ارزش معرفت‌شناختی مشارکت حد و برهان در حکمت متعالیه

نوع مقاله : پژوهشی

نویسنده

استادیارگروه کلام، مجتمع آموزش عالی حکمت و مطالعات ادیان، دانشگاه جامعه المصطفی (ص) العالمیه، قم، ایران

چکیده
منطق‌دانان پایبند به نظام ارسطویی، مشارکت حد و برهان را به منزله راه حل خروج از چالش شناخت فصل حقیقی اشیاء و فقدان ارزش معرفت‌شناختی حد تام ارائه کردند. ظهور صدرالمتالهین و ارائه نظریه اعتباریت ماهیت چالش معرفت‌شناختی حد تام را جدی‌تر از گذشته نمایان کرد چون شناخت فصل به معنای معهودش، باعث شناخت حقیقت شیئ نمی‌گردد چه اینکه فصل و جنس قریب از سنخ ماهیتند در حالی که حقیقت شیئ وجود آن است؛ بر این اساس تلاش برای معرفت به فصل از نظر معرفت‌شناختی بی ارزش است و نمی‌تواند ما را در حوزه تصوری به واقعیت شیئ برساند. با این وجود موسس حکمت متعالیه نیز در آثار گوناگون خویش از مشارکت حد و برهان سخن گفته و حد و برهان شیئ را پل ارتباطی به سوی یکدیگر توصیف کرده است. این مقاله با روش تحلیلی – توصیفی و به منظور پاسخ به این سوال سامان یافته است که ملاصدرا که حد تام را در شناخت حقیقت اشیاء ناکارآمد کرده و ماهیت و توابع آن را اعتبار مجازی ذهن گردانده، چگونه می‌تواند به مشارکت حد و برهان ارزش معرفت‌شناختی بخشد؟ و به این نتیجه دست یافته که وی با تفکیک میان حد ماهوی و حد وجودی و تقریر حد وجودی به معنای معرفت به تحصل وجودی شیئ، تحلیل وجودی از فصل و جایگزین سازی شناخت تحصل وجودی در حد به جای معرفت به کنه ذات ماهوی در حد، موفق شده به مشارکت حد و برهان ارزش معرفت‌شناختی ببخشد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله English

The Epistemological Value of the Interrelation of Definition and Argument in Transcendent Wisdom

نویسنده English

Mojtaba Afsharpour
Assistant Professor of Theology Department, Wisdom and Studies of Religions Higher Education Complex, Al-Mustafa International University, Qom, Iran.
چکیده English

Aristotelian logicians proposed the interrelation of definition and argument as a solution to the challenge of recognizing the true essence of things and the lack of epistemological value in complete definitions. Mulla Sadra's emergence and his theory of the ideality of quiddity further highlighted this epistemological challenge. Understanding essence in its conventional sense does not lead to understanding the reality of an object, because species and genus are quiddity, whereas the reality of an object is its existence. Therefore, the pursuit of knowledge of species and essence is epistemologically worthless and cannot lead us to the reality of an object in the conceptual realm. However, the founder of Transcendent Wisdom also speaks of the interrelation of definition and argument in his various works, describing the definition and argument of an object as a bridge to each other. This article, using an analytical-descriptive method, seeks to answer the question: How does Mulla Sadra, who rendered complete definitions ineffective in recognizing the reality of objects and considered essence and its attributes as mental constructs, grant epistemological value to the interrelation of definition and argument? and concludes that by differentiating between essential and existential definitions, interpreting the existential definition as knowledge of the realization of being, providing an existential analysis of species, and substituting the knowledge of the realization of being for knowledge of the species and essence in definition of the essential nature, Sadra successfully grants epistemological value to the interrelation of definition and argument.

کلیدواژه‌ها English

Interrelation of definition and argument
essential definition
existential definition
realization of being
existential argument
Mulla Sadra
ـ ابن سینا (1379).النجاة من الغرق فى بحر الضلالات، چاپ دوم، تهران: دانشگاه تهران‏.
ـ ابن سینا (1404 الف). الهیات شفا،قم: مکتبه آیت الله المرعشی.
ـ ابن سینا (1404 ب). برهان شفا، قم: مکتبه آیت الله المرعشی.
ـ ابن سینا (1405). منطق المشرقیین، چاپ دوم، قم: مکتبه آیت الله المرعشی.
ـ ابن سینا(1989).الحدود، چاپ دوم، قاهره: الهیئه المصریه.
ـ جوادی آملی، عبدالله (1386). رحیق مختوم، ج2 و ج6 و ج9، چاپ سوم، قم: اسراء.
ـ جوادی آملی، عبدالله (1401). رحیق مختوم، ج33، چاپ اول، قم: اسراء.
ـ حسین زاده، محمد (1390).معرفت بشری، زیرساختها،چاپ دوم، قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره).
ـ حلی، حسن ابن یوسف (1371). الجوهرالنضید، چاپ پنجم، قم: بیدار.
ـ سلیمانی امیری، عسکری (1393). منطق صدرایی، چاپ اول، قم: مجمع عالی حکمت اسلامی.
ـ سلیمانی امیری، عسکری (1395). اصول و قواعد حد و نسبت آن با برهان، چاپ اول، قم: مجمع عالی حکمت اسلامی.
ـ سلیمانی امیری، عسکری (1397). معیار دانش، چاپ سوم، قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره).
ـ سلیمانی امیری، عسکری (1399). منطق متعالی در نظام صدرایی، چاپ اول، قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره).
ـ سهروردی،شهاب الدین (1375).مجموعه مصنفات شیخ اشراق،چاپ دوم، تهران: موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.
ـ شیرازی، قطب الدین (1394).شرح حکمه الاشراق به انضمام تعلیقات صدرالمتالهین، ج1، چاپ دوم، تهران: حکمت.
ـ طباطبایی، سیدمحمدحسین (1387). برهان، چاپ دوم، قم: بوستان کتاب.
ـ طباطبایی، سیدمحمدحسین (1416). نهایه الحکمه، چاپ دوازدهم، قم: جامعه مدرسین.
ـ طباطبایی، سیدمحمدحسین (1417). توحید علمی و عینی در مکاتیب حکمی و عرفانی، چاپ دوم، مشهد:انتشاراتعلامه طباطبایی (ره).
ـ طوسی، نصیرالدین (1408). تجرید المنطق، بیروت: موسسه الاعلمی للمطبوعات.
ـ مشکوه الدینی، عبدالمحسن (1362). منطق نوین، چاپ اول، تهران: آگاه.
ـ مصباح یزدی، محمدتقی (1387). شرح الهیات شفا، ج3، قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره).
ـ مصباح، مجتبی. محمدی، عبدالله (1399). معرفت شناسی، چاپ ششم، قم: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره).
ـ مطهری، مرتضی (1382). مجموعه آثار، ج6 و ج9، چاپ نهم، تهران: صدرا.
ـ ملاصدرا (1360). الشواهد الربوبیه، چاپ دوم، مشهد: المرکز الجامعی للنشر.
ـ ملاصدرا (1382). شرح و تعلیقه بر الهیات شفا، چاپ اول، تهران: بنیاد حکمت اسلامی صدرا.
ـ ملاصدرا (1422). شرح الهدایه الاثیریه، چاپ اول، بیروت: موسسه التاریخ العربی.
ـ ملاصدرا (1981). الحکمه المتعالیه فی الاسفار العقلیه الاربعه، چاپ سوم، بیروت: دار احیاء التراث.
ـ ملایری، موسی. نادعلی زاده، حمزه (1395). «اصالت وجود و تحول در منطق تعریف»، خردنامه صدرا، ش84، صص43-58.