ملاحظاتی بر نظریه ارجاع بدیهیات تصدیقی به علم حضوری

نوع مقاله: پژوهشی اصیل

نویسندگان

1 گروه فلسفه اخلاق، دانشکده الهیات، دانشگاه قم

2 دانشگاه اصول الدین قم

چکیده

بدیهیات به عنوان زیرساخت معرفت فلسفی و بلکه همه معارف بشری از گذشته دارای ارزش بسزایی بوده است و لیکن به دلایل مختلفی به چرایی آن جز در مطاوی کلمات فلاسفه پرداخته نشده است. در تبیین و توجیه اعتبار و خطاناپذیری بدیهیات مبانی مختلفی مطرح شده است. یکی از این مبانی ارجاع بدیهیات به علوم حضوری و استفاده از خاصیت خطاناپذیری این علم برای تضمین صحت بدیهیات می‌باشد. آیت الله مصباح را می‌توان مبدع و یا نخستین مقرر این نظریه دانست. ایشان از شش بدیهی رایج تنها وجدانیات و اولیات را واجد شرایط بداهت می‌دانند و به دلیل اینکه علم حصولی و حس را مناشیء وقوع خطا می‌دانند، تلاش می‌کنند تا ارتباط وجدانیات و اولیات را با آنها قطع نمایند تا راه ورود خطا به بدیهیات مسدود شود و آن‌گاه برای تضمین صدق و بداهت بدیهیات آنها را با علم حضوری که سرچشمه ضمانت صحت است، پیوند می‌دهند. اما این نظریه به نظر می‌رسد با مشکلاتی روبرو است. نوشتار مذکور درصدد است تا با تبیین نظر ایشان و برشمردن ویژگی‌های علم حضوری ملاحظات وارد بر این نظریه را بررسی کند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Analysis and Critiques on the Theory of Reference of Assertive self-evident Propositions to Immediate Knowledge

نویسندگان [English]

  • Muhammad Tajik Joobeh 1
  • Muhammad Rasaffi 2
1 Department of Theology, Moral Philosophy, University of Qom
2 Assistant Professor in Usul al-Din University
چکیده [English]

Self-evident propositions as the foundation of Philosophy possess a significant position, but due to various reasons, they have been discussed only in margins. To explain the validity and inerrancy of these propositions, philosophers come up with different ideas. One of these Ideas was suggested by Misbah Yazdi in which he refers them to immediate(presential) knowledge in order to benefit from the unerring feature of this kind of knowledge. Among all self-evident propositions in formal logic, he only considers the inner experience and prime knowledge(Awwaliyat) as two true and eligible instances of self-evident, because among all only these two meet the criteria of being self-evident, and because He believes that sensory knowledge is the source of the mistake, thus he tries to separate self-evident propositions from sensory perception and tie them up to immediate knowledge in order to guarantee the truth of these propositions. But this theory seems to have some errors, in this article we try to explain his theory and then elaborate on the features of immediate knowledge to discover some objections to this novel but apparently incomplete theory.

کلیدواژه‌ها [English]

  • self-evident
  • immediate knowledge
  • inner experience
  • inerrancy