داریوش درویشی
دوره 2، شماره 2 ، پاییز و زمستان 1390، ، صفحه 49-76
چکیده
روش دیالکتیکی، ریشههای مشخصی در اندیشة فلسفی یونان پیشافلاطونی دارد. این ریشهها را میتوان از هراکلیتوس و پارمنیدس تا سوفیستها یافت، و از آنجا میتوان نخستین کاربرد منظم آن را نزد سقراط مشاهده کرد، هرچند زنون الئایی از جانب ارسطو به غلط بهعنوان مبدع روش دیالکتیکی معرفی شده است. افلاطون در این روش میراثدار ...
بیشتر
روش دیالکتیکی، ریشههای مشخصی در اندیشة فلسفی یونان پیشافلاطونی دارد. این ریشهها را میتوان از هراکلیتوس و پارمنیدس تا سوفیستها یافت، و از آنجا میتوان نخستین کاربرد منظم آن را نزد سقراط مشاهده کرد، هرچند زنون الئایی از جانب ارسطو به غلط بهعنوان مبدع روش دیالکتیکی معرفی شده است. افلاطون در این روش میراثدار سقراط محسوب میشود، اما تمایز آشکاری میان روش دیالکتیکی سقراط و افلاطون مشاهده میشود. تمایزی که با تکیه بر آموزة مُثل آشکارتر هم میشود. این تمایز مبتنیبر تعارض آموزة مُثل با نادانی سقراط است؛ سقراط روش دیالکتیکی را به این دلیل بهکار میگرفت که، نشان دهد روش منطقیاش او را از اظهار نظر قاطعانة مبتنیبر دانایی بر حذر میدارد؛ وظیفة او فقط ویرایش است، ویرایشی که انتهایی بر آن متصور نیست. اما افلاطون با واردساختن آموزة مُثل در این روش، آن را بهکلی دگرگون میکند؛ با ورود این آموزه روشن میشود که انتهای روش دیالکتیکی، کشف «مثال» موضوع مورد بحث است.
در این مقاله میخواهیم نشان دهیم که:
1. ریشههای روش دیالکتیکی در اندیشة فلسفی یونان پیشافلاطونی کشفشدنی است؛
2. زنون الئایی احتمالاً ربط خاصی به روش دیالکتیکی ندارد؛
3. آموزة مُثل از آن افلاطون است، نه سقراط؛
4. افزودهشدن این آموزه به روش دیالکتیکی، تأثیر روشنی در تعیین پایانة جستوجوی منطقی دارد؛ یا به عبارت بهتر، روش دیالکتیکی در پرتو آموزة مُثل، با روش دیالکتیکی بدون این آموزه، متمایز است.
مطالعات تطبیقی در منطق
علیرضا دارابی
دوره 8، شماره 2 ، پاییز و زمستان 1396، ، صفحه 49-68
چکیده
در منطق شرطیات نزد مسلمین این اجماع وجود دارد که ارزش شرطی لزومی بر اساس رابطه میان مقدم و تالی و نه ارزش مقدم و تالی معین میشود. با این همه در نظرات آنان بحثهایی درباره امکان صدق و کذب شرطی بر پایه ارزش مقدم و تالی وجود دارد. در این میان، در بعضی از متون منطقدانان مسلمان در کنار صدق و کذب از وضعیت دیگری با واژههای گوناگون مانند ...
بیشتر
در منطق شرطیات نزد مسلمین این اجماع وجود دارد که ارزش شرطی لزومی بر اساس رابطه میان مقدم و تالی و نه ارزش مقدم و تالی معین میشود. با این همه در نظرات آنان بحثهایی درباره امکان صدق و کذب شرطی بر پایه ارزش مقدم و تالی وجود دارد. در این میان، در بعضی از متون منطقدانان مسلمان در کنار صدق و کذب از وضعیت دیگری با واژههای گوناگون مانند محتمل صدق و کذب، مجهول الصدق و الکذب و... نام برده میشود. بررسی چیستی این وضعیت پرسش اصلی متن حاضر است. در مقاله حاضر با بررسی آراء متفاوت منطق دانان سینوی نشان داده میشود که این تقسیمبندی ناظر به مباحث مرتبط با شرطیات پیش از معرفی شرطی مسور توسط ابن سینا است و منطقدانان سینوی تلاش کردهاند که آن را با شرطی مسور هماهنگ کنند. همچنین نشان دادهایم که از میان آراء مختلف منطقدانان سینوی نظراتی که وضعیت سوم را قسیمی برای صدق و کذب نمیدانند به مبانی منطق سینوی نزدیکتر هستند.
مهدی رعنائی
دوره 3، شماره 1 ، بهار و تابستان 1391، ، صفحه 53-76
چکیده
کورت گودل در فوریة ۱۹۷۰ با دِینا اسکات دربارة استدلال هستیشناسیک خود به بحث نشست و اسکات در پاییز همان سال روایتی تاحدی متفاوت از آن را در سمیناری در دانشگاه پرینستون ارائه کرد. نظام منطقی استدلال، منطق موجهات مرتبة دوم در نظام S5 است، با اینهمانی و یک اصل انتزاع ویژگیها. به شرط پذیرش نظام ...
بیشتر
کورت گودل در فوریة ۱۹۷۰ با دِینا اسکات دربارة استدلال هستیشناسیک خود به بحث نشست و اسکات در پاییز همان سال روایتی تاحدی متفاوت از آن را در سمیناری در دانشگاه پرینستون ارائه کرد. نظام منطقی استدلال، منطق موجهات مرتبة دوم در نظام S5 است، با اینهمانی و یک اصل انتزاع ویژگیها. به شرط پذیرش نظام منطقی، نتیجة گودل، اینکه ضرورتاً موجودی خدای ـ گونه وجود دارد ( ) از مقدمات به دست میآید، اما سوبل نشان داد که استدلال با شکست وجهی مواجه است؛ یعنی از سیستم قابل استنتاج است. اندرسون در پاسخ به سوبل تلاش کرد با ضعیفترکردن برخی مقدمات، راه را بر استنتاج سوبل ببندد. در این مقاله تلاش خواهم کرد استدلال هستیشناسیک گودل (روایت اسکات) و همچنین انتقاد سوبل را از دیدگاهی منطقی توضیح دهم. مقاله با بیان اصلاحات اندرسون پایان خواهد یافت.
علیرضا دستافشان؛ آذر کریمی
دوره 5، شماره 1 ، بهار و تابستان 1393، ، صفحه 53-71
چکیده
تبیین وضعیت متافیزیکی معدومات یکی از مسائل غامض فلسفی است که برخورد با آن هر نظام منطقی و فلسفی را دچار چالش میکند و میتواند قسمت عمدهای از نظریات جهانشناسی فیلسوفان را نیز تحت تأثیر قرار دهد. در این مقاله سه پرسش اصلی و مهم مطرح میکنیم و سپس به معرفی سه رویکرد بالفعلگرایان (بهویژه بالفعلگرایان غیر جدی)، امکانگرایان، ...
بیشتر
تبیین وضعیت متافیزیکی معدومات یکی از مسائل غامض فلسفی است که برخورد با آن هر نظام منطقی و فلسفی را دچار چالش میکند و میتواند قسمت عمدهای از نظریات جهانشناسی فیلسوفان را نیز تحت تأثیر قرار دهد. در این مقاله سه پرسش اصلی و مهم مطرح میکنیم و سپس به معرفی سه رویکرد بالفعلگرایان (بهویژه بالفعلگرایان غیر جدی)، امکانگرایان، و ابنسینا در مواجهه با این سه پرسش میپردازیم و با مقایسة پاسخهایی که هر یک از این سه دیدگاه به این پرسشها میدهند نشان میدهیم که نظام فلسفی ابنسینا عناصری ناهمگون از رویکردهای امکانگرایی و بالفعلگرایی را در خود جمع کرده است که قابل جمع نیستند.
برزویه بگلری
دوره 9، شماره 1 ، بهار و تابستان 1397، ، صفحه 53-93
چکیده
از زمان انتشار مقالهی سوئل کریپکی با عنوان تحلیل دلالت شناسانهی منطق شهودیI، در سال 1965، تمام آنچه پیش از آن در دلالتشناسی منطق شهودی نگاشته شده بود، تفسیر برآوئر-هیتینگ-کولموگروف(BHK)، تفسیر توپولوژیک و مدلهای بث تحت سایهی تنقیح و پالودگیاش قرار گرفت و دلالت شناسی استاندارد برای منطق شهودی برآوئر-هیتینگ قلمداد شد. تا به ...
بیشتر
از زمان انتشار مقالهی سوئل کریپکی با عنوان تحلیل دلالت شناسانهی منطق شهودیI، در سال 1965، تمام آنچه پیش از آن در دلالتشناسی منطق شهودی نگاشته شده بود، تفسیر برآوئر-هیتینگ-کولموگروف(BHK)، تفسیر توپولوژیک و مدلهای بث تحت سایهی تنقیح و پالودگیاش قرار گرفت و دلالت شناسی استاندارد برای منطق شهودی برآوئر-هیتینگ قلمداد شد. تا به امروز جهت تفسیر، مقابله و بِه فهمی، ادبیات و مطالعات کلانی حول این مقاله شکل گرفتهاست. کریپکی این مقاله را در پایان قریب به یک دهه تفکر بارور راجع به منطق موجهات، دلالت شناسی آن و انتشار تحقیقاتش مشتمل بر روشی خلاقانه برای دلالتشناسی منطق موجهات در 6 مقاله، نوشت و منتشر کرد و در آن برای طراحی تفسیری از دلالتشناسی منطق شهودی از تحقیقات خودش در منطق موجهات و اخذ مفهوم فورسینگ از ریاضیدان آمریکایی پل کوئن سود جست. دراین نوشته پس از بررسی جایگاه تاریخی-فنّی مقالهی کریپکی در ادبیات شهودگرایی، ترجمه مقالهی وی آمدهاست.
محمود زراعت پیشه؛ عاطفه رنجبر دارستانی
دوره 5، شماره 2 ، پاییز و زمستان 1393، ، صفحه 55-69
چکیده
منطق طریق اولایی نوع خاصی از منطق صوری است که استدلالهای آن، برخلاف منطق ارسطویی متعارف، دارای چهار حد است که به واسطة آنها پس از مقایسة دو شخص، چیز یا کار با هم، حکم یکی به دیگری نیز نسبت داده میشود و یا از آن سلب میشود. این منطق را میتوان، به رغم باور آوی سیون، بهوفور در آیات قرآن یافت؛ تا آنجا که میتوان این صورت از منطق ...
بیشتر
منطق طریق اولایی نوع خاصی از منطق صوری است که استدلالهای آن، برخلاف منطق ارسطویی متعارف، دارای چهار حد است که به واسطة آنها پس از مقایسة دو شخص، چیز یا کار با هم، حکم یکی به دیگری نیز نسبت داده میشود و یا از آن سلب میشود. این منطق را میتوان، به رغم باور آوی سیون، بهوفور در آیات قرآن یافت؛ تا آنجا که میتوان این صورت از منطق را منطق غالب در آیات قرآن قلمداد کرد. در تحقیق حاضر، پس از مقدمهای در باب منطق طریق اولایی، به بررسی این نوع منطق در آیات قرآن میپردازیم.
داریوش درویشی
دوره 1، شماره 1 ، بهار و تابستان 1389، ، صفحه 57-82
چکیده
ارسطو در ارگانون، حمل را عین ایجاب دانسته است. ما حمل غیر ایجابی نداریم. سلب در ارگانون، سلب حمل است. هنگامی که مفهومی از شیئی سلب میشود، ما با یک حمل مواجه نیستیم. این مقاله در پی اثبات این نکته است که این عقیدة ارسطو به پارادوکسهایی خواهد انجامید که در متن منطق ارسطویی قابل پاسخگویی نیستند. و در نهایت، نشان خواهیم داد که این ...
بیشتر
ارسطو در ارگانون، حمل را عین ایجاب دانسته است. ما حمل غیر ایجابی نداریم. سلب در ارگانون، سلب حمل است. هنگامی که مفهومی از شیئی سلب میشود، ما با یک حمل مواجه نیستیم. این مقاله در پی اثبات این نکته است که این عقیدة ارسطو به پارادوکسهایی خواهد انجامید که در متن منطق ارسطویی قابل پاسخگویی نیستند. و در نهایت، نشان خواهیم داد که این عقیدة ارسطو یکسره نابهجاست و حمل سلبی، در حکم یک بنبست در منطق نیست، بلکه آن نیز امکان دارد. از آنجا که در این مقاله از قاعدة نقض محمول استفاده شده است، و ارسطو مشخصاً این قاعده را نمیپذیرد، برای دفاع از روششناسی مقاله، این اعتقاد ارسطو تحلیل شده و نادرستی آن، نشان داده خواهد شد. در مجموع، مدعیات مقالة حاضر عبارت است از: (1)حمل و ایجاب یکی نیستند، بلکه ما حمل سلبی نیز داریم. (2) گزارههای موجبة معدوله، برخلاف عقیدة همة منطقدانان قدیم، در واقع ایجابی نیستند، بلکه سلبیاند. (3)نقض محمول، قاعدهای صادق و قابل استفاده برای اهداف منطق قدیم است. (4)قاعدة فرعیة، صادق اما ناقص است و شکل درست آن بدین قرار خواهد بود: «انتساب حکمی ایجابی یا سلبی بر چیزی، فرع بر ثبوت آن چیز است.» به این ترتیب، هر نوع حمل، اعم از ایجابی یا سلبی، نمیتواند بر معدوم انجام گیرد و در نتیجه، گزارههای سالبه به انتفاء موضوع کاذبند.
جنان ایزدی؛ مهدی قائدشرف
دوره 6، شماره 2 ، پاییز و زمستان 1394، ، صفحه 59-94
چکیده
پرسش اساسی این جستار ناظر به این مطلب است که چگونه میتوان نظریة معناداری نزد ملاصدرا را طراحی کرد. جستار حاضر میکوشد تا پس از اشاره به نکات روشی همچون بیان نسبت سمانتیک، متافیزیک، و معرفتشناسی بر اساس اصل «درستی تفکیک و نادرستی تقدیم» و نیز تفکیکهای سهگانه میان زبان طبیعی و زبان منطقی، تعیین کوچکترین واحد معناداری، ...
بیشتر
پرسش اساسی این جستار ناظر به این مطلب است که چگونه میتوان نظریة معناداری نزد ملاصدرا را طراحی کرد. جستار حاضر میکوشد تا پس از اشاره به نکات روشی همچون بیان نسبت سمانتیک، متافیزیک، و معرفتشناسی بر اساس اصل «درستی تفکیک و نادرستی تقدیم» و نیز تفکیکهای سهگانه میان زبان طبیعی و زبان منطقی، تعیین کوچکترین واحد معناداری، و نقش فاعل شناسا در معناداری به نظریة معناداری نزد صدرالمتألهین نزدیک شود. از جملة نتایج جستار حاضر میتوان به ترجیح زبان منطقی بر زبان طبیعی مبتنی بر عقل منطقی و برهانی، تعیین واژه و جمله بهمنزلة کوچکترین واحدهای معناداری مبنی بر نظریة لحاظها و عدم دخالت فاعل شناسا مبتنی بر نقش اعدادی و نظریة صدور و جعل ثانی اشاره کرد.
محمدمحسن حائری؛ داود حسینی
چکیده
به یک تعبیر، واقعگرایی درباب منطق واقعگرایی درباب موضوع منطق است.اما، منطق واقعاً دربارۀ چیست؟ صحبت از منطق کم و بیش به معنای صحبت از رابطۀ نتیجه منطقی تلقی میشود؛ رابطهای که میان مقدمههای یک استدلال و نتیجۀ آن استدلال برقرار است. در تاریخِ منطق همواره اینچنین نبودهاست:در قرن بیستم دیدگاه فرگه-راسلی مبنی بر تلقیکردنِ ...
بیشتر
به یک تعبیر، واقعگرایی درباب منطق واقعگرایی درباب موضوع منطق است.اما، منطق واقعاً دربارۀ چیست؟ صحبت از منطق کم و بیش به معنای صحبت از رابطۀ نتیجه منطقی تلقی میشود؛ رابطهای که میان مقدمههای یک استدلال و نتیجۀ آن استدلال برقرار است. در تاریخِ منطق همواره اینچنین نبودهاست:در قرن بیستم دیدگاه فرگه-راسلی مبنی بر تلقیکردنِ منطق به عنوان مجموعهای از صدقهای منطقی در جامعۀ علمی حاکم بود. در این مقاله ابتدا دلایلی ارائه خواهیم کرد که نشان دهد که بهتر است که موضوع علم منطق را رابطۀ نتیجۀ منطقی بدانیم و نه صدق منطقی. آنگاه دلایلی ارائه می کنیم تا نشان دهیم که چرا بحث دربارۀ متافیزیک منطق اهمیت دارد. در متافیزیک منطق، نظریات واقعگرا عموماً فرض کردهاند که موضوع علم منطق صدق منطقی است.در تقابل با این رویکرد غالب، الگوهایی ارائه کردهایم که با فرض اینکه موضوع منطق رابطۀ نتیجۀ منطقی باشد، چگونه میتوان درباب منطق واقعگرا بود. این الگوها الهام گرفته از راهحلهایی هستند که در ذیل مسئلۀ متافیزیک رابطهها در تاریخ متافیزیک مطرح شدهاند
بهزاد حمیدیه
دوره 4، شماره 1 ، بهار و تابستان 1392، ، صفحه 65-88
چکیده
در منطق و فلسفة ارسطویی و اسلامی، محالات ذاتی دارای مفهوم و معنا تلقی میشوند، هرچند در خارج محقق نمیشوند و نمیتوانند بشوند. محالات، احکامی فلسفی دارند که در امور عامة فلسفه مورد بحث قرار میگیرند. در این نوشتار، ضمن رد دلایل اندکی که بر معناداری محالات ذاتی آوردهاند، چند دلیل فلسفی و منطقی بر بیمعنایی محالات ذاتی اقامه خواهیم ...
بیشتر
در منطق و فلسفة ارسطویی و اسلامی، محالات ذاتی دارای مفهوم و معنا تلقی میشوند، هرچند در خارج محقق نمیشوند و نمیتوانند بشوند. محالات، احکامی فلسفی دارند که در امور عامة فلسفه مورد بحث قرار میگیرند. در این نوشتار، ضمن رد دلایل اندکی که بر معناداری محالات ذاتی آوردهاند، چند دلیل فلسفی و منطقی بر بیمعنایی محالات ذاتی اقامه خواهیم کرد. بهنظر میرسد مبحث منطقی «عدم و ملکه»، مبنای خوبی برای تشخیص بیمعنایی جملات و مرکبات به دست میدهد. بر این اساس و توضیحاتی که در متن آمده است، محالات ذاتی را باید الفاظ مرکبی دانست که از طریق بازی با الفاظ ایجاد شدهاند و هیچ مفهومی را به ذهن نمیآورند، بلکه صرفاً ذهن را به توهم معنایابی میاندازند؛ محالات ذاتی «مفهومنما» هستند. پیامدهای مهم این نظریه در این نوشتار به اجمال مورد اشاره قرار گرفتهاند.
مهدی بهنیافر
چکیده
این پژوهش به بررسی ماهیت استنتاج و نسبت آن با شهود در اندیشۀ دکارت میپردازد. برخی مدعیات دکارتی مبنی بر یقینیتر بودن شهود و قابلیت فروکاهش استنتاج به آن، از جمله سرچشمههای این بحث است که دستکم دو تقریر رقیب هنجاری-اصلموضوعی و روانشناسیگروانۀ بحث شده در این پژوهش را در میان شارحان برانگیخته است. آرمان تقریر نخست، کاستن ...
بیشتر
این پژوهش به بررسی ماهیت استنتاج و نسبت آن با شهود در اندیشۀ دکارت میپردازد. برخی مدعیات دکارتی مبنی بر یقینیتر بودن شهود و قابلیت فروکاهش استنتاج به آن، از جمله سرچشمههای این بحث است که دستکم دو تقریر رقیب هنجاری-اصلموضوعی و روانشناسیگروانۀ بحث شده در این پژوهش را در میان شارحان برانگیخته است. آرمان تقریر نخست، کاستن از نقش حافظه و گاه تخیل در زنجیرههای طولانی استنتاج بهواسطۀ خطاپذیری آنها در دید دکارت است. حصول این آرمان هم وابسته به ممارست و تمرین برای جایدادن زنجیرههای استنتاجی هر چه طولانیتر در یک شهود واحد دکارتی است. این تقریر هم استقلال نتیجۀ منطقی را میپذیرد، هم استنتاج را قابلتعریف بر اساس معرِّفهایی همچون قواعد تبدیل و اصول پایۀ منطقی میداند هم اینکه منافاتی با درخت اصلموضوعی معرفت دکارتی ندارد. اما تقریر دوم اساساً درونمایۀ استنتاج را همان فراچنگآوردن شهودی بهعنوان فعل سادۀ ذهنی میداند که چیزی جز یک شهود پیچیده با متعلّقات متعدد نیست. لذا این تقریر، استنتاج را فاقد درونمایۀ منطقی و غیرقابلتعریف بر اساس معرِّفهایی همچون اصول و قواعد منطقی میداند و بهجای آن فراچنگآوردنِ حقیقت مستنتج آشکار شده در پرتو نوعی شفافیت ِروانشناختیِ تجربه شده توسط سوژۀ معرفت را مینشاند. نشان دادهام که هر دو تقریر با تکیه بر بخشی از متون دکارت میکوشند قابلجمع با عینیتِ شناختی بهنظر برسند و قرائتی فطری و انتخابناپذیر از منطق دکارتی ارائه کنند؛ اما تقریر دوم هم با فقرههای اساسیتر اندیشۀ دکارت و هم با استقلال منطق منافات دارد؛ لذا نمیتواند بهنحو قابل قبولی از عهده این دو مدعا برآید.
غلامرضا ذکیانی
دوره 1، شماره 2 ، پاییز و زمستان 1389، ، صفحه 51-78
چکیده
ارغنون ارسطو در حدود یازده قرن پس از پیدایش، به زبان عربی ترجمه شد و دانشمندانی چون فارابی و ابنسینا پس از آشنایی با همین ترجمهها، دست به خلق آثار منطقی در جهان اسلام زدند. و همین آثار سبب پیدایش و بالندگی منطق در میان مسلمین گشت. تحلیل و ارزیابی نخستین ترجمههای ارغنون سبب میشود از یکسو با اهتمام مسلمین به میراث یونانی ...
بیشتر
ارغنون ارسطو در حدود یازده قرن پس از پیدایش، به زبان عربی ترجمه شد و دانشمندانی چون فارابی و ابنسینا پس از آشنایی با همین ترجمهها، دست به خلق آثار منطقی در جهان اسلام زدند. و همین آثار سبب پیدایش و بالندگی منطق در میان مسلمین گشت. تحلیل و ارزیابی نخستین ترجمههای ارغنون سبب میشود از یکسو با اهتمام مسلمین به میراث یونانی در سدههای نخستین و از سوی دیگر با میزان صحت و دقت این ترجمهها آشنا شویم. عبدالرحمن بدوی نخستین ترجمههای عربی از مجموعة ارغنون ارسطو به علاوه ایساغوجی فرفوریوس را در یک مجموعة سهجلدی جمعآوری و تصحیح کرده است. پس از مقایسة ترجمة عربی «قیاس» با متن یونانی و ترجمههای انگلیسی (جنکینسون) و فارسی (ادیب سلطانی) از تحلیلات اولی، با حدود یکصد مورد اختلاف کلی و جزئی مواجه شدیم. این اختلافات را تحت عناوینی چون برتریهای ترجمه، کاستیها در ترجمه، عربی نامفهوم، عبارات اضافی، خطای ترجمه، تغییر مثال، خطای تصحیح، توضیح اضافی دستهبندی نمودیم. در مقدمه، ضمن اشاره به اهمیت عصر ترجمه، به مسائل دیگری چون ترجمة ارغنون، مترجم قیاس، تصحیح بدوی، روش مقایسه و برتریهای ترجمة عربی اشاره نمودهایم.
منطق قدیم
امین شاهوردی
دوره 7، شماره 1 ، بهار و تابستان 1395، ، صفحه 59-82
چکیده
در این مقاله، در بخش اول، گزارههای منفصله بر پایة کتاب شفاء را بررسی میکنیم و نشان میدهیم که ابنسینا، برخلاف متأخرانی چون قطبالدین رازی، گزارههای منفصلة حقیقی اتفاقی را نمیپذیرد. در بخش دوم، دو خوانش کلی در باب گزارههای منفصلة ابنسینا معرفی میشود. بر اساس دیدگاه رشر، شهابی، فاخوری، نبوی و الجزر، گزارههای منفصلة ...
بیشتر
در این مقاله، در بخش اول، گزارههای منفصله بر پایة کتاب شفاء را بررسی میکنیم و نشان میدهیم که ابنسینا، برخلاف متأخرانی چون قطبالدین رازی، گزارههای منفصلة حقیقی اتفاقی را نمیپذیرد. در بخش دوم، دو خوانش کلی در باب گزارههای منفصلة ابنسینا معرفی میشود. بر اساس دیدگاه رشر، شهابی، فاخوری، نبوی و الجزر، گزارههای منفصلة ابنسینا تابعارزشی هستند، در حالی که از نظر استریت و چاتی دیدگاه ابنسینا در باب گزارههای منفصله در کتاب اشارات را میتوان وجهی دانست. در ادامة این بخش به ناکارآمدی هریک از این نظرها اشاره خواهیم کرد. در بخش سوم، با تأکید بر مفهوم «ناسازگاری» به مثابة هستة اصلی دیدگاه ابنسینا در باب گزارههای منفصلة حقیقی، دیدگاه ربطی ـ وجهی برای صورتبندی این گزارهها دقیقتر از دیگر خوانشها درنظر گرفته میشود.
بهنام ذوالقدر؛ فرشته نباتی
دوره 2، شماره 1 ، بهار و تابستان 1390، ، صفحه 63-84
چکیده
هینتیکا در تحلیل دلالتشناسی منطق معرفت بهقصد پاسخگویی به مسئلۀ همهچیزدانیِ منطقی از جهانهای ناممکن استفاده کرد. پریست نیز همچون هینتیکا در تحلیل متون التفاتی به جهانهای ناممکن متوسل میشود. پس از مطالعة رویکردهای متعدد به جهانهای ناممکن و کاربردهای گوناگون جهانهای ناممکن در منطق موجهات، پاسخ ...
بیشتر
هینتیکا در تحلیل دلالتشناسی منطق معرفت بهقصد پاسخگویی به مسئلۀ همهچیزدانیِ منطقی از جهانهای ناممکن استفاده کرد. پریست نیز همچون هینتیکا در تحلیل متون التفاتی به جهانهای ناممکن متوسل میشود. پس از مطالعة رویکردهای متعدد به جهانهای ناممکن و کاربردهای گوناگون جهانهای ناممکن در منطق موجهات، پاسخ پریست به مسئلۀ همهچیزدانیِ منطقی و سه مسئلۀ دیگر منطق معرفت را بررسی خواهیم کرد. دلالتشناسیای که او برای متون التفاتی عرضه میکند، کاملاً مبتنی بر جهانهای ناممکن است. در پیِ مباحثی که مطرح میشود، جنبههای متعددی از این جهانهای نامتعارف را خواهیم دید.
مطالعات تطبیقی در منطق
مهدی عظیمی
دوره 8، شماره 1 ، بهار و تابستان 1396، ، صفحه 63-86
چکیده
هدف این مقاله تحریر و تحلیل بخشی از تاریخ دلیل افتراض (بهطور خاصّ) و تاریخ منطق دورهی اسلامی (بهطور عامّ) است. ارسطو دلیل افتراض را در چندین موضع از دستگاه قیاسیاش، از جمله در اثبات عکس سالب کلّی، بهکار میگیرد. مسئلهی مقالهی کنونی همین کاربرد اخیر است. از زمان تئوفراستوس چالشهای فراوانی فراروی این دلیل افتراض نهاده شده ...
بیشتر
هدف این مقاله تحریر و تحلیل بخشی از تاریخ دلیل افتراض (بهطور خاصّ) و تاریخ منطق دورهی اسلامی (بهطور عامّ) است. ارسطو دلیل افتراض را در چندین موضع از دستگاه قیاسیاش، از جمله در اثبات عکس سالب کلّی، بهکار میگیرد. مسئلهی مقالهی کنونی همین کاربرد اخیر است. از زمان تئوفراستوس چالشهای فراوانی فراروی این دلیل افتراض نهاده شده است. اسکندر افرودیسی به رفع این چالشها همّت میگمارد و به این منظور دو تفسیر از افتراض یادشده به دست میدهد که، بر پایهی تحلیل ما، دومین تفسیر یک برهان خلف است که در آن از حذف و معرّفی سور وجودی و جابهجایی عاطف استفاده شده است و بنابراین نشان میدهد که این بخش از منطق ارسطو هم به منطق گزارهها و هم به منطق محمولها وابسته است. نیز این تفسیر، دلیل افتراض را بهخاطر استفاده از حدّ شخصی، دلیلی غیرقیاسی میشمارد و آشکار میسازد که اسکندر بهدرستی قیاس ارسطو را منطق حدّهای کلّی میداند. در جهان اسلام، ابنسینا، خونجی، و خواجه نصیر از همین تفسیر پیروی میکنند و حتّی درک روشنتری نسبت به قواعد یادشده از خود نشان میدهند؛ به گونهای که ابنسینا و خواجه نصیر آشکارا از تمایزی سخن میگویند که امروزه میان نام خاصّ و نام فرضی نهاده میشود. سهروردی و فخر رازی، امّا، با اثرپذیری از تفسیر نخست اسکندر، تیزبینی چندانی از خود به نمایش نمیگذارند، نه در فهم منطق ارسطو بهعنوان منطق حدّهای کلّی و نه در فهم آن دسته از قواعد منطق گزارهها و محمولها که در فرآیند افتراض دخیلاند.
محسن کاشی؛ سید محمد علی حجتی
دوره 9، شماره 2 ، پاییز و زمستان 1397، ، صفحه 63-81
چکیده
پرسش محوری فرگه در مقاله در باب معنی و مدلول آن است که چگونه می توان تفاوت معرفتزایی جمله هایی به فرم a=a را از a=b توجیه کرد.a=a تحلیلی و پیشین است در حالی که a=b پسین است و ارزش شناختی متفاوتی دارد. نظریه معنی (sense) و مدلول فرگه برای پاسخ به همین پرسش طرح می شود.سنس نحوه رسیدن به یک مدلول است و تفاوت راههای رسیدن به یک مدلول توجیه گر چگونگی معرفتزایی ...
بیشتر
پرسش محوری فرگه در مقاله در باب معنی و مدلول آن است که چگونه می توان تفاوت معرفتزایی جمله هایی به فرم a=a را از a=b توجیه کرد.a=a تحلیلی و پیشین است در حالی که a=b پسین است و ارزش شناختی متفاوتی دارد. نظریه معنی (sense) و مدلول فرگه برای پاسخ به همین پرسش طرح می شود.سنس نحوه رسیدن به یک مدلول است و تفاوت راههای رسیدن به یک مدلول توجیه گر چگونگی معرفتزایی اینهمانیهای تجربی است.در سنت تحلیلی توجیه معرفتزایی نقطه قوت نظریه فرگه محسوب می شود.ما بر آنیم استدلال کنیم که اگر ساختار منطقی پیشنهادی فرگه برای اینهمانیهای تجربی را مفروض گرفته و نظریه معنی و مدلول او را بپذیریم، آنگاه اساسا جایی برای کشف تجربی باقی نمی ماند.کشف تجربی در حالتی معنی پیدا می کند که ساختار منطقی متفاوتی به جمله های مورد بحث فرگه نسبت دهیم و در این صورت دیگر نیازی به نظریه معنی و مدلول نخواهیم داشت.
اسداله فلاحی
دوره 3، شماره 2 ، پاییز و زمستان 1391، ، صفحه 65-81
چکیده
چکیده فخرالدین رازی عکس مستوی قضایای حقیقیه و خارجیه را برای نخستینبار به صورت جداگانه مورد بحث قرار داده است، اما افضلالدین خونجی بسیاری از احکام او را مورد نقد قرار داد و بیشتر این نقدها از سوی منطقدانان بعدی پذیرفته شده است. عکس مستوی قضایای خارجیه در مقالة دیگری بررسی شده و با فرمولهای منطق جدید آشکار شده است که در دو ...
بیشتر
چکیده فخرالدین رازی عکس مستوی قضایای حقیقیه و خارجیه را برای نخستینبار به صورت جداگانه مورد بحث قرار داده است، اما افضلالدین خونجی بسیاری از احکام او را مورد نقد قرار داد و بیشتر این نقدها از سوی منطقدانان بعدی پذیرفته شده است. عکس مستوی قضایای خارجیه در مقالة دیگری بررسی شده و با فرمولهای منطق جدید آشکار شده است که در دو مورد فخر رازی خطا کرده و خونجی بر حق بوده است و در موارد دیگر، اختلاف فخر رازی و خونجی به اختلاف در تفسیر اصطلاحات برمیگردد. در این مقاله نشان میدهیم که در عکس مستوی قضایای حقیقیه نیز مشابه همین خطا و اختلاف در تفسیر رخ داده است. برای نمونه، فخر رازی تأکید دارد که در قضایای حقیقیه، موجبههای فعلیه (یعنی غیر از دو ممکنه) به مانند خود منعکس نمیشوند و سالبههای دائمه و عرفیه اصلاً عکس ندارند؛ اما خونجی مدعی است که در قضایای حقیقیه، موجبههای فعلیه به جزئیة ضروریه عکس میشوند و سالبههای دائمه و عرفیه به مانند خود. فرمولهای منطق جدید در این دو مورد حق را به خونجی میدهد. در دیگر موارد اختلافی نشان میدهیم که رازی موجهات حقیقیه را با دو ادات وجهی در نظر میگرفته است و خونجی با یک ادات وجهی؛ و این راز اختلاف آنها در احکام عکس مستوی است.
غلامرضا ذکیانی؛ محمدامین برادران نیکو
دوره 4، شماره 2 ، پاییز و زمستان 1392، ، صفحه 65-93
چکیده
نهتنها نزد همگان پذیرفته شده است که ارسطو مدون علم منطق است، بلکه اغلب بر این باورند که آنچه او تدوین کرد نهفقط «علم منطق»، بلکه «منطق علم» یا روششناسی نیز بهشمار میآید. تاکنون ارسطوپژوهان، از میان مؤلفههای روششناسی ارسطویی، نقش اصلی و محوری را به نظریة برهان و روش قیاسی وی دادهاند و سایر اجزای منطق وی، مانند ...
بیشتر
نهتنها نزد همگان پذیرفته شده است که ارسطو مدون علم منطق است، بلکه اغلب بر این باورند که آنچه او تدوین کرد نهفقط «علم منطق»، بلکه «منطق علم» یا روششناسی نیز بهشمار میآید. تاکنون ارسطوپژوهان، از میان مؤلفههای روششناسی ارسطویی، نقش اصلی و محوری را به نظریة برهان و روش قیاسی وی دادهاند و سایر اجزای منطق وی، مانند جدل، را در حاشیه قرار دادهاند. اما برخی معاصرین مانند یاکو هینتیکا علیه چنین دیدگاهی استدلال کردهاند و نشان دادهاند که دیالکتیک در روششناسی ارسطو نقشی همتراز نظریة قیاس دارد و یکی از سه ضلع اصلی ساختار روششناسی ارسطوست. هینتیکا در پرتو نگاهی متوازن به اجزای دستگاه منطقی ارسطو، سازگاری و هماهنگی میان روش مطرحشده در ارغنون، با مسائل متافیزیکی و با روش غالب زمانة او را نمایان میکند. علاوه بر این هینتیکا نشان میدهد که این روششناسی از نتایج نظریة روانشناسی شناخت ارسطویی است.
فلسفه تحلیلی (با گرایش منطق)
شهرام شهریاری
دوره 7، شماره 2 ، پاییز و زمستان 1395، ، صفحه 67-96
چکیده
برنامة قوی در جامعهشناسی معرفت علمی با نام مکتب ادینبرا و دیدگاههای نسبیانگارانة این مکتب شناخته شده است. براساس این رویکرد، همة آنچه «معرفت» بهشمار میرود، صرفنظر از صدق یا کذب آن، عللی دارد که به پذیرش آن در جامعه انجامیده است و جامعهشناس موظف است که این علل را بیابد. این برنامه، برخلاف برنامههای ضعیفتری که ...
بیشتر
برنامة قوی در جامعهشناسی معرفت علمی با نام مکتب ادینبرا و دیدگاههای نسبیانگارانة این مکتب شناخته شده است. براساس این رویکرد، همة آنچه «معرفت» بهشمار میرود، صرفنظر از صدق یا کذب آن، عللی دارد که به پذیرش آن در جامعه انجامیده است و جامعهشناس موظف است که این علل را بیابد. این برنامه، برخلاف برنامههای ضعیفتری که معرفت علمی را استثنا میکردند، بر این ایده مبتنی است که عوامل اجتماعی در شکلگیری معرفت علمی تجربی و حتی ریاضیات و منطق، یعنی معرفتهایی که از سنخ ضروری بهشمار میروند، نیز نقش دارند. در این مقاله درصددیم دیدگاههای مکتب ادینبرا را در زمینة منطق و ریاضی معرفی و تبیین کنیم. بهاینمنظور، نخست مبانی فکری این رویکرد را بهاجمال معرفی و سپس دیدگاههای اصلی آنان را دربارۀ نقش ابعاد جامعهشناسانه در منطق و ریاضیات بهاختصار ذکر میکنیم. در بخشهای بعدی مقاله مهمترین یا بدیعترین مطالعات موردی عرضهشده را بررسی و آنها را درباب برهان خلف، تصمیمگیری و چانهزنی در ریاضیات، اثبات گزارههای ریاضی، و اعتبار استدلالهای منطقی نقد و ارزیابی میکنیم و درانتها نیز نکاتی دربارة رویکرد نظری آنان و نتایجی که بهنظر میرسد میتوان از این بحث گرفت مطرح خواهیم کرد.
پرستو رستمی
دوره 8، شماره 2 ، پاییز و زمستان 1396، ، صفحه 69-96
چکیده
نظریة "شباهت خانوادگیِ" ویتگنشتاین تأثیرگذارترین نظریة معاصر در باب "تعریف"، یا، به عبارت بهتر، در مقابلِ "تعریف" است. مقابلة اصلی این نظریة با "تعاریف ذاتی" است که ارسطو بهعنوان سردمدار آن شناخته میشود. این نظریة را در دوران معاصر چالشی برای ذاتگرایی در نظر گرفتهاند. در این جستار، بعد از بیان نگرة شباهت خانوادگی و زمینههای بروز ...
بیشتر
نظریة "شباهت خانوادگیِ" ویتگنشتاین تأثیرگذارترین نظریة معاصر در باب "تعریف"، یا، به عبارت بهتر، در مقابلِ "تعریف" است. مقابلة اصلی این نظریة با "تعاریف ذاتی" است که ارسطو بهعنوان سردمدار آن شناخته میشود. این نظریة را در دوران معاصر چالشی برای ذاتگرایی در نظر گرفتهاند. در این جستار، بعد از بیان نگرة شباهت خانوادگی و زمینههای بروز آن در تقابل با تعاریف ارسطویی، با استخراج انتقاداتِ این نگره بر تعاریف ذاتیِ ارسطو و یافتن پاسخ این انتقادات با توجه به متن آثار ارسطو، سعی دارم نشان دهم که طرح چنین انتقاداتی به تعاریف ارسطویی ناشی از فهم نادرست و ناآگاهی ویتگنشتاین نسبت به نگرة "تعاریف ذاتیِ" مدنظر ارسطو است. برای دستیابی به این مطلوب از دو روش پدیدارشناسی و تحلیلی بهره خواهم برد. بررسی آثار دستاولِ فلاسفة مذکور از اولویتهای این پژوهش به شمار میآید.
اسدالله فلاحی
دوره 5، شماره 2 ، پاییز و زمستان 1393، ، صفحه 71-103
چکیده
شمسالدین سمرقندی از منطقدانان قرن هفتم، در بحث قیاس شرطی دیدگاهی نو در برابر ابنسینا پیش نهاده است. از نظر ابنسینا، قیاس شرطی دقیقاً مانند قیاس حملی است و درنتیجه، 19 ضرب منتج دارد؛ اما سمرقندی این همانندی را نمیپذیرد و فقط 7 ضرب از قیاس شرطی را معتبر میداند. او در بیان شرایط انتاج فقط شرایط کیفیت را بیان میکند و به شرایط ...
بیشتر
شمسالدین سمرقندی از منطقدانان قرن هفتم، در بحث قیاس شرطی دیدگاهی نو در برابر ابنسینا پیش نهاده است. از نظر ابنسینا، قیاس شرطی دقیقاً مانند قیاس حملی است و درنتیجه، 19 ضرب منتج دارد؛ اما سمرقندی این همانندی را نمیپذیرد و فقط 7 ضرب از قیاس شرطی را معتبر میداند. او در بیان شرایط انتاج فقط شرایط کیفیت را بیان میکند و به شرایط کمیت نمیپردازد و هنگام ارائة مثال نقض برای ضربهای عقیم، تفاوت کمی ضربها را نادیده میگیرد. اگر مانند سمرقندی صرفاً کیفیت گزارهها را در نظر بگیریم میان قیاسهای سمرقندی و منطق ربط (که شاخهای از منطق جدید است) مطابقت شگفتانگیزی مییابیم به این معنی که هر ضرب منتج نزد سمرقندی در منطق ربط معتبر است و برعکس؛ و این نشاندهندة نزدیکی اندیشههای او به منطق ربط است. این در حالی است که اگر کمیت گزارهها را نیز در نظر آوریم با دشواریهایی در تحلیل قیاسهای سمرقندی روبهرو میشویم که ریشه در تفسیر او از سورهای شرطی دارد.
رحمان شریفزاده؛ محمدعلی حجتی
دوره 5، شماره 1 ، بهار و تابستان 1393، ، صفحه 73-96
چکیده
ما در مقالة «پارادوکس اخبار از مجهول مطلق تحلیل مفهوم خبر»، با برگرفتن رویکرد جدیدی تلاش کردیم تا راهحل تازهای برای پارادوکس اخبار از مجهول مطلق بیابیم. مقالهای تحت عنوان «نقدی بر مقالة «پارادوکس اخبار از مجهول مطلق تحلیل مفهوم خبر»» (اسدی: 1392) تلاش کرده است با طرح انتقادهایی، موضع ما در این مقاله را به چالش بکشد. ...
بیشتر
ما در مقالة «پارادوکس اخبار از مجهول مطلق تحلیل مفهوم خبر»، با برگرفتن رویکرد جدیدی تلاش کردیم تا راهحل تازهای برای پارادوکس اخبار از مجهول مطلق بیابیم. مقالهای تحت عنوان «نقدی بر مقالة «پارادوکس اخبار از مجهول مطلق تحلیل مفهوم خبر»» (اسدی: 1392) تلاش کرده است با طرح انتقادهایی، موضع ما در این مقاله را به چالش بکشد. در این مقاله مهمترین و اصلیترین انتقادهای وی را به بحث خواهیم گذاشت و ارزیابی خواهیم کرد. چنانکه خواهیم دید این انتقادات نمیتوانند برای موضع ما مسئلهای ایجاد کنند.
رحمتالله رضایی
دوره 6، شماره 1 ، بهار و تابستان 1394، ، صفحه 73-93
چکیده
تعریف در منطق سنتی به حد و رسم تقسیم میشود و حد بنا بر دلایلی دور از دسترس دانسته میشود. بنابراین، آنچه مقدور است تعریف رسمی است. اما تبیین چیستی و شرایط رسم مشکلاتی را پدید آورده است. نتیجه اینکه رسم به سرنوشت حد گرفتار شده است و نشان داده میشود که فاقد ارزش منطقی و معرفتشناختی است. به نظر میرسد میتوان در چهارچوب ...
بیشتر
تعریف در منطق سنتی به حد و رسم تقسیم میشود و حد بنا بر دلایلی دور از دسترس دانسته میشود. بنابراین، آنچه مقدور است تعریف رسمی است. اما تبیین چیستی و شرایط رسم مشکلاتی را پدید آورده است. نتیجه اینکه رسم به سرنوشت حد گرفتار شده است و نشان داده میشود که فاقد ارزش منطقی و معرفتشناختی است. به نظر میرسد میتوان در چهارچوب سنت منطق سینوی به بازسازی رسم پرداخت که لازمهاش بازنگری در تعریف و شرایط آن است. اگر چنین تلاشی موفق باشد معلوم میشود که نه رسم محدود به مرکب از ذاتیات و عرضیات است و نه عرضیات اختصاص به ماهیات مرکب دارد بلکه شامل ماهیات بسیط، عوارض وجودی و حتی عوارض تحلیلی هم میشود. بر این اساس، میتوان اقسام قلمرو و کارکردهایی را برای رسم ترسیم و از ارزش منطقی و معرفتشناختی آن دفاع کرد تا آنجا که رسم میتواند همان کارکرد حد را داشته باشد بدون اینکه مشکلات آن را داشته باشد.
غلامرضا ذکیانی
دوره 2، شماره 2 ، پاییز و زمستان 1390، ، صفحه 77-95
چکیده
ارغنون ارسطو حدود یازده قرن پس از پیدایش، به عربی ترجمه شد و دانشمندانی مانند فارابی و ابن سینا پس از آشنایی با همین ترجمهها، دست به خلق آثار منطقی در جهان اسلام زدند و همین آثار سبب پیدایش و بالندگی منطق میان مسلمانان شد. تحلیل و ارزیابی نخستین ترجمههای ارغنون سبب میشود از یکسو با اهتمام مسلمانان به میراث یونانی ...
بیشتر
ارغنون ارسطو حدود یازده قرن پس از پیدایش، به عربی ترجمه شد و دانشمندانی مانند فارابی و ابن سینا پس از آشنایی با همین ترجمهها، دست به خلق آثار منطقی در جهان اسلام زدند و همین آثار سبب پیدایش و بالندگی منطق میان مسلمانان شد. تحلیل و ارزیابی نخستین ترجمههای ارغنون سبب میشود از یکسو با اهتمام مسلمانان به میراث یونانی در سدههای نخستین و از سوی دیگر با میزان صحت و دقت این ترجمهها آشنا شویم. عبدالرحمن بدوی نخستین ترجمههای عربی از مجموعة ارغنون ارسطو بهعلاوة ایساغوجی فرفوریوس را در یک مجموعة سهجلدی جمعآوری و تصحیح کرده است. پس از مقایسة ترجمة عربی «قیاس» با متن یونانی و ترجمة انگلیسی جنکینسون و ترجمة فارسی ادیب سلطانی از تحلیلات اولی (دفتر دوم)، با حدود صد مورد اختلاف کلی و جزئی مواجه شدیم. این اختلافات را با عباراتی مانند، کاستیها در ترجمه، عربی نامفهوم، عبارات اضافی، خطای ترجمه، تغییر مثال، خطای تصحیح، و ترجیح نسخة بدل دستهبندی کردهایم.
رحمان شریفزاده؛ سید محمد علی حجتی
دوره 3، شماره 1 ، بهار و تابستان 1391، ، صفحه 77-95
چکیده
در این مقاله نخست از این بحث میکنیم که پارادوکس اخبار از مجهول مطلق چه فرقی با پارادوکسهایی چون مجهول یا معدوم مطلق دارد و این پارادوکس چگونه با پارادوکس اخبار از معدوم مطلق همساختار است، سپس نشان خواهیم داد که هرچند راه حل تمایز حملین برای دفع شبهة معدوم یا مجهول مطلق کفایت میکند، اما نمیتواند شبهة اخبار ...
بیشتر
در این مقاله نخست از این بحث میکنیم که پارادوکس اخبار از مجهول مطلق چه فرقی با پارادوکسهایی چون مجهول یا معدوم مطلق دارد و این پارادوکس چگونه با پارادوکس اخبار از معدوم مطلق همساختار است، سپس نشان خواهیم داد که هرچند راه حل تمایز حملین برای دفع شبهة معدوم یا مجهول مطلق کفایت میکند، اما نمیتواند شبهة اخبار را حل کند. درادامه راه حل دیگری را ارائه خواهیم کرد؛ با تحلیل مفهوم خبر و تمییز «خبردادن از مجهول مطلق» و «سخنگفتن دربارة آن» نشان خواهیم داد که «قابل اخبار نبودن مجهول مطلق» نه خبری از مجهول مطلق بلکه خبری از وضعیت معرفتی انسان میدهد؛ بنابراین پارادوکس اخبار از مجهول مطلق تناقضی را نتیجه نخواهد داد.