعههای جزئاً مرتب میآوریم. نشان خواهیم داد رابطه فورسینگ که از دیدگاه توپولوژیکی معرفی می شود با رابطه فورسینگ که از دیدگاه مجموعههای جزئاً مرتب تعریف شده یکی است و بنابراین این دو روش اساسا یکی هستند. سرانجام به معرفی فورسینگ از دیدگاه نظریه رستهها پرداخته و ارتباط آن را با روش مدل-های جبر بولی-مقدار میآوریم. نشان می دهیم که برای یک جبر بولی کامل رسته شیفهای روی آن را می توان با جهان بولی مقدار ساخته شده توسط آن جبر بولی یکی گرفت.
کامران قیومزاده
چکیده
ارسطو با معرفی منطق موجهات در کتاب ارگانون خود از یک طرف و ارائهی نظریهی ذاتگرایی و مفهوم ذاتی در دو کتاب ارگانون و متافیزیک پیشقراول یکی از مهمترین و چالشبرانگیزترین مباحث متافیزیکی و منطقی در تاریخ فلسفه بوده است. ارائهی تفسیری منسجم از این منطق و منطبق ساختن آن با روایات ذاتگرایی ارسطو در ارگانون و متافیزیک، یکی از ...
بیشتر
ارسطو با معرفی منطق موجهات در کتاب ارگانون خود از یک طرف و ارائهی نظریهی ذاتگرایی و مفهوم ذاتی در دو کتاب ارگانون و متافیزیک پیشقراول یکی از مهمترین و چالشبرانگیزترین مباحث متافیزیکی و منطقی در تاریخ فلسفه بوده است. ارائهی تفسیری منسجم از این منطق و منطبق ساختن آن با روایات ذاتگرایی ارسطو در ارگانون و متافیزیک، یکی از موضوعات داغ و مهم در بین ارسطوشناسان و مورخان منطق بوده است. این تأویل و تفسیر سخنان ارسطو از طریق نوشتههای او و سنجش آن با مباحث جدید فلسفی صورت میگیرد. در این مقاله سعی شده است پس از نقد یکی از این تفاسیر که در منطق موجهات جدید و فلسفهی منطق به تمایز "جهت جمله" و "جهت شیء" شهره شده است، به معرفی تفسیری جدید از جملات موجه، که توسط ریچارد پترسون ارائه شده است، بپردازیم که دارای دو ویژگی اساسی باشد. ویژگی اول به سازگاری نظام منطق موجهات ارسطو مربوط میشود که با این تفسیر میتوان گفت که بهترین تبیین ممکن در این زمینه در بین تفاسیر موجود است. ویژگی دوم به انطباق این تفسیر با ذاتگرایی ارائه شده توسط ارسطو در متافیریک اشاره دارد. با آزمون بر روی استدلالهای موجه مرکب از دو قضیهی ضروری به اثبات و تأیید این نظریه که به تمایز گزارههای موسوم به "ضروری قوی" و "ضروری ضعیف" اشاره کرده است، میپردازیم.
محمدجواد کیانی بیدگلی
چکیده
از یونان باستان تا جهان امروز مسألهی استقراء ذهن اندیشمندان به خصوص منطقدانان و فلاسفه را درگیر خود نموده است. کاربرد استقراء نیز در حوزههای مختلف اهمیت امر را دوچندان نموده است. در پاسخ به این مسأله جوابهای متفاوتی داده شده است؛ از آنجا که استقراء همواره در کنار قیاس به عنوان قسم دیگر استدلال مطرح بوده است و قیاس نیز نزد تقریبا ...
بیشتر
از یونان باستان تا جهان امروز مسألهی استقراء ذهن اندیشمندان به خصوص منطقدانان و فلاسفه را درگیر خود نموده است. کاربرد استقراء نیز در حوزههای مختلف اهمیت امر را دوچندان نموده است. در پاسخ به این مسأله جوابهای متفاوتی داده شده است؛ از آنجا که استقراء همواره در کنار قیاس به عنوان قسم دیگر استدلال مطرح بوده است و قیاس نیز نزد تقریبا تمامی منطقدانان موجه و حجیت آور است، عده ای سعی داشته اند تا استقراء را همانند قیاس موجه سازند؛ از طرف دیگر گروهی نیز با بی اعتبار نمودن و گرفتن حجیت قیاس سعی به شباهت قیاس و استقراء داشته اند. افراد دیگری نیز به شکل متفاوتی به مسئله نگاه کرده اند و عدهای اصل صورت مسئله را منتفی دانسته اند. در این مقاله ضمن بیان مسأله و پاسخهایی که به آن داده شده است و دستهبندی مطالب، به پاسخی از گروه دوم میپردازیم و مقاله ای از سوزانهاک را مطرح میکنیم که در باب توجیه استدلال قیاسی است. سوزان هاک در مقاله خود ضمن بیان چالش هایی که در برابر استقراء است، سعی بر آن دارد که این چالش ها را متوجه قیاس نماید و نشان دهد که قیاس نیز به موازات استقراء دچار مسائلی است که با پیشفرض گرفته شدن، از آنها رهایی یافته است و او این پیشفرض ها را مورد بررسی قرار میدهد.
سعید انواری
چکیده
منطقدانان قرون وسطی برای ضربهای منتج قیاس اقترانی حملی اسامی اختصاری انتخاب کرده بودند. این اسامی به نحوی انتخاب شده بود که نوع قضیة محصورة به کاررفته در صغری و کبری و نتیجة قیاس را مشخص کرده و نشان میداد که ضربهای منتج اشکال دوم تا چهارم از چه طریق، به ضربهای شکل اول بازمیگردند و نیز روش رد و تبدیل ضربهای منتج آن اشکال به ...
بیشتر
منطقدانان قرون وسطی برای ضربهای منتج قیاس اقترانی حملی اسامی اختصاری انتخاب کرده بودند. این اسامی به نحوی انتخاب شده بود که نوع قضیة محصورة به کاررفته در صغری و کبری و نتیجة قیاس را مشخص کرده و نشان میداد که ضربهای منتج اشکال دوم تا چهارم از چه طریق، به ضربهای شکل اول بازمیگردند و نیز روش رد و تبدیل ضربهای منتج آن اشکال به شکل اول چگونه است. به عنوان مثال نام ضرب اول قیاس، باربارا (Barbara) است. حروف صدادار به کار رفته در این اسم، بیانگر نوع قضیة محصورة در مقدمات و نتیجة این ضرب از قیاس است. در این مختصر این اسامی اختصاری و نکات مرتبط با آنها توضیح داده شده است. همچنین علت متفاوت بودن این اسامی در مورد شکل چهارم بیان شده و به تاریخچة تغییرات این اسامی در مورد شکل چهارم اشاره شده است. در پایان مقایسهای میان این روش و روش استفاده از قواعد کلی انتاج توسط منطقدانان مسلمان صورت گرفت و مزایا و معایب هر یک از این دو روش بیان گردید.
مقداد قاری
چکیده
در این مقاله قصد داریم تأثیر افزودن نقاط ثابت به منطق های توجیه را بررسی کنیم. به ویژه به مطالعه منطق مسور اثبات ها، که توسط فیتینگ معرفی شده است و گسترشی از منطق اثبات های آرتموف به یک منطق محمول ها می باشد، می پردازیم. ما گسترش های نقطه ثابتی از منطق مسور اثبات ها را ارایه می دهیم. این گسترش ها توسط افزودن عملگرهای نقطه ثابت (یا عملگرهای ...
بیشتر
در این مقاله قصد داریم تأثیر افزودن نقاط ثابت به منطق های توجیه را بررسی کنیم. به ویژه به مطالعه منطق مسور اثبات ها، که توسط فیتینگ معرفی شده است و گسترشی از منطق اثبات های آرتموف به یک منطق محمول ها می باشد، می پردازیم. ما گسترش های نقطه ثابتی از منطق مسور اثبات ها را ارایه می دهیم. این گسترش ها توسط افزودن عملگرهای نقطه ثابت (یا عملگرهای قطری)، که توسط اسمورینسکی معرفی شده است، به زبان منطق مسور اثبات ها به دست می آیند. سپس پارادوکس دانا و نسخه های خودارجاعی از پارادوکس امتحان غیرمنتظره را در این گسترش های نقطه ثابت صورت بندی می کنیم. با تفسیر یک جمله غافلگیرانه به عنوان گزاره ای که هیچ توجیهی برای آن وجود ندارد، ما در منطق مسور اثبات ها، راه حلی برای نسخه خود ارجاع پارادوکس امتحان غیرمنتظره ارایه می دهیم. ما در واقع نشان می دهیم که یکی از اصول منطق مسور اثبات ها (که فیتینگ آن را فرمول بارکان یکنواخت نامیده است) می تواند عامل ایجاد تناقض در این پارادوکس ها باشد، و بنابراین با رد این اصل می توانیم از استنتاج تناقض در پارادوکس های ذکر شده در مقاله جلوگیری کنیم. همچنین با معرفی مدل های مکرتیچف برای این گسترش های نقطه ثابتِ منطق مسور اثبات ها نشان می دهیم که این گسترش ها (بدون فرمول بارکان یکنواخت) سازگار هستند.
عامر آمیخته؛ سید احمد میرصانعی
چکیده
در این مقاله برای اصلبندی تمام ضربهای قیاسهای ارسطویی به علاوه اصل «هر الف الف است» و قواعد دوطرفهی نقض محمول سالبهها، یک سیستم اصل موضوعی غیرکلاسیک معرفی شد. این سیستم تنها شامل ۲ تعریف، ۲ اصل، ۱ قاعدهی یک مقدمهای و ضربهای Barbara و Datisi است. با افزودن نقض گزارهای درجه اول به این سیستم، اثبات کردیم که مربع تقابل بدون ...
بیشتر
در این مقاله برای اصلبندی تمام ضربهای قیاسهای ارسطویی به علاوه اصل «هر الف الف است» و قواعد دوطرفهی نقض محمول سالبهها، یک سیستم اصل موضوعی غیرکلاسیک معرفی شد. این سیستم تنها شامل ۲ تعریف، ۲ اصل، ۱ قاعدهی یک مقدمهای و ضربهای Barbara و Datisi است. با افزودن نقض گزارهای درجه اول به این سیستم، اثبات کردیم که مربع تقابل بدون استفاده از بسیاری از قواعد منطق کلاسیک (از جمله حذف نقض مضاعف) برقرار است. سپس نشان دادیم که منطق گزارههای زیرساختاری SLe برای قیاسهای ارسطویی کافی است. همچنین بر پایهی IFLe مربع تقابل، قواعد عکس و قواعد نقض در منطق مظفر به طور کامل ثابت میشوند. برای این منظور از منطق مرتبه اول یک موضعی دقیقاً با همان دستگاه استنتاجی استاندارد سورها در منطق کلاسیک به علاوه اصول «بعضی الف الف است» و «بعضی غیرالف غیرالف است» بهره بردیم. در نهایت، برای نشان دادن عدم تعهد وجودی نسبت به نامهای عام در منطق حملی با همان تعبیر وجودی از سورها و ترجمهی استاندارد محصورات اربعه از منطق چهار-ارزشی ربط-کلاسیک قوی KR4 استفاده شد.
سید محمد امین خاتمی؛ اسفندیار اسلامی
چکیده
در اوایل قرن بیستم، ایدههایی مبنی بر تخطی از «اصل دو ارزشی» منطق ارسطویی شکل گرفت. البته خود ارسطو نیز با اشاره به مسئله صدق یا کذبِ جملاتی که در مورد آینده اطلاعی میدهند، به این موضوع که بعضی جملات نه ارزش «راست» و نه ارزش «دروغ» دارند اشاره کرده بود. اما این مسئله تقریباً تا دوره رنسانس بطور کلی فراموش شد و از دوره ...
بیشتر
در اوایل قرن بیستم، ایدههایی مبنی بر تخطی از «اصل دو ارزشی» منطق ارسطویی شکل گرفت. البته خود ارسطو نیز با اشاره به مسئله صدق یا کذبِ جملاتی که در مورد آینده اطلاعی میدهند، به این موضوع که بعضی جملات نه ارزش «راست» و نه ارزش «دروغ» دارند اشاره کرده بود. اما این مسئله تقریباً تا دوره رنسانس بطور کلی فراموش شد و از دوره رنسانس تا اوایل قرن بیستم، بعضی مبانی فلسفی برای آن بیان شد. تخطی از «اصل دو ارزشی» پای منطقهای مختلفی از جمله منطقهای چندارزشی را به حوزه منطق باز کرد. در این مقاله، پس از مرور مختصر سیر تکاملی ایدههای مربوط به منطقهای چند ارزشی در قرن بیستم و بررسی اهدافی که بعضاً این منطقها بدنبال آن هستند، با مداقه روی مجموعه ارزشهای درستی و عملگرهای مختلفی که نقش تعابیر رابطهای منطقی را بازی میکنند، سعی میکنیم دید جامعتری نسبت به منطقهای چند ارزشی کسب کنیم.
سید عمار کلانتر
چکیده
در این مقاله فعل بودنِ «است» (εστί) در دربارهی عبارت ارسطو و و دلالتهایی که وی صراحتا به «است» نسبت میدهد، بررسی میشود و در موارد متعددی دیدگاه برخی مفسران ارسطو، از جمله آمونیوس، بوئتیوس، فارابی و آکویناس تقریر و نقد میشود. از این رو، ابتدا تعریفِ ارسطو از فعل، از جمله مهمترین ویژگیِ آن، «افزوننشانگریِ ...
بیشتر
در این مقاله فعل بودنِ «است» (εστί) در دربارهی عبارت ارسطو و و دلالتهایی که وی صراحتا به «است» نسبت میدهد، بررسی میشود و در موارد متعددی دیدگاه برخی مفسران ارسطو، از جمله آمونیوس، بوئتیوس، فارابی و آکویناس تقریر و نقد میشود. از این رو، ابتدا تعریفِ ارسطو از فعل، از جمله مهمترین ویژگیِ آن، «افزوننشانگریِ زمان»، بررسی میشود. در واقع، «است» به دلیلِ داشتنِ این ویژگی فعل است و به این ترتیب اولین دلالتِ «است» هم روشن میشود. در ادامه دربارهی دو دلالتِ دیگرِ «است» یعنی «افزوننشانگریِ ترکیب» و «تعیین صادق» و رابطهی این سه دلالت با یکدیگر بحث میشود. و سرانجام نتیجه گرفته میشود که از نظر ارسطو «است» (ثلاثی) یک امر مقولی را نشانگری نمیکند، بلکه فقط افزون نشانگرِ ترکیب است. و با توجه به اینکه «است» افزون نشانگرِ زمان است، میتوان گفت که از نظرِ ارسطو در دربارهی عبارت «است» (ثلاثی) افزون نشانگر ترکیب زمانمند است.