شماره مجوز علمی-پژوهشی از کمیسیون نشریات وزارت علوم: 3/122273 مورخ:91/5/18
درباره نشریه: به استحضار میرساند پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی دوفصلنامه علمی - پژوهشی منطقپژوهی را منتشر میکند. از استادان، پژوهشگران و دانشجویان تحصیلات تکمیلی دعوت میشود مقالههای تألیفی خود را در موضوعات پیشنهادی یا سایر موارد مرتبط، برای انتشار در این نشریه ارسال کنند. ایمیل نشریه:mantegh1394@gmail.com
خواهشمندیم جهت پیگیری وضعیت مقاله خود، صرفا از طریق ایمیل نشریه به شرح زیر اقدام فرمایید. نشانی الکترونیک
لطفا با ایمیلی غیر از yahoo ثبتنام نمایید.
کاربران محترم توجه داشته باشند که دریافت کد مقاله به معنای ارسال مقاله نیست. کاربران باید تمام مراحل را طی نمایید و در پایان صفحه تایید ارسال مقاله باید مشاهده شود
در مرحله آخر ارسال مقاله، توجه داشته باشید که حتما از منوی نوع مقاله ، فایل اصلی مقاله را انتخاب کنید، تا مراحل ارسال کامل شود
پاسخگویی به سوالات ضروری نویسندگان، روزهای شنبه تا چهارشنبه از ساعت 10 الی14 تلفن: 24862000، 09128067910
چکیده یکی از طرق استدلال به شیوه مباشر در علم منطق، روش «عکس» است. منطقدانان مجموعاً سه قسم «عکس مستوی»، «عکس نقیض موافق» و «عکس نقیض مخالف» را برای شیوههای مختلف این استدلال بیان کردهاند. پژوهش حاضر با یک تقسیم ثنائی و حصر عقلی نشان داده است که یک قسم جدید و معتبر دیگر میتوان از استدلال به شیوه عکس فرض نمود که مورد غفلت منطقیون قرار گرفته است. در این شکل جدید، پس از جابهجایی موضوع و محمول، تنها موضوع نقیض میشود به گونهای که بر فرض صدق قضیه اصل، قضیه عکس نیز صادق باشد. پژوهش فعلی، این قسم جدید را «عکس نقیض موضوع» نامیده است و احکام آن را در اقسام قضایای محصوره برای مطلق قضایا(حملیه یا شرطیه) اثبات نموده است؛ بدین شکل که عکس نقیض موضوع برای قضایای موجبه(کلیه یا جزئیه)، سالبه جزئیه، و برای قضیه سالبه کلیه، موجبه کلیه است. سالبه جزئیه نیز عکس نقیض موضوع معتبر ندارد. با استفاده از این قسم نوآورانه میتوان قضایای صادق بیشتری را از یک قضیه صادق استنباط و استخراج نمود که ارزشی همسنگ سایر اقسام عکس به آن میبخشد.
چکیده اینکه اشیاء متعارف در جهان ما تغییر میکنند موضوعیست که تصدیق آن برای هرکسی بدیهی بنظر میرسد. مثلا نوک مداد در دست ما میتواند بشکند، اما ما مداد را همان مداد قبل بدانیم؛ با این تغییر که نوکش اکنون شکسته است. اما این موضوع اصلا به این سادگی نیست. در طول تاریخ متافیزیک همواره کسانی بودهاند-پارمنیدس، ملیسوس، زنون، مکتاگارت، پیتر گیچ و برتراند راسل- که وجود حرکت و تغییر در جهان را به همین معنای عرفی در ذهن ما، منکر شدهاند. در سوی دیگر، جریان غالب فیلسوفان سعی داشتهاند برای وجود حرکت و تغییر در جهان نظریات و استدلالهای مستحکمی را ارائه کنند، مثلا رویکرد ارسطویی-سینوی از مهمترین آنهاست. تقریر مشائی بر تمایز تغییرات ذاتی و عرضی تکیه میکند و نظریهی حرکتاش را بسط میدهد. در این مقاله سعی داریم نشان دهیم هردو رویکرد سلبی و ایجابی بالا، با شکست مواجهاند؛ شکست آنها نه لزوما بخاطر ضعف استدلالهایشان، بلکه بخاطر پذیرش یک منطق اشتباه بعنوان مبنای متافیزیکشان اتفاق میافتد. این مقاله تلاشی برای نشان دادن برتری منطق فراسازگار بر منطق کلاسیک در توضیح مسئلهی حرکت است.
چکیده تمایز تحلیلی ـ ترکیبی از مهمترین مباحثِ فلسفۀ مدرن است که دامنۀ آن در فلسفۀ معاصر تحلیلی پی گرفته شده. این تمایز به مناقشهها و سنگربندیهایی میان فیلسوفان منجر شده است؛ بهگونهای که، در یک دستهبندی کلی، فیلسوفان تحلیلی را میتوان به موافقین و مخالفین این تمایز تقسیم کرد. در زبان فارسی تألیفات اندکی در حوزۀ فلسفۀ تحلیلی وجود دارد. در بارۀ تمایز مذکور نیز تقریباً تألیف و یا حتی ترجمهای جدی که تنها این تمایز را در کانون پژوهش قرار دهد، در دست نیست. اما چندی پیش و در سال 1397 کتابی با عنوان چیستی و نقش قضایای تحلیلی و ترکیبی در منطق و معرفت-شناسی به قلم یکی از دانشوران حوزوی و دانشگاهی تألیف شده که از قضا برگزیدۀ کتاب سال حوزه است. با این اوصاف، باید انتظار داشت که نخستین کتاب در این بحث، از دقت و جدیت لازم بهره برده باشد. آنچه در پی میآید متمرکز است بر نقد این کتاب. البته شایسته است این نقد همراه باشد با روشنگریها و بازسازیها که نوشتار پیش رو در این جهت نیز کوشیده است.
چکیده در این مقاله به گزارههای مطلقاً اثباتناپذیر از دیدگاه شهودگرایی براوئری میپردازیم. بنا به تعریف براوئر، یک گزاره مطلقاً اثباتناپذیر است هرگاه ذهن آفریننده بهعنوان ریاضیدانی ایدهآل اثباتی داشته باشد مبنی بر اینکه هم خود آن گزاره و هم نقیض آن از منظر ساختی اثباتناپذیر است. براوئر نشان داده است که وجود چنین گزارههایی ممکن نیست. مارک فان آتن در کتاب خود در مورد براوئر و شهودگرایی، اثبات کوتاه براوئر در این مورد را بیان کرده و شرح و تفصیل داده است. مترجم فارسی این کتاب نیز به دو شکل مختلف این اثبات را بازسازی کرده و توضیح داده است. در این مقاله بازسازی مناسبتری از اثبات براوئر ارائه میدهیم. در ادامه، به کار گودل در زمینۀ گسترش حکم براوئر از منطق گزارهها به منطق محمولات مرتبۀ اول خواهیم پرداخت. بهعلاوه اشاره خواهیم کرد که اینگونه صوریسازیهای ایدههای شهودگرایانه در زبان منطق، نمیتوانند حق مطلب را درمورد ایدههای براوئر ادا کنند.
چکیده تبیینِ میرزایِ قُمی دربارهیِ دلیلِ عملی از سه جهت حائزِاهمیت است: (1) او از جدیترین منتقدانِ منطقِ ارسطویی و نحوهیِ دلیلآوری در این منطق بهحساب میآید و راهِ متفاوتی را از مدافعانِ این منطق پیموده است. (2) منطقِ حاکمبر اندیشهیِ میرزایِ قُمی یک منطقِ روانشناختی بهحساب میآید. و (3) با ارائهیِ تبیینِ متفاوت از سرشتِ دلیل، تقلید را نوعی از دلیل بهحساب میآورد و بابِ استناد به تقلید را در امورِ عملی میگشاید. در این پژوهش موضعِ میرزایِ قُمی دربارهیِ دلایل بهبحث گذاشته شده و نشان داده شده است که میرزایِ قُمی هر امرِ اقناعآور را دلیل میداند. میرزا با فرارَوی از صورتگرایی در منطقِ ارسطویی، به تکثّرِ صورت در استدلال باور دارد و معتقد است که نحوهیِ التفاتِ مجتهد، صورتِ استدلال را بهنحوِ پسینی معیّن میسازد؛ بنابراین بهنحوِ پیشینی، نمیتوان هیچ صورتی را نمیتوان بهعنوانِ صورتِ استدلال پذیرفت. بهباورِ میرزا، یقینِ منطقی وجود ندارد و یقینِ منطقی نیز نوعی یقینِ روانشناختی است. اگر یقین یکسره امری روانشناسانه باشد، سه لازمه پدید میآید: (1) تمایزی بینِ ظنِ خاص و ظنِ عام از بین میرود و همهیِ ظنون بهیکسان معتبر میشوند. ازاینرو، (2) در اعتباربخشی به ظنون، تفاوتی وجود ندارد که از چه منبعی برآیند؟ و (3) تقلیدِ اقناعآور ازنظرِ معرفتشناسانه هیچ تفاوتی با یقینِ روانشناسانه ندارد و بلکه تقلید قِسمی از یقین بهحساب میآید؛ ازاینرو (4) در امورِ عملی میتوانیم از تقلید بهره گیریم.
چکیده احساسات خلافواقع، همچون حسادت و پشیمانی، بهدلیل نقش بنیادین آنها در شکلدهی به رفتار انسانی، قضاوت اخلاقی، و ساماندهی تعاملات اجتماعی، از محورهای مهم پژوهش در حوزه هوش مصنوعی و سیستمهای چندعاملی بهشمار میآیند. این احساسات زمانی شکل میگیرند که فرد میان وضعیت واقعی و سناریوهای خیالیِ جایگزین مقایسهای ذهنی برقرار میکند و از این طریق به بازاندیشی در تصمیمهای پیشین، اصلاح رفتارهای نادرست و پیشبینی پیامدهای آتی سوق داده میشود. در این مقاله، بهمنظور صوریسازی دقیق و قابلمحاسبه حسادت و پشیمانی، از چارچوب منطقی CFE (Counterfactual Emotions) استفاده شده است [2]. افزون بر این، با تکیه بر شاخصهای کمی نظیر «درجه اهمیت»، «درجه ناکافی بودن» و «درجه اجتنابپذیری خلافواقع» معرفیشده در [1]، شدت و درجهی این احساسات مورد تحلیل قرار میگیرد. یافتههای این پژوهش میتواند بنیانی نظری و کاربردی برای توسعه عاملهای هوشمندی فراهم آورد که توانایی درک، بازنمایی، و انطباق با پیچیدگیهای شناختی و اخلاقی احساسات انسانی را دارند.
چکیده با وجود آنکه اصل تناقض یکی از مهمترین اصول حاکم بر فلسفه -به خصوص از زمان ارسطو- به شمار می-آید، کسانی نیز به مصاف این اصل رفته و آن را به چالش کشیدهاند. پژوهش حاضر عمدتاً در صدد نشان دادن سیر تاریخی تناقض باوری و راهحلهای ارائه شده از سوی تناقضباوران برای اعتقاد به امکان جمع نقیضین از دوران باستان تا کنون میباشد. مسئله اصلی این تحقیق آن است که مخالفان برجسته قاعده امتناع تناقض، در طول تاریخ چه ادله و راهحلهایی برای دیدگاه خود ارائه کردهاند و از روش توصیفی و تحلیل انتقادی برای نیل به پاسخ این مسئله بهره گرفته است. در راستای ترسیم سیر اندیشه دفاع از تناقضباوری، ابتدا پیشینه اصل امتناع تناقض مورد بررسی قرار میگیرد. سپس، تناقضباوری و نسبت آن با همهصادقانگاری مورد مداقّه قرار خواهد گرفت و پس از آن بهطور تفصیلی پیشینه و زمینه تناقضباوری از یونان باستان تا دوران معاصر گزارش خواهد شد. تبیین منطق تناقضباور پایانبخش این جستار خواهد بود.
چکیده علی سداد نخستین منطقدان سنتی در جهان اسلام است که مواجههای علمی با منطق ریاضی داشته است. او درسنامهای به زبان ترکی عثمانی به نام «میزان العقول فی المنطق و الأصول» در منطق تطبیقی تألیف نموده است. وی در این کتاب اولاً مطالب منطق سنتی را اجمالاً ارائه کرده ثانیاً آموزههای جدید منطقدانان انگلیسی جورج بول، ویلیام هامیلتون و دمورگان را معرفی و نقد کرده است و ثالثاً مباحثی را حول بنیانها و روششناسی علوم در کتاب گنجانده است. سداد با این باور که منطقپژوهی در جهان اسلام رشد بیشتری از اروپا داشته، شکاکیّت در فلسفهی غرب را محصول عقبماندگی در مطالعات منطقی میداند، و سعی میکند علاوه بر بیان ریشههای تاریخی این پدیده، وجوهی از برتری منطق سینوی بر منطق اروپایی را نشان دهد. این کتاب نقطهی عطفی در تاریخ منطقپژوهی در ترکیه به حساب میآید. کتاب، ضمن جریانسازی، واکنشهای مثبت و منفی مختلفی را در ترکیه به همراه داشته است.
چکیده منطق {LP} یک منطق فراسازگار است که از نظر ساختاری و سمنتیکی شباهت زیادی با منطق LP معرفیشده توسط گراهام پریست دارد. این منطق در پی مطالعه مدلهای غیرنرمال کارنپ مورد مطالعه قرار گرفته شده است. {LP} برخلاف منطق پریست با استفاده از ماتریسهای نامعین تعریف میشود؛ ابزاری که نقش مهمی در ارائه معناشناسی برای منطقهای فراسازگار ایفا میکند و امکان بررسی گزارههای متناقض بدون فروپاشی کل نظام منطقی را فراهم میسازد. در این مقاله، ابتدا چارچوب سمنتیکی این منطق معرفی شده و سپس یک سیستم نظریه برهان بر پایه حساب رشته گنتزن برای آن ارائه میگردد. نشان داده خواهد شد که این سیستم استنتاجی نسبت به ماتریس نامعین معرفی شده صحیح و تمام است. سپس برخی ویژگیهای خاص منطق {LP} بررسی میشود که تفاوتهای بارزی نسبت به منطق LP دارد. به طور خاص، رفتار غیرمتعارف عملگر عطف در این منطق مورد بررسی قرار گرفته است، این عملگر به شیوهای کاملا متفاوت از منطقهای متداول عمل میکند، طوری که به سختی نام عطف را به آن میتوان داد.
چکیده از دیدگاه ارسطو هم واژهها و هم گزارهها دلالت می کنند. اما دشواری این است که مدلول چیست و در چه صورتی یک واژه یا یک گزاره واحد است. این مساله بحث از همنامی و «به شیوههای بسیار گفته شدن» را پیش میکشد. از ارسطوپژوهان قرن بیستمی، ایروین استدلال میکند که مدلول ذات است و در برابرِ آن شیلدز معتقد است که مدلول معنی است که البته مراتب متعددی، از معنای سطحی (لغوی) تا معنای عمیق (ذات)، دارد. در این مقاله استدلال میشود که مؤلفة اصلی در دلالتِ واژهها و گزارهها این است که مدلول وحدت حقیقی داشته باشد. وحدت حقیقی مدلول واژهها، که بر اساس آموزة مقولات تعیین میشود، به دو صورت امکانپذیر است: «به خاطر واحد»، مانند انسان و «با اشاره به واحد»، مانند موجود. اما وحدت حقیقی مدلولِ گزارهها به وحدتِ حقیقیِ شرایط صدق گزارة موجِب باز میگردد. بنابراین، در بحث دلالت ارسطو در جستجوی واحد حقیقی است و معنای عرفی زبانی غایت نهایی وی نیست. اهمیتِ این بحث در این است که بحث دربارة دلالتِ واژهها یکی از ابزارهای مهمِ ارسطو در بحث فلسفی است.