<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>منطق‌پژوهی</title>
    <link>https://logicalstudy.ihcs.ac.ir/</link>
    <description>منطق‌پژوهی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 17 Mar 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 17 Mar 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>فراسازگاری و تقریرِ ارسطویی-سینویِ مسئلۀ اینهمانی شئ در طول تغییر</title>
      <link>https://logicalstudy.ihcs.ac.ir/article_10113.html</link>
      <description>اینکه اشیاء متعارف در جهان ما تغییر می‌کنند موضوعی‌ست که تصدیق آن برای هرکسی بدیهی بنظر می‌رسد. مثلا نوک مداد در دست ما می‌تواند بشکند، اما ما مداد را همان مداد قبل بدانیم؛ با این تغییر که نوکش اکنون شکسته است. اما این موضوع اصلا به این سادگی نیست. در طول تاریخ متافیزیک همواره کسانی بوده‌اند-پارمنیدس، ملیسوس، زنون، مک‌تاگارت، پیتر گیچ و برتراند راسل- که وجود حرکت و تغییر در جهان را به همین معنای عرفی در ذهن ما، منکر شده‌اند. در سوی دیگر، جریان غالب فیلسوفان سعی داشته‌اند برای وجود حرکت و تغییر در جهان نظریات و استدلال‌های مستحکمی را ارائه کنند، مثلا رویکرد ارسطویی-سینوی از مهم‌ترین آن‌هاست. تقریر مشائی بر تمایز تغییرات ذاتی و عرضی تکیه می‌کند و نظریه‌ی حرکت‌اش را بسط می‌دهد. در این مقاله سعی داریم نشان دهیم هردو رویکرد سلبی و ایجابی بالا، با شکست مواجه‌اند؛ شکست آن‌ها نه لزوما بخاطر ضعف استدلال‌های‌شان، بلکه بخاطر پذیرش یک منطق اشتباه بعنوان مبنای متافیزیک‌شان اتفاق می‌افتد. این مقاله تلاشی برای نشان دادن برتری منطق فراسازگار بر منطق کلاسیک در توضیح مسئله‌ی حرکت است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد کتاب چیستی و نقش قضایای تحلیلی و ترکیبی در منطق و معرفتشناسی</title>
      <link>https://logicalstudy.ihcs.ac.ir/article_10390.html</link>
      <description>تمایز تحلیلی ـ ترکیبی از مهم‌ترین مباحثِ فلسفۀ مدرن است که دامنۀ آن در فلسفۀ معاصر تحلیلی پی گرفته شده. این تمایز به مناقشه‌ها و سنگر‌بندی‌هایی میان فیلسوفان منجر شده است؛ به‌گونه‌ای که، در یک دسته‌بندی کلی، فیلسوفان تحلیلی را می‌توان به موافقین و مخالفین این تمایز تقسیم کرد. در زبان فارسی تألیفات اندکی در حوزۀ فلسفۀ تحلیلی وجود دارد. در بارۀ تمایز مذکور نیز تقریباً تألیف و یا حتی ترجمه‌ای جدی که تنها این تمایز را در کانون پژوهش قرار دهد، در دست نیست. اما چندی پیش و در سال 1397 کتابی با عنوان چیستی و نقش قضایای تحلیلی و ترکیبی در منطق و معرفت-شناسی به قلم یکی از دانشوران حوزوی و دانشگاهی تألیف شده که از قضا برگزیدۀ کتاب سال حوزه است. با این اوصاف، باید انتظار داشت که نخستین کتاب در این بحث، از دقت و جدیت لازم بهره برده باشد. آن‌چه در پی می‌آید متمرکز است بر نقد این کتاب. البته شایسته است این نقد همراه باشد با روشنگری‌ها و بازسازی‌ها که نوشتار پیش رو در این جهت نیز کوشیده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عکس نقیض موضوع؛ حلقه گمشده در استدلال مباشر به طریق عکس</title>
      <link>https://logicalstudy.ihcs.ac.ir/article_12020.html</link>
      <description>یکی از طرق استدلال به شیوه مباشر در علم منطق، روش &amp;amp;laquo;عکس&amp;amp;raquo; است. منطق‌دانان مجموعاً سه قسم &amp;amp;laquo;عکس مستوی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;عکس نقیض موافق&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;عکس نقیض مخالف&amp;amp;raquo; را برای شیوه‌های مختلف این استدلال بیان‌ کرده‌اند. پژوهش حاضر با یک تقسیم ثنائی و حصر عقلی نشان داده است که یک قسم جدید و معتبر دیگر می‌توان از استدلال به شیوه عکس فرض نمود که مورد غفلت منطقیون قرار گرفته است. در این شکل جدید، پس از جابه‌جایی موضوع و محمول، تنها موضوع نقیض می‌شود به گونه‌ای که بر فرض صدق قضیه اصل، قضیه عکس نیز صادق باشد. پژوهش فعلی، این قسم جدید را &amp;amp;laquo;عکس نقیض موضوع&amp;amp;raquo; نامیده است و احکام آن را در اقسام قضایای محصوره برای مطلق قضایا(حملیه یا شرطیه) اثبات نموده است؛ بدین شکل که عکس نقیض موضوع برای قضایای موجبه(کلیه یا جزئیه)، سالبه جزئیه، و برای قضیه سالبه کلیه، موجبه کلیه است. سالبه جزئیه نیز عکس نقیض موضوع معتبر ندارد. با استفاده از این قسم نوآورانه می‌توان قضایای صادق بیش‌تری را از یک قضیه صادق استنباط و استخراج نمود که ارزشی همسنگ سایر اقسام عکس به آن می‌بخشد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
