نقد کتاب چیستی و نقش قضایای تحلیلی و ترکیبی در منطق و معرفتشناسی
مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 15 شهریور 1404
https://doi.org/10.30465/lsj.2025.48244.1463
محمدحسین اسفندیاری
چکیده تمایز تحلیلی ـ ترکیبی از مهمترین مباحثِ فلسفۀ مدرن است که دامنۀ آن در فلسفۀ معاصر تحلیلی پی گرفته شده. این تمایز به مناقشهها و سنگربندیهایی میان فیلسوفان منجر شده است؛ بهگونهای که، در یک دستهبندی کلی، فیلسوفان تحلیلی را میتوان به موافقین و مخالفین این تمایز تقسیم کرد. در زبان فارسی تألیفات اندکی در حوزۀ فلسفۀ تحلیلی وجود دارد. در بارۀ تمایز مذکور نیز تقریباً تألیف و یا حتی ترجمهای جدی که تنها این تمایز را در کانون پژوهش قرار دهد، در دست نیست. اما چندی پیش و در سال 1397 کتابی با عنوان چیستی و نقش قضایای تحلیلی و ترکیبی در منطق و معرفت-شناسی به قلم یکی از دانشوران حوزوی و دانشگاهی تألیف شده که از قضا برگزیدۀ کتاب سال حوزه است. با این اوصاف، باید انتظار داشت که نخستین کتاب در این بحث، از دقت و جدیت لازم بهره برده باشد. آنچه در پی میآید متمرکز است بر نقد این کتاب. البته شایسته است این نقد همراه باشد با روشنگریها و بازسازیها که نوشتار پیش رو در این جهت نیز کوشیده است.
بررسی تفسیرهای گوناگون اداتهای منطقی از دیدگاه رواقیان
دوره 6، شماره 2، مهر 1394، صفحه 111-130
امین شاهوردی، محمدعلی اژهای
چکیده در این جستار منطق رواقی و تعبیری که در نیمة نخست قرن بیستم از این منطق صورت گرفت بررسی میشود. از آنجا که نخستین محققان در این دوره بر اساس پیشفرضهای منطق جدید با منطق رواقی مواجه شدند، این رویکرد را کلاسیک نامیدهایم و سعی کردهایم تعابیری را که این رویکرد از ادات اصلی منطق رواقی یعنی نفی، عطف، فصل، و شرطی بهدست داده است بررسی کنیم. در مورد هر ادات، در پرتو کارهای جدید بر روی منطق رواقی، نارساییهای برداشت کلاسیک نشان داده شده است. در پایان این جستار توضیح میدهیم که برداشت کلاسیک از ادات نفی و عطف بهلحاظ جدول ارزش صحیح است هرچند مفاهیم رواقی یادشده را تماماً نمیرساند. همچنین نشان خواهیم داد که برداشت کلاسیک از اداتهای فصل و شرطی در مواردی نادرست بوده است.
منطق ربط نزد شمسالدین سمرقندی
دوره 5، شماره 2، مهر 1393، صفحه 71-103
اسدالله فلاحی
چکیده شمسالدین سمرقندی از منطقدانان قرن هفتم، در بحث قیاس شرطی دیدگاهی نو در برابر ابنسینا پیش نهاده است. از نظر ابنسینا، قیاس شرطی دقیقاً مانند قیاس حملی است و درنتیجه، 19 ضرب منتج دارد؛ اما سمرقندی این همانندی را نمیپذیرد و فقط 7 ضرب از قیاس شرطی را معتبر میداند. او در بیان شرایط انتاج فقط شرایط کیفیت را بیان میکند و به شرایط کمیت نمیپردازد و هنگام ارائة مثال نقض برای ضربهای عقیم، تفاوت کمی ضربها را نادیده میگیرد. اگر مانند سمرقندی صرفاً کیفیت گزارهها را در نظر بگیریم میان قیاسهای سمرقندی و منطق ربط (که شاخهای از منطق جدید است) مطابقت شگفتانگیزی مییابیم به این معنی که هر ضرب منتج نزد سمرقندی در منطق ربط معتبر است و برعکس؛ و این نشاندهندة نزدیکی اندیشههای او به منطق ربط است. این در حالی است که اگر کمیت گزارهها را نیز در نظر آوریم با دشواریهایی در تحلیل قیاسهای سمرقندی روبهرو میشویم که ریشه در تفسیر او از سورهای شرطی دارد.
تحلیل عمومهای سهگانة اصول فقه در منطق جدید
دوره 2، شماره 1، فروردین 1390، صفحه 103-126
اسدالله فلاحی
چکیده عموم مجموعی و عموم استغراقی و عموم بدلی سه نوع از انواع عموماند که اصولیان در مبحث عام و خاص و مبحث مطلق و مقید به آن میپردازند و برای آن، چه در فقه و چه در اصول، کاربردهای فراوانی یافتهاند و مثالهای گوناگونی ذکر کردهاند. در این مقاله، برخی از این کاربردها و مثالها را به زبان منطق جدید صورتبندی کردهایم و پیچیدگیهای بعضی از آنها را نشان دادهایم. برای این کار، ترکیب سور با ادات سلب و ترکیب سور با ادات شرطی و ترکیب سور با سور را برای تحلیل انواع عموم به خدمت گرفتهایم. در ادامه، نشان دادهایم که این روش برای تحلیل انواع عموم، بهرغم همۀ توانمندیها و ظرافتهایی که دارد، وقتی با قواعد منطق جدید درمیآمیزد، نتایج شگفت و گاه ناپذیرفتنی بهدست میدهد و به فروکاهی عموم مجموعی و عموم بدلی به عموم استغراقی میانجامد. بنابراین، این مقاله در صدد است تا نشان دهد که مبحث انواع عموم ظرافتها و پیچیدگیهایی دارد که به پژوهش بیشتری پیرامون زوایای تاریک و ناشناختة آن نیاز است.
